دكتر گلشنی: انقلاب از نیروپروری و شایسته‌سالاری غفلت كرد

تهران- ایرناپلاس- دكتر مهدی گلشنی، استاد بازنشسته دانشگاه صنعتی شریف كه طرفدار نظریه علم دینی است و بهمن‌ماه سال گذشته نیز از سقوط دانشگاه سخن گفت، در گفت‌وگو با ایرناپلاس درباره ضعف‌ها و قوت‌های انقلاب اسلامی حرف می‌زند.

ایرناپلاس: خبرگزاری جمهوری اسلامی، ایرنا، به مناسبت چهلمین سالگرد انقلاب در حال تهیه‌ مجموعه‌ای از مصاحبه‌ها با روشنفكران، كارشناسان، سیاستمداران، مدیران اجرایی درباره‌ بایدها و نبایدهای حكومت‌داری یا حكمرانی پس از این چهل سال است. برای توضیح بیشتر سؤال هم از شما اجازه می‌خواهم بیشتر زاویه‌ دیدم را باز كنم، ما در چهل سال گذشته ریزش‌ها و رویش‌ها داشتیم، خاطرات تلخ و شیرین داشتیم، جنگ داشتیم،‌ ناآرامی‌های داخلی داشتیم، شكاف‌های اجتماعی، سیاسی و تحریم داشتیم. دسترسی پیدا كردیم به یك سری تكنولوژی‌هایی كه یك زمانی اساسا برای كشوری مثل ایران به رویا می‌ماند. از نظر تولید علم یكی از بهترین كشورهای جهان هستیم، نیروی انسانی توانمندی داریم، جوان‌های خلاقی داریم، اما از آن طرف هم دشمنی‌های زیادی با ما می‌شود. رقبای‌مان چه در سطح منطقه‌ خاورمیانه و چه در سطح جهانی به دلیل همین مهارت‌هایی كه پیدا كردیم، برای به هم زدن توازن قوا سعی می‌كنند ما را ضعیف‌تر نگه دارند یا اگر هم قرار است پیشرفتی صورت بگیرد متكی به آنها صورت بگیرد. همه اینها ما را به یك سری الزامات می‌رساند. یك مرور و جمع‌بندی گذشته و یك تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری برای آینده. از منظر آقای دكتر گلشنی، آنچه كه ما امروز باید روی آن بایستیم و برای آیندگان هم حفظ كنیم كدام است؟

گلشنی: بسم الله الرحمن الرحیم. انقلاب اسلامی ایران یك انقلاب بسیار مقدس و بسیار مهم بود و بسیار تأثیرگذار بود در جهان، اگر می‌خواهید ببینید، من مشاهداتم را در سال‌های اول انقلاب می‌گویم كه در سال‌های اول انقلاب هم معاون آموزشی این دانشگاه بودم. از سال 57 تا 59. بنده چند سفر به خارج داشتیم، خیلی احترام برای ایران قائل بودند. مثلا در سال 1362 یعنی چهار سال بعد از پیروزی انقلاب، در پاكستان، مرحوم ضیاءالحق رئیس جمهور آنجا یك كنفرانس خیلی عظیمی ترتیب داده بود، از همه‌ جهان هم آمده بودند. از روسیه هم سیاستمدارها و آكادمی علوم‌شان آمده بودند. از آمریكا آمده بودند، دانشمندان مسلمان هم از سراسر جهان آمده بودند. من آنجا برای سخنرانی به كنفرانس دعوت شده بودم. آن موقع شناخته شده نبودم، حالا هستم، آن موقع نبودم. به دلیل اهمیتی كه برای امام قائل بودند كه سال قبلش مرحوم ضیاءالحق ایران آمده بود، بنده را بردند سر میز شام، پهلوی ضیاءالحق نشاندند. به دلیل اهمیتی كه برای انقلاب قائل بودند. بنده یك سال قبلش مأموریت یافتم، آن وقت دانشگاه تعطیل بود، از طرف وزارت ارشاد بروم ببینم انعكاس انقلاب در كشورهای اروپایی چیست. از یونان شروع كردم تا انگلیس، ده تا كشور را در عرض سه ماه دیدم با دو نفر دیگر. مسئولیت آن به عهده‌ بنده بود. در اتریش، كاردارمان جناب آقای كیارشی یك خبرنگار اتریشی را معرفی كردند. این خبرنگار گفت من برای حزب سبز هستم. شما یك امكانی فراهم كرده‌اید بین شرق كه روسیه باشد و غرب كه آمریكا و اروپا باشد. ما هم دنبال همین هستیم بنابراین خیلی اهمیت قائل بودند. شما می‌رفتید مالزی، تأثیر انقلاب ایران را در مالزی روی حجاب و اینها خیلی راحت می‌دیدید. بنابراین انقلاب خیلی تأثیرگذار بود. جنگ كه پیش آمد یك مصیبت برای ما بود. هفت، هشت سالی مصیبت بود ولی یك امكان مهم را هم فراهم كرد. چون ما دسترسی به چیزهای جهان نداشتیم، یك مقداری در فكر خودكفایی باشیم. در آبان 1367، ما مرحوم پروفسور عبدالسلام، اولین برنده‌ جایزه‌ نوبل در جهان اسلام را دعوت كردیم به ایران بیایند، دكترای فیزیك را برای اولین بار در ایران در این دانشگاه راه انداخته بودیم، بیایند این دوره را افتتاح كنیم. ایشان آمدند و افتتاح كردند و تقاضا كردند با حضرت آیت‌الله خامنه‌ای كه آن موقع رئیس جمهور بودند، ملاقات داشته باشند. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در شیراز به ایشان وقت دادند. چون كنگره‌ حافظ بود، صبح با مرحوم پروفسور عبدالسلام رفتیم به سخنرانی آقا گوش دادیم، ظهر زنگ زدند حالا بیایند خدمت آقا. بنده به اتفاق پروفسور عبدالسلام خدمت آقا رفتم و مترجم بودم بین آقا و مرحوم پروفسور عبدالسلام. یكی از اولین حرف‌هایی كه زد این بود، شما الان چند ماه است كه قطعنامه‌ 598 را پذیرفتید. چون می‌دانید در تابستان همان 67 بود كه ما پذیرفتیم. حالا كه پذیرفتید مبادا از فكر خودكفایی بیرون بیایید. حتما نیازهای‌تان را خودتان برطرف كنید. این یكی از مهم‌ترین نصیحت‌ها بود كه به كشور كرد. چند ماه بعدش هم آقا رهبر شدند و عرض می‌شود كه به مرحوم پروفسور عبدالسلام هم فرموده بودند شما پیشنهادهایی داری بنویس كه این پیشنهادهایش را زمان رهبری به ما داد كه خدمت آقا بدهیم ولی نكته مهم ایشان در آن ملاقات خودكفایی و خوداتكایی بود. انقلاب خیلی كارها كرد ولی دو، سه تا چیز را به نظر من غفلت كرد. یكی‌اش كه همین ایام اخیر و هفته‌های اخیر حضرت آیت‌الله مصباح فرمودند، غفلت كردند از نیروپروری. نیروی مناسب بپرورانند برای چیزهای مختلف. بنابراین خیلی مشاغل را به افرادی دادند كه ذیصلاح نبودند. شایسته سالاری رعایت نشد. یك نكته‌ مهم دیگر كه از همان اول انقلاب بنده مقاله دارم در كیهان و رسالت و جمهوری اسلامی این است كه از فرهنگ غفلت شد. یعنی برنامه‌ریزی علمی بله، دانشگاه‌ها این طور باشند، ولی اینكه یك فرهنگ غیراسلامی بر محیط ما و دانشگاه‌های ما و بر تفكر ما حاكم بوده، این غفلت شد. آنها فكر كردند با نفوذ قضایا را تغییر دهند. همان سال‌های دهه‌ اول انقلاب، یك خانم پاكستانی كه دكترای ژنتیك داشتند و در بیمارستان نیویورك ایشان كار می‌كردند از مریدهای سرسخت امام خمینی هم بودند.این متخصص مرید امام یك مقاله نوشت آن موقع كه این مقاله را من كپی گرفتم و به مسئولانی مثل جناب دكتر ولایتی و... دادم. در آن مقاله می‌گفت وزارت خارجه آمریكا به بنیاد دیل كارنگی سفارش داده كه بیا ببین بهترین راه نفوذ ما در این كشورهای جهان سوم و اسلام چیست؟ نتیجه‌اش این بوده، از طریق دانشگاه‌ها و غیره. بنابراین آنها در فكر این بودند. آن وقت عراق با ایران جنگ داشت و روسیه و آمریكا هر دو به صدام كمك می‌كردند. ما یك فیزیكدان معروفی در 9:32 ایتالیا داریم، بیست، سی سال پیش ایشان این صحبت را برای من گفت. گفت در سرن بودم، سرن یعنی همان مركز ژنو كه آن شتابگر بزرگ عظیم را دارد كه ما سر و دست می‌شكنیم كه حتما به آن راه پیدا كنیم. می‌گفت من در سرن بودم با رئیس آنجا جلسه داشتم. فیزیكدان ایرانی، معاون مرحوم پروفسور عبدالسلام، می‌گفت آن فرانسوی كه رئیس سرن بود به من گفت ما نمی‌گذاریم شما به جایی برسید. ببین كه روسیه و آمریكا در مقابل شما به صدام كمك می‌كنند. دو تایی كه ضد هم هستند ولی در مورد این كه شما قوی نشوید به صدام كمك می‌كنند. ده، پانزده سال پیش معاون یكی از بنیادهای بسیار مهم و معروف آمریكا در مراكش سخنرانی كرده بود، این را یكی از دوستان پاكستانی من كه در آن سخنرانی حاضر بوده می‌گفت. گفت این آمریكایی، فیزیكدان هم هست، در آن سخنرانی گفته بود ما نمی‌گذاریم یك كشور اسلامی در حد ژاپن بشود. نمی‌گذاریم یك ژاپن اسلامی درست شود. پس آنها حواس‌شان جمع است. وظیفه‌ ما دو تا چیز است. یكی خودكفایی در حد لازم، نه اینكه بگذاریم دیگران ببینند چه داریم. یكی از دوستان اندیشمند بنده كه مشاغل مهمی هم داشته حتی یك زمان معاون پژوهشی وزیر هم بوده، رئیس پژوهشگاه مهم هم بود می‌گفتند این آلمان‌ها به سیستان و بلوچستان آمده بودند، كاوش می‌كردند ما چه فلزاتی داریم، ما خودمان دنبال این چیزها نبودیم. اول هم نفت را انگلیسی‌ها كشف كردند و آمدند آن قرارداد دارسی را بستند. ما غافل بودیم. از این جهت. بنابراین از آن ظرفیتی كه انقلاب درست كرد، خیلی بیش از اینها می‌توانستیم استفاده كنیم.


راهكارهایی برای انقلاب

ایرناپلاس: چه كار باید بكنیم؟

گلشنی: عرض می‌كنم، من یكی دو مقدمه دیگر بگویم قبل از اینكه بگویم چه كار باید كنیم. الان دنیا بر مدار علم می‌گردد. قدیم این طور نبوده. قدیم كاربرد علم بیشتر در حوزه‌ نجوم برای تعیین اوقات بوده یا در حوزه‌ پزشكی آن هم از باب ضرورت بوده. در چیزهای دیگر علم خیلی كاربردی نبوده. امروز علم در تمام صحنه‌های زندگی وارد شده است. بچه‌ كوچك هم می‌بینید یك موبایل دستش است. امروز علم تعیین كننده‌ خیلی چیزهاست بنابراین ما باید در علم قوی شویم. خب باید همه‌اش علم را قرض كنیم یا خودمان هم باید تولیدكننده‌ علم باشیم؟ اگر بخواهیم قرض كنیم یك جاهایی هست كه مصلحت‌شان نیست به ما بدهند. الان می‌گویند شما فلان كار را نكنید. فلان مواد را به ما نمی‌دهند. هیچوقت نیامدند جلوی واردات تزئینات و این چیزهایی كه برای خانم‌هاست را بگیرند. چه چیزهایی را گرفتند؟ آن چیزهایی كه مورد نیاز ماست. یا برای چیزهای علمی یا بری چیزهای ضروری زندگی مثل پزشكی و غیره. پس اینها را باید خودمان به فكر باشیم. مرحوم پروفسور عبدالسلام، می‌فرمودند من در سال 1956 با یك گروهی، 11 سال بعد از كمونیستی‌شدن چین به چین رفتیم و اولین گروهی بودیم كه از غرب غیركمونیست، چین كمونیست را بازدید می‌كردیم. می‌گفتند یك نكته حیرت‌زده‌مان كرد. اول از همه اینكه چینی‌ها تمام چیزهای غربی را با مهندسی معكوس ساخته بودند. همت كرده بودند چیزهایی كه در غرب هست را با مهندسی معكوس ساخته بودند. دوم اینكه بعد كه من خودم، هفت هشت سال بعد از صحبت ایشان چین رفتم، دیدم رئیس آكادمی علوم پزشكی چین می‌گوید ما تا به حال تقلید می‌كردیم، حالا باید نوآوری كنیم. اینها نگذاشتند ما در مقام نوآوری و رفع نیازها بیفتیم. چطور؟ آمدند توسط عوامل‌شان در محیط، مسئله‌ مقاله و اینها را رایج كردند. برای ارتقای اساتید یك مقاله، مقاله كجا چاپ شود؟ در مجلاتی كه در سایت ISI آمده. آیا كاری كه برای رفع نیازها كنیم را چاپ می‌كنند؟ نه این كار دست اول كه نیست، كاری است كه در غرب شده، حالا ما همان دستگاه را خودمان می‌سازیم. بنابراین آنها چاپ نمی‌كنند. ما در دانشكده‌ فیزیك یك همكار داشتیم، دانشجوی فوق‌لیسانسش را مجبور كرد به عنوان رساله‌ فوق‌لیسانس، سنگ‌شكن كلیه بسازد با لیزر. این كاری است كه در غرب شده ولی ما وقتی خودمان تولید كنیم دیگر این دستگاه را وارد نمی‌كنیم. آن سال این استاد ترفیع نگرفت. به خاطر اینكه مقاله نشد پس اساتید دنبال رفع نیازها نرفتند. دنبال نوآوری چرا نرفتند؟ در علم ما هم سهم داشته باشیم؟ دنبال این هم نرفتند برای اینكه نوآوری یعنی مرزشكنی در علم كنید، این وقت‌گیر است. نمی‌توانید در عرض شش ماه یا یك سال یك كار كاملا نو كنید. مجبورید همین كارهایی كه می‌كنید را كمی حاشیه بزنید. پس ما سرمشق نویسی هم نكردیم. مشق‌نویسی كردیم. نتیجه‌اش چه شده؟ بله ما از نظر رشد تعداد مقالات خیلی بالاییم ولی این مقالات ارزشی هم داشته یا نه؟ به قول جناب پروفسور رضا كه خدا طول عمر به ایشان بدهد، 90 درصد اینها را به آب دریا بریزی علم كشور تكان نمی‌خورد. اعلام می‌كنند ما بالاترین رشد را داریم، آكادمی علوم جهان اسلام برای بنده بولتن و خبرنامه‌اش را كه می‌فرستد، در خبرنامه‌اش این است كه نخیر، بالاترین رشد را پاكستان و مصر داشتند. اهمیت علم به اثرگذاری است. علم در كشور ما باید رفع نیازهای ما را كند. باید نوآوری داشته باشد.استاد بنده در بركلی كه برنده‌ جایزه‌ی نوبل در فیزیك است، آقای پروفسور ونگبرگ، چندسال پیش یك مقاله نوشته بود. نوشته بود در این چهل سال گذشته هیچ مقاله‌ای از جهان اسلام من دریافت نكردم كه ارزش خواندن داشته باشد. البته در حوزه‌ هسته‌ای و اتمی و ذرات بنیادی و كیهان‌شناسی كه حوزه‌ خودش است را می‌گوید. البته مقالاتی از مسلمان‌های مقیم غرب دریافت كردم كه قابل خواندن باشد. بنابراین ما این كارها را نكردیم. بعد دیگر قضیه این است كه نگاه‌ها همه به آن طرف است و اینكه او بیاید ما را نجات دهد. او نمی‌آید ما را نجات بدهد. ما باید خودمان مثل چینی‌ها و ژاپنی‌ها زرنگ باشیم. از غرب گرفتند ولی خودشان هم افتادند در خط. ژاپن بعد از جنگ جهانی دوم در 1945 رابطه‌اش با غرب قطع بود ولی در همان سال‌هایی كه جنگ هیتلر و آمریكایی‌ها و اروپایی‌ها بود، همان سال‌ها ژاپنی‌ها با آمریكا و اروپا نبودند، با هیتلر بودند. ولی بزرگ‌ترین اختراعات علمی را در سطح مرزشكنی كردند كه بعد از جنگ جهانی دوم همراه با بعضی آمریكایی‌ها جایزه‌ نوبل گرفتند. به خودشان متكی هستند. این خیلی مهم است. من این مقدمات را بگویم تمام كنم. ما اول انقلاب همه‌اش گفتیم می‌خواهیم اتومبیل ملی بسازیم. بنده سال 1363 برای یك كنفرانس مالزی بودم. یعنی پنج سال بعد از پیروزی انقلاب. هرجا در كوالالامپور می‌رفتیم می‌گفتند نشنال كار. ماشین ملی. چه‌ها ساختند بعد از 10،12 سال؟ پروتون را ساختند. وقتی در سال 2003 مالزی رفتم و ما را كارخانه‌ پروتون بردند، آن كسی كه وضع كارخانه را به من توضیح می‌داد، كه یك سؤال از او كردم، گفت كجایی هستی، گفتم ایرانی، گفت ما پروتون را به ایران صادر می‌كنیم. چرا مالزی و كره جنوبی توانست این كار را بكند؟ همت‌شان است. مرحوم پروفسور عبدالسلام می‌فرمودند كره‌ جنوبی‌ها ایشان را دعوت كرده بودند از فرودگاه برده بودند پشت تلویزیون، بعد از ایشان سؤال كرده بودند ما چه كار كنیم جایزه‌ نوبل ببریم؟ این عزم در مسئولان ما نبوده. مرحوم پروفسور عبدالسلام می‌فرمودند همان سفر 1956 كه به چین رفتیم، چوئن لای نخست وزیر مائوو را دیدم. فهمیدم علم چین تغییر می‌كند. یك عزمی در آن دیدم كه فهمیدم علم چین تغییر می‌كند. بنده شاهدم به عنوان كسی كه از نزدیك شاهدم. آن عزم و اینكه خودمان تولیدكننده، همان چیزی كه رهبری دائما تكرار می‌كنند، رفع نیازها و شركت در مرزشكنی در علم و نوآوری در علم. ما در این موضوع، هنرمان خیلی خیلی كم بوده. این یك بعد قضیه. بعد دوم قضیه كه می‌خواهم وارد آن شوم كه چه كار باید كنیم این است كه احساس حقارت نسبت به غرب است. كنفرانس در یكی از دانشگاه‌های بزرگ تهران راه انداخته بودند، استاد آن دانشكده به من گفت. چندتا از استادهای آن دانشكده سخنرانی داشتند،‌ یكی دو نفر هم از خارج. فقط عكس آن خارجی‌ها را زده بودند. بنده خودم در روز جهانی فلسفه چندسال پیش سخنرانی داشتم. در آن جلسه‌ای كه بنده سخنرانی داشتم، سه نفر دیگر هم سخنرانی داشتند. دو تای‌شان ایرانی بودند، یكی‌شان آمریكایی بود. رئیس جلسه بنده را معرفی كرد آقای دكتر گلشنی، آقای دوم و سوم هم آقای دكتر فلان، آمریكایی را كه تازه فارغ‌التحصیل دكتری شده گفت آقای پروفسور فلان. این عقده‌ حقارت است و در آنها هست. ببینید برای خارجی‌ها چه كار می‌كنند. چند آمریكایی برنده‌ جایزه‌ی نوبل در این دانشگاه بازدید كردند. در سایت دانشگاه زده بود بزرگ‌ترین روز دانشگاه كه پسر من گفت بیایید ببینید این در سایت دانشگاه صنعتی شریف چیست. این عقده‌ حقارت باید برطرف شود. آنكه ما می‌توانیم كاری كنیم باید تقویت شود. تمام تأكید اسلام بر این حس خودباوری است. ولاتهنوا ولا تحزنوا و انتم الاعلان ان كنتم مومنین. نه اندوهگین باشید و نه بترسید، شما برترانید اگر واقعا مؤمن باشید. اسلام می‌گوید الاسلام ولایعلی علیه. اسلام می‌گوید جامعه‌ اسلامی باید برتر باشد. ما از این قضیه غفلت داریم. آنها هم می‌دانند چه كار می‌كنند. صاف و صریح رئیس اسبق ام آی سیكس در مصاحبه با فرید زكریا، همین دو سال اخیر كه نوار ویدیویش را بنده دارم، می‌گوید بلایی به سر فرهنگ اینها می‌آوریم كه تا 15 سال دیگر هیچ مشكلی با ایشان نداشته باشیم. پس اگر واقعا بخواهند اقدام كنند باید یك تجدید نظری در این معیارها بكنند. معیارهای علمی‌بودن، پیشرفت علمی، پیشرفت علمی را به چه می‌دانیم؟ به نیروهای داخلی اهمیت بدهند. آنقدر آسان نگیرند از دست‌دادن مهاجرت نیروها را. بنده از نزدیك شاهدم می‌بینم بعضی‌ها از روی ضرورت زندگی می‌روند. باید به فكر باشند این نخبگان را جذب كنند. ما نخبه را تربیت می‌كنیم، مجانی تحویل آمریكا می‌دهیم.همین اخیرا یكی از این ژاپنی‌های خیلی معروف و فیزیكدان تراز اول، درآمریكا یك مصاحبه كرده بود گفته بود فكر نكنید سرمایه‌ آمریكا به بمب اتمی و فلان است، سرمایه‌ آمریكا به این نیروهای فكری است كه از همه جا می‌گیرد. سرمایه اروپا هم همین طور. آنها هم بهترین‌های ما را می‌گیرند. چرا ما نباید بهترین‌های خودمان را خودمان جذب كنیم؟ من مخالف نیستم نیروها به غرب بروند. وقتی طرف آمار می‌دهد پارسال نسبت به پیرارسال آنقدر افزایش مهاجرت داشتیم، عصبانی می‌شوند، طرف را از یك كمیته بركنار می‌كنند. نمی‌شود خودمان را گول بزنیم. ما در یك صورت پیشرفت می‌كنیم. حواس‌مان جمع باشد، اقرار كنیم، اشتباه كردیم، اصلاحش كنیم. بنده هفت، هشت سال پیش كمبریج انگلیس بودم. یك تابستانی بود، مدتی همان محلی كه دانشگاه كمبریج هست در شهر كمبریج بودم. یك بحران اقتصادی رخ داده بود در غرب و انگلیس هم دچارش بود. یك روز یكشنبه من منزل بودم، تلوزیون را روشن كردم، چند رئیس بانك انگلیس آمده بودند، همه‌شان اقرار می‌كردند ما در ارزیابی فلان چیز اشتباه كردیم .فوری هم قضیه را حل كردند. راه حل قضایا این نیست كه ما مشكلات‌مان را انكار كنیم. پتانسیل و ظرفیتی كه ما در ایران داریم هیچ كشور همسایه ندارد. هم از نظر نیروی فكری و هم از نظر امكانات طبیعی هیچ كشوری ندارد. بنده عمده‌ كشورهای اطراف‌مان را دیدم. 12، 10 كشور اروپایی را دیدم، آمریكا را و بسیاری از استان‌هایش را دیدم. ده سال آمریكا بودم. غیر از آمریكا هیچ كشوری امكانات ما را ندارد. بنده چین بودم، یك وقتی شتابگر دیده بودند،گفتند این شتابگر را بخرید. من گفتم به یك شرط. تكنیك‌اش را هم منتقل كنیم نه اینكه آنها بیایند مونتاژ كنند، هر وقت اشكال دارد، بگوییم آنها بیایند. در جلسات بعد دیگر ما را دعوت نكردند. ما باید به خودمان برگردیم، آن هویت اسلامی ملی‌مان را زنده كنیم. اگر به اسلام و كشور علاقه داریم، آن هویت باید تقویت شود.

ایرناپلاس: چطور باید اصلاح شود؟

گلشنی: كمیت‌گرایی نكنیم. در آمار كه می‌دهیم فقط كمیت مهم نباشد.كیفیت است كه نجات می‌دهد. در جنگ بدر مسلمانان در اقلیت بودند، خالصا می‌جنگیدند و پیروز شدند. در جنگ احد تعدادشان خیلی زیاد بود ولی دنبال غنایم بودند، شكست خوردند. ما باید افكار را درست كنیم. چطوری؟ به فرهنگ از دبستان و دبیرستان تا دانشگاه توجه كنیم. غرب فهمیده چه نقش مهمی فرهنگ دارد. به همین جهت روی فرهنگ كشورها كار می‌كنند. شوخی ندارد، تلگرام و اینها را نگاه كنید، چیزهایی كه منتقل می‌كنند. پس باید روی فرهنگ كار كرد، روی تقویت حس ملی و حس دینی كار كرد كه واقعا بدانند مدیون‌اند. هركسی لزومی ندارد دكتری بگیرد كه به اینجا بكشد كه دكتری تقلبی هم رایج شود. همین دیشب برای من یك ایمیل آمده بود، اگر مقاله و رساله می‌خواهید به این آدرس بیایید. باید این دكان‌ها را جمع كنیم. بنده مقاله به شما نشان می‌دهم برای 1386، 11 سال پیش، گزارشی است كه بنده به شورای عالی انقلاب فرهنگی دادم. اگر تعریف خودمان را كنیم به هیچ جا نمی‌رسیم. اگر بگوییم بله این ظرفیت‌ها را داریم و باید از این ظرفیت‌ها استفاده كنیم، از تفكر دانشمندان‌مان استفاده كنیم، رفاقت‌بازی را در كمیته‌ها، شوراها كنار بگذاریم. افراد لایق را انتخاب كنیم. در سال 2003 كه من برای یك كنفرانسی مالزی بودم، دعوت كرده بودند از رئیس آكادمی كره‌ی جنوبی بیاید سخنرانی كند و بگوید رمز موفقیت كره جنوبی چیست. رئیس آكادمی آمد سخنرانی كرد. گفت رئیس جمهور ما نخبگان را جمع كرد گفت بنشینید اولویت‌ها را تعیین كنید. من در بسیاری از این كمیته‌ها بودم. بنابراین باید حساب كنیم الان یك نعمت است برای ما كه بیایند حسابگری كنند بعد از چهل سال ببینند چه جاهایی درست رفتیم، نتیجه‌بخش بوده، آنها را تقویت كنند. همین چند روزه، سخنرانی‌های جناب آقای رئیسی را نگاه كنید، حضرت آیت‌الله مصباح را نگاه كنید، حضرت آیت‌الله جوادی را نگاه كنید. همه‌‌شان اقرار دارند در یك جاهایی كوتاهی بوده و بیاییم واقعا علاج كنیم. هرجایی ضرر را بگیری نفع است. هیچوقت هم دیر نیست. چین و ژاپن را نگاه كنید. اصلا جایی به حساب می‌آمدند؟ ‌یك مرتبه ژاپن تغییر كرد، با تغییر عزم حكومت. چین یك مرتبه تغییر كرد. ما هم می‌توانیم این كار را بكنیم. مخصوصا با پتانسیلی كه اسلام به ما داده. ببخشید.