پری كیست؟

تهران- ایرناپلاس- در ششمین روز اسفند 1306 در رشت، كودكی متولد شد كه حضورش بی‌شك به هنر و خصوصا ادبیات ایران افزود و شكر كه همچنان علاقمندانش می‌توانند از وجودش بهره ببرند.

امیر هوشنگ ابتهاج متخلص به سایه، 92 ساله شد و برای خالق غزل‌های عاشقانه و تصنیف‌های ماندگار، زندگی به قول خودش غنیمتی است كه او قدر این غنیمت را می‌داند. البته وجودش فرصتی است برای كسانی كه می‌خواهند با عكس‌ انداختن كنار او راه شعر و شاعری را یك شبه طی كنند و در انجمن‌ها و محافل ادبی و حتی فضای مجازی، به‌جای تكیه بر استعداد احتمالی‌شان بر عكس مشترك با استاد تفاخر كنند.

پری كیست؟

«شبـی كـه آواز نـی تــو شنیـدم/ چــو آهـوی تشنـه پـی تـو دویـدم/دوان دوان تا لب چشمه رسیدم نشـانـه‌ای از نــی و نغمـه نـدیـدم/ تو ای پــری كجایی؟ كه رخ نمی‌نمایی/ از آن بهشت پنهـان دری نمی‌گشایی...»

تصنیف «سرگشته» یا «تو ای پری كجایی» كه در دستگاه همایون ساخته شده است و نسخه اصلی‌اش نزدیك به شانزده دقیقه بود، جزو خاطرات ایرانیان شده است. پری در ادبیات ایران همیشه جایگاه بالایی داشته و البته آنطور كه گفته‌اند یكی از مكان‌های زندگی پریان، چشمه‌ها بودند. حافظ از لفظ پری اینگونه استفاده می‌كند: «آن یار كزو خانه ما جای پری بود/ سر تا قدمش چون پری از عیب بری بود» و جای دیگر هم می گوید: «طفیل هستی عشق‌اند آدمی و پری/ ارادتی بنما تا سعادتی ببری». و پری در این تصنیف شاید آرزوهای از دست رفته سایه باشد و اندكی هم آرزوهای نیامده.

از نگاه سایه

هوشنگ ابتهاج در كتاب «پیر پرنیان‌اندیش» درباره نحوه شكل‌گیری «تو‌ ای پری كجایی» می‌گوید: «این اولین تصنیفیه كه من ساختم. سال 51، 52 بود. همایون خرّم یه آهنگ ساخت در همایون و برام با سازش زد. خیلی آهنگ قشنگی بود. همون موقع بهش گفتم من شعرشو می‌سازم. اون اصلاً انتظار نداشت كه من این حرفو بزنم. بعد هم ساختمش.»

ابتهاج در جایی دیگر درباره این تصنیف می‌گوید: «بعد آقای قوامی اومد جلوی اركستر و ایستاد و خوند و خیلی هم خوب خوند. وقتی تموم شد رفتم بهشون خسته نباشید گفتم. قوامی گفت «من از شما ممنونم كه اجازه دادین این تصنیفو من بخونم. این تصنیف اسم منو برای همیشه نگه می‌داره.»

از نگاه استاد همایون خرم

استاد خرم در گفت‌وگویش با كامران ملكی از ساختن تصنیف پری كجایی، اینگونه می‌گوید: در جاده شمال مشغول رانندگی بودم به نزدیك رامسر كه رسیدم باغی در آنجا بود برای استراحت به آن باغ رفتم بعد از نیم ساعتی كه خستگی‌ام در رفت گفتم دوری در باغ بزنم كه یك دفعه متوجه شخصی شدم كه با صدای رسا می‌خواند. كمی جلو رفتم ایستادم و گوش كردم دیدم چه صدای رسا و زیبایی دارد. جلو‌تر رفتم تا ببینم صدای به این رسایی از كجا به گوشم می‌رسد. دیدم چند نفر دور هم نشسته‌اند و یك نفر از جمعشان می‌خواند. وقتی نزدیك‌تر رفتم، دیدم موقع آواز خواندن حتی به نظر می‌آمد كه دهان این فرد تكان نمی‌خورد؛ آنقدر متین و با وقار بود. كمی نگاه‌شان كردم پیش خودم گفتم چقدر چهره ایشان آشناست. جلو‌تر رفتم و دیدم چه اتفاق جالبی افتاده است چون آن شخص كسی بود كه من سال 1345 در مراسم برنامه سازمان یونسكو دیده بودم. جلو‌تر رفتم و سلامی عرض كردم و گفتم شما حسین قوامی نیستید كه در مراسم «یهودی منوهین» نوازنده ویولن حضور داشتید و برای شما نواختم وشما تصنیفی خواندید؟ گفتند درست است. گفتم واقعا چقدر جالب است كه من به این باغ بیایم و چنین صدای زیبایی را بشنوم و به سوی این صدا بیایم. من باید تصنیفی را برای صدای به این زیبایی بسازم.

این موضوع گذشت من به تهران برگشتم و بعد از2 ماه روزی با آقای سایه ابتهاج (هوشنگ ابتهاج شاعر) كه دیداری با یكدیگر داشتیم ایشان پیشنهاد كردند آهنگی را به من بدهید تا ترانه‌ای روی آن بگذارم.

استاد خرم ادامه داد: ملودی پری كجایی از آن ترانه‌ای بود كه من به سرعت آن را نوشتم و به سایه ابتهاج دادم تا شعری بر روی آن بگذارند. این ترانه یا تصنیف در سال 1351 تنظیم شد و در اینجا بحث سر انتخاب خواننده بود كه كدام خواننده آن زمان می‌تواند به نحو احسن این ترانه را اجرا كند.

من به استاد سایه گفتم این تصنیف باید با صدای یك مرد خوانده شود كه من استاد قوامی را پیشنهاد دادم و گفتم به نظر من ایشان بهترین شخص برای خواندن این كار است.

حالا و بعد از گذشت سال‌ها از ساخت این تصنیف، همچنان این اثر شنیده می‌شود و در روزگاری كه ترانه‌هایی مانند «محكم نبند درو» و «تو رابطه مون دنبال چی هستی با موچین» قدر می‌بینند و شاید آثار قدیمی پناهگاهی باشد برای علاقه‌مندان به هنر اصیل موسیقی.



گزارش از سیدمهدی موسوی تبار

*اداره كل اخبار چند رسانه ای*