۱۳ اسفند ۱۳۹۷،‏ ۱۵:۱۴
کد خبر: 83230962
۰ نفر
ظاهر و باطن استعفای ظریف- سید عمار كلانتری*

تهران- ایرناپلاس- با گذشت قریب به یك هفته از اعلام استعفای شبانه وزیر امور خارجه، به تدریج التهاب و شوك ناشی از این خبر فروكش كرد؛ اما هنوز این پرسش كه ظریف چرا استعفا داد و چرا آن را پس گرفت، پاسخ شفاف و روشنی نیافته است.

این در حالی است كه در بازه 36 ساعته بعد از اعلام استعفا و قبل از پس گرفتن آن، نگرانی جدی در افكار عمومی و نخبگان سیاسی به وجود آمد و حتی بسیاری از منتقدان تند ظریف تلاش كردند او را به بازگشت به مسئولیت خود ترغیب كنند.

به نظر می رسد استعفای وزیر خارجه دلایل ظاهری و باطنی دارد كه هر كدام بخشی از موضوع بوده‎اند. با این حال چهره‌ها و گروه‌های سیاسی و رسانه‌های مختلف نوعا تلاش كردند هركدام از منظر خود و مطابق منافع خود به دلایل استعفا بپردازند؛ در حالی كه باید موارد را در كنار هم دید و سپس با نگاهی جامع تحلیلی درست ارائه نمود تا در نتیجه آن، تصمیمی مطابق منافع ملی گرفته شود.

*اختلاف داخلی در دولت

در این میان اكثر رسانه‌ها و تحلیلگران اصولگرا با توجه به غیبت ظریف در دیدار بشار اسد با رئیس جمهوری، این استعفا را ناشی از اختلافات داخلی درون دولت تفسیر كردند. آنها با اشاره به تصویر محمود واعظی در استقبال از بشار اسد و نیز اشاره به برخی استعفاها و اظهار نظرهای حاكی از اختلاف نظر درون دولت، تلاش كردند این استعفا را هم از جنس همان اختلافات جلوه دهند و البته از آنجا كه این استعفا و بازتاب‌های آن، سفر بشار اسد به ایران را به عنوان پیروزی ایران و محور مقاومت كم‌رنگ كرد، از اقدام ظریف در این مقطع زمانی انتقاد كردند.

آنچه در قالب یك متن ناقص به عنوان استعفای ظریف منتشر شد نیز در همین راستا بود و در یك جمله این گروه معتقد بودند به دلیل عدم دعوت رئیس دفتر رئیس جمهور از ظریف برای حضور در دیدار اسد با روحانی، موضوع بر وزیر خارجه گران آمده و او را متمایل به استعفا در گلایه از رئیس جمهور و دفترش كرده است.

*موازی‌كاری در سیاست خارجی

طیف دیگر كه اكثرا در میان اصلاح طلبان دسته بندی می‌شوند، عدم حضور ظریف در دیدار بشار اسد با رهبر معظم انقلاب و در عوض حضور سردار قاسم سلیمانی، فرمانده سپاه قدس را نشانه ناهماهنگی برخی فعالیت‌های برون مرزی با وزارت خارجه و دولت تلقی و آن را دلیل استعفای محمدجواد ظریف در مقطع كنونی برشمردند؛ امری كه ورود سردار سلیمانی به موضوع و قدردانی از ظریف را به دنبال داشت كه غیبت ظریف در دیدار بیت رهبری را ناشی از ناهماهنگی‌های اجرایی می‌دانست. البته بعدا خبر رسید كه خود بشار اسد نیز از ظریف برای سفر به دمشق دعوت كرده تا ذهنیت ایجادشده درباره اختلاف درون محور مقاومت از میان برود.

*حركت از ظاهر به باطن

با این وجود باید پرسید آیا تنها یك دیدار و غیبت ظریف در آن، می‌تواند فردی چون وزیر خارجه را كه اقدامات مهمی چون كسب توافق برجام را در كارنامه دارد را به استعفا وادارد؟ برجامی كه نتیجه مذاكرات پیچیده با پنج بعلاوه یك و ایجاد اجماع هم در داخل كشور و میان مقامات عالی نظام و هم قدرتهای مختلف شرقی و غربی بود. گرچه برخی ظریف را فردی احساسی توصیف می كنند، اما منحصر كردن استعفای او به حواشی دیدار با بشار اسد پاسخ كاملی به چرایی این استعفا نخواهد بود.

به نظر می‌رسد آنچه در تحلیل‌های طیف‌های مختلف سیاسی و نسبت دادن استعفای ظریف به حواشی سفر بشار اسد اشاره شده، می‌‌تواند بخشی از داستان استعفا و ظاهر آن باشد و چه بسا ظریف كه از تجربه و توان بالایی در برقراری ارتباط با رسانه‌ها و افكار عمومی برخوردار است، در این مقطع توانست بخشی از مشكلات خود را با افكار عمومی مطرح كند، اما دلیل اصلی استعفای او را باید دقیق‌تر جستجو كرد.

واقعیت آن است كه اگر نگوییم برجام دستاورد اصلی دولت روحانی است، دست‌كم اصلی‌ترین دستاورد ظریف و همكاران اوست؛ توافقی كه دستاوردهای جدی برای كشور داشت و این روزها اهمیت آن از لابلای مذاكرات به نتیجه نرسیده یك كره شمالی مسلح به بمب اتم با آمریكا آشكارتر می‌شود. با به قدرت رسیدن ترامپ در آمریكا و لغو یكجانبه برجام از سوی او، این مهم ترین دستاورد وزیر خارجه مورد تهدید جدی قرار گرفت. جمهوری اسلامی با توجه به توفیقات حقوقی به دست آمده و نیز موضع غیرقابل دفاع ترامپ در افكار عمومی جهان و نظام بین الملل و حتی شركای اروپایی و غربی خود، به درستی بر برجام پافشاری كرد. با این حال واقعیت آن است كه نفوذ جدی آمریكا در واقعیت‌های اقتصادی دنیا ضربه جدی به برجام زد و گام دوم دولت برای حفظ تنها بخشی از دستاوردهای برجام، معطوف به فرایند SPV شد. این فرایند گرچه دستاورد زیادی ندارد، اما با این حال، گزینه در دسترس است كه در عمل متوقف به حضور ایران در كنوانسیون ضد پولشویی است؛ موضوعی كه دست كم در این مقطع بهانه بدعهدی را برای اروپایی‌ها ایجاد كرده است.

*بن بست بلاتكلیفی

در این شرایط تداوم برجام به SPV و این فرایند نیز به قوانین FATF گره خورده و به رغم تصویب مجلس، موافقت شورای سران قوا و حتی شتاب رهبر معظم انقلاب در تعیین جانشین رئیس فقید مجمع تشخیص مصلحت، همچنان این موضوع بلاتكلیف مانده است.

گرچه رهبر انقلاب همواره به درستی تاكید كرده‌اند كه كار كشور نباید معطل تصمیم خارجی‌ها شود و راهكارهای داخلی باید پیگیری شود، اما این رهنمود مربوط به كلیت نظام و دولت است و وظیفه تعریف شده برای وزارت خارجه طبعا پیگیری راه‌های مقابله با تحریم از طریق دیپلماسی و مذاكره با خارج است؛ با این وصف شاید بتوان دلیل باطنی استعفای ظریف را به بن بست كشانده شدن رویه او در داخل كشور دانست كه باعث شده او دیگر عملكرد خود را موثر و نتیجه بخش نبیند و دست به استعفا بزند.

موج بزرگ ناشی از استعفای ظریف نشان داد نه تنها حامیان دولت، كه مردم و منتقدان نیز از تضعیف مسیر دیپلماسی كه ظریف را می‌توان از زبده‌ترین مردان كشور در این عرصه دانست، نگران شدند. با این حال در شرایط سخت كنونی مهم آن است كه به همگرایی و همفكری در راستای منافع ملی اندیشید؛ در غیر این صورت گرچه وزیر اهل تعامل خارجه اكنون به دفترش در خیابان سی تیر بازگشته، اما نفس حضور او نمی‌تواند مشكل كشور را حل كند.

*سردبیر ایرناپلاس