دیگر كدام روزنه، دیگر كدام صبح

تهران- ایرناپلاس- دكتر محمد مصدق بی‌شك یكی از تأثیرگذارترین چهره‌های تاریخ معاصر است. شخصیت، نبرد با نیروهای خارجی و داخلی و فرجام تلخش بر ذهن و بیان هر اهل هنری، تأثیرگذار بود.

ساعت شش صبح چهاردهمین روز از آخرین ماه سال، سرطان یا خونریزی معده عامل محرومیت ایران از وجود یكی از مفاخرش شد. اخیرا اسماعیل یزدی پزشك معالج دكتر مصدق در گفت‌وگو با سایت تاریخ ایرانی، عنوان كرده مرگ او در اثر سرطان نبوده بلكه خونریزی معده و احتمالا انتشار عفونت داخل خون، باعث درگذشت مصدق شده است. او وصیت كرده بود كنار كشته‌شدگان 30 تیر در ابن بابویه دفن شود، اما شاه مخالف بود و یكی از اتاق‌های خانه‌اش در احمدآباد آرامگاه ابدی‌اش شد.

شاعران مخالف مصدق

مثل هر انسان یا پدیده‌ای، دكتر مصدق هم مخالفان و موافقانی داشت. شاید لقب مهم‌ترین شاعر مخالف مصدق را بتوانیم به مكرم اصفهانی بدهیم. آنگونه كه رسول جعفریان در وبلاگش آورده وی در جریان نهضت ملی، جانب شاه را داشته و علیه مصدق شعر می‌گفته است. مكرم در مهر 1332، كتابچه كوچكی به عنوان ضمیمه روزنامه صدای اصفهان منتشر كرد. این كتابچه 14 صفحه‌ای كه حاوی اشعار خود مكرم است، تماما علیه دولت مصدق و حمایت از شاه است. اما تمام مخالفان مانند مكرم اصفهانی نبودند. در حوزه شعر نو نیمایی، اثری درباره مصدق تولید نشده است زیرا این جماعت به جنبش چپ و به‌طور خاص به حزب توده ایران تمایل داشتند. این حزب از ابتدای دوران مسئولیت مصدق، با او همراهی نكرد. شاید بتوان گفت كه حزب توده تا 30 تیر این نگاه را داشت، اما بخاطر اتفاقات تلخ آن روز، وارد میدان شدند و در كنار مردم مبارزه كردند. پس از این روز تاریخی، حملات حزب توده علیه دكتر مصدق كمتر شد.

كهنه‌سرایان همراه

درصد بالایی از طرفداران مصدق را شاعران كهنه‌سرا تشكیل می‌دادند؛ كسانی كه به جنبش ملی گرایش داشتند. سیدعلی شایگان، علی صدارت (نسیم)، بدیع‌الزمان فروزانفر، فریدون توللی، مهدی اخوان ثالث و...شاعرانی بودند كه در حمایت یا در رثای مصدق سرودند. پس از قیام 30 تیر، فروزانفر شعری را در حمایت از مصدق در رادیو خواند و دردسر بزرگی برای این ادیب و سناتور بوجود آورد: «ای مصدق تو را ثناخوانم/ گرچه برهم زن سنا دانم/ ای مصدق هزار مردی تو/ با دد و دیو در نبردی تو». علی‌اكبر دهخدا نیز با آغاز نخست‌وزیری دكتر محمد مصدق باردیگر به صحنه سیاست آمد و در رادیو ایران، مصدق را نابغه‌ شرق نامید و در حمایت از دولت مصدق اینگونه سرود:« بنمود مصدقتان آن نعمت و قدرت/ كاندر كفتان هست از آن سر مگرایید/ گیرید همه از دل و جان راه مصدق/ زین ره بدرآیید اگر مرد خدایید»

اخوان و مصدق

«دیــدی دلا، كــه یــار نـیـــامــد/ گـــرد آمــد و ســوار نــیــامــد» این مطلع قصیده‌ای است به نام «تسلی و سلام» كه مهدی اخوان ثالث درباره‌اش گفته است: «این شعر را برای زنده‌یاد دكتر مصدّق گفته‌ام. در آن وقت‌ها ـ در سال 35 ـ نمی‌شد اسم مصدّق را ببری ؛ این بود كه بالای شعر نوشتم: برای پیر محمّد احمدآبادی. من خودم در زندان بودم كه آن مرد بزرگ و بزرگوار تاریخ معاصر ما را گرفته بودند و تقریباً محكوم كرده بودند. وقتی ما را در زندان زرهی برای هواخوری می‌بردند، او را می‌دیدیم كه در یك حصار سیمی خاص و جداگانه‌ای به تنهایی راه می‌رفت و قدم می‌زد؛ مثل شیری درون قفس. بعدها این شعر را برایش گفتم.» البته این تنها تأثیرپذیری اخوان از مصدق نبوده است. وی شعر زمستان را متأثر از فضای جامعه پس از كودتای 28 مرداد سرود و یكی از ماندگارترین آثار تاریخ ادبیات ایران شد.

مراثی مصدقی

اشعار سروده‌شده درباره دكتر مصدق تنها مختص دوران زندگی‌اش نمی‌شود. برخی از این اشعار متأثر از مرگ درناكش سروده شد. فریدون مشیری یكی از این شاعران است كه در قطعه‌ای سرود: «نام بزرگ تو/ این واژه‌ی منزه/ نام پیمبرانه.../ مصداق صبح صادق/ یادآور طلوع رهایی/ پیشانی سپیده‌ی فرداست....»

استاد شفیعی كدكنی نیز «مرثیه درخت» را متأثر از درگذشت مصدق سرود. ایشان درباره حال و هوای خلق این شعر می‌گوید: «نسبت به مصدق نوعی حُبّ و بغض توأمان پیدا كردم. گاه این طرف غلبه می‌كرد، گاه آن طرف. غالبا شیفتگی بود و كمتر خشم و تردید. و این بود و بود تا روزی كه با دوستم رضا سیدحسینی در خیابان استانبول نزدیكی‌های میدان مُخبرالدوله از كتابفروشی نیل می‌آمدیم. روزنامه‌های عصردرآمده بود. كیهان در گوشه صفحه اول خبر مرگ مصدق را چاپ كرده بود. مدتی به روزنامه خیره شدم و خطاب به مصدق عباراتی گفتم: كه خوب، پیرمرد بالاخره… یكباره زدم زیر گریه؛ از آن گریه‌های عجیب و غریب كه كمتر در عمرم بر من مسلط شده است. رضا سید حسینی دست مرا گرفته بود و می‌كشید كه بی‌صدا! الان می‌آیند و ما را می‌گیرند و من همانطور نعره می‌زدم. بالاخره از او جدا شدم و خودم را رساندم به خانه‌مان. منزلی بود در خیابان شیخ هادی… با یكی از همكلاسی‌های همشهری‌ام اجاره كرده بودم. گریه‌كنان رفتم به خانه و در آن جا شعر «مرثیه درخت» را سرودم»
در شروع «مرثیه درخت» كه در روز 15 اسفند 1345سروده شده است می‌خوانیم: «دیگر كدام روزنه، دیگر كدام صبح/ خواب بلند و تیره دریا را/– آشفته و عبوس-/ تعبیر می‌كند؟/...»

شعر شكست یا گسست، متاثر از یك اتفاق اجتماعی یا فقدان یك فرد تأثیرگذار كه مورد ظلم واقع شده است در ادبیات ما جلوه‌های مختلفی داشته و دارد. تجربیات دهه‌های اخیر نشان داده است كه در شرایط خفقان و تلخی، آثار ماندگار و دلنشین بیشتری خلق می‌شوند و زندگی و مرگ دكتر مصدق نیز منبع و منشأ بسیاری از این آثار بوده است.

گزارش از سیدمهدی موسوی تبار

*اداره كل اخبار چند رسانه ای*