دفتر تحكیم از نظر تشكیلاتی فرسوده بود

تهران - ایرنا پلاس - بخش سوم گفت‌وگوی ایرنا پلاس با دكتر علی اصغر قاسمی، به نبیین عوامل درونی و بیرونی انشعاب در دفتر تحكیم وحدت در اسفند 80 می‌پردازد. قاسمی از فعالان اسبق جریان دانشجویی و مدیر عامل خانه اندیشمندان علوم انسانی است.

افكار دكتر سروش نظام فكری و اعتقادی خیلی از دانشجویان را به هم‌ریخت

ایرنا پلاس: از نظر سازوكار تشكیلاتی اختلافات درونی تحكیم متاثر از چه عواملی بود؟

قاسمی: بنده در تجزیه و تحلیل علل درونی اختلاف و مآلا انشقاق در تشكیلات انجمن‌های اسلامی و دفتر تحكیم وحدت چند عامل را موثر می‌دانم:

اول اغتشاش فكری بچه‌های انجمن‌های اسلامی تحت تاثیر افكار جدید بویژه افكار نواندیشانه دكتر سروش. تغییر در ارزش‌ها و نگرش‌های دانشجویان عضو تشكل‌های اسلامی كه در اوایل دهه‌ هفتاد به وجود آمد، در نیمه‌ دوم دهه‌ هفتاد خیلی پررنگ‌تر و عریان‌تر شد و در بسیاری از حوزه‌ها ذهن دانشجویان را به هم‌ریخت. افكار دكتر سروش نظام فكری و اعتقادی خیلی از دانشجویان را به هم‌ریخت. این به هم‌ریختن از جهتی خوب بود چون می‌توانست زمینه ساز یك رشد و بلوغ فكری شود، اما چون در آن دوره اندیشه‌ورزی جدی و قوی در برابر افكار دكتر سروش وجود نداشت، نظام فكری و اعتقادی دانشجویان مسلمان به هم ریخت. ذهن دانشجویان به شدت درگیر بحث‌هایی مثل قبض و بسط تئوریك شریعت شد. دكتر سروش ساختمان و نظام فكری جامعه را به‌هم‌ریخت و دانشجویان نمی‌توانستند فكر خود را بازسازی كنند. ذهنیت ایدئولوژیك خیلی از دانشجویان عضو انجمن‌های اسلامی نسبت دین، جمهوری اسلامی، امام خمینی و حكومت دینی به‌هم‌ریخته بود. این به‌هم‌ریختگی ذهنی برای یك نفر كه فقط می‌اندیشد و می‌نویسد، خیلی تبعات ندارد. اما برای یك كنشگر سیاسی تبعات زیاد و مهلكی دارد. مثلاً یكی از مشكلاتی كه ما در انجمن‌ها داشتیم این بود كه در رابطه با مقوله‌ دین‌داری فكر همه‌ دانشجویانی كه به‌نوعی اصلاح‌طلب بودند، به‌هم‌ریخته بود. حرف‌هایی كه دكتر سروش راجع به تقلید زده بود، اذهان را به‌هم‌ریخته بود. این اغتشاش فكری هم در حوزه‌های فكری، هم در حوزه‌های دینی و سیاسی زمینه‌ساز خیلی از اختلافات بود. در بسیاری از مقولات این اغتشاشات فكری وجود داشت و خودش را در بیانیه‌ها، موضع‌گیری‌ها و رفتارهای متفاوت دانشجویان نشان می‌داد و زمینه‌ساز برخی اختلافات بین بچه‌های انجمن‌های اسلامی بود. در واقع یك حالت آنومیك به وجود آمده بود. وضعیت سابق را به لحاظ فكری ازدست‌داده بودیم و به ثبات جدید هم نرسیده بودیم. دائماً در تلاطم بودیم و این یكی از مواردی بود كه زمینه‌ساز اختلاف می‌شد.

باز شدن درب‌های انجمن‍های اسلامی

دوم اتخاذ سیاست درهای باز برای عضویت و بروز اغتشاش تشكیلاتی در انجمن‌های اسلامی و دفتر تحكیم: نامشخص بودن چارچوب‌های فكری و ژله‌ای بودن اندیشه‌ها و باورها و برداشت ناصواب از اصل تساهل و تسامح باعث شد درهای انجمن‌های اسلامی برای ورود تمام دانشجویان با علایق فكری و اعتقادات متفاوت و حتی متضاد به این تشكل كاملا باز شود. انجمن‌های اسلامی دانشجویان تساهل و تسامح را قبول داشتند، ولی تصورشان این بود كه معنی مدارا و تساهل و تسامح این است كه درب انجمن را باید باز بگذاریم كه همه بیایند داخل مجموعه و اگر درب انجمن اسلامی بسته و مخالفان فكری و اعتقادی وارد نشوند. این به‌معنای فاشیستی عمل كردن است. اگر این كار انجام نمی‌شد، بقیه می‌گفتند شما همان فاشیست‌های دهه‌ شصت هستید كه نمی‌گذارید بقیه كار كنند. یكی از دلایل این هجوم به انجمن‌های اسلامی فقدان تشكل‌های قانونی دیگر برای جذب تمایلات معطوف به مشاركت سیاسی بود. این نگرش و فشار توامان باعث باز شدن درب‌های انجمن‌ها شد و دانشجویان از طیف‌های مختلف فكری و اعتقادی وارد انجمن‌ها شدند. بعد از این ماجرا تنوع افكار و تعارضات عقیدتی مرزهای اعتقادی و تشكیلاتی انجمن‌های اسلامی را شكست و همه اعضای انجمن‌های اسلامی تنها یك وجه اشتراك داشتند و آن تمایل به اصلاحات بود. بماند كه مراد از اصلاح‌طلبی هم یكسان نبود. یكی از اصلاح‌طلبی تغییرات بنیادی در اركان نظام را برداشت می‌كرد و دیگری تقویت اركان نظام به وسیله اصلاح سازوكارهای اجرایی را و البته هر دو ذیل مفهوم و جریان اصلاح‌طلبی قرار می‌گرفتند. فردی معتقد بود كه ما می‌توانیم در چارچوب اصلاح‌طلبی خیلی آزادانه در مورد مسائل دینی بحث كنیم، ولی عده‌ای می‌گفتند دین قداست دارد و اجازه نداریم تحت عنوان آزادی به مقدسات توهین كنیم یا اصول مسلم دینی را زیر سوال ببریم. خیلی از دانشجویان در آن زمان نمی‌دانستند كه تساهل و تسامح به این معنا نیست كه درب‌ها را بازكنیم تا همه بیایند، بلكه به این معناست كه تلاش كنیم با حفظ چارچوب‌های اعتقادی و سیاسی خود و مرزبندی تشكیلاتی دیگران را به رسمیت بشناسیم و از ایجاد تشكلی برای مخالفین خود كه بتوانند آزادانه دیدگاه‌های خود را در آن مطرح كنند، حمایت كنیم. به‌طور خلاصه باز شدن بی حساب و كتاب درب‌های انجمن‌های اسلامی و عضوگیری غیر تشكیلاتی و به‌تبع آن بروز شكاف‌های فكری و ارزشی عمیق در اعضای انجمن‌های اسلامی به‌ویژه اعضای شورای مركزی انجمن‌ها آسیبی جدی به این تشكل‌ها وارد كرد و نقش موثری در بروز اختلافات بعدی داشت.

فاصله عمیق اساسنامه تحكیم با شرایط روز

سوم: عدم بازسازی تشكیلاتی و به‌روز نشدن اساسنامه و مرامنامه انجمن‌های اسلامی: یكی از دلایل عمده بروز اختلاف بین اعضای انجمن‌های اسلامی و نیز دفتر تحكیم وحدت، فرسودگی تشكیلاتی و به‌روز نشدن اساسنامه و مرامنامه انجمن‌ها و دفتر بود. حتی ما كه طیف ارتدكس تحكیم و انجمن بودیم، نمی‌توانستیم با اساسنامه و مرامنامه موجود كار كنیم و دانشجویان همفكر را جذب نماییم. حتی ما نیز به‌نوعی معتقد بودیم كه اساسنامه نیاز به اصلاح دارد. این اساسنامه اگر قرار بود اجرا شود، حتی نمی‌توانست 3 یا 5 درصد دانشجویان را پوشش دهد. اگر هم با مدارا برخورد می‌شد خیلی‌ها وارد می‌شدند، كه البته وارد شدند. فرسودگی تشكیلاتی باعث شد افرادی وارد تشكیلات شوند كه به لحاظ فكری و اعتقادی 180 درجه با یكدیگر تفاوت داشته باشند. عدم ارائه قاعده‌های دقیق و قابل دفاع و متناسب با شرایط آن موقع باعث درهم شكستگی مرزهای تشكیلاتی شد. به‌نحوی كه در انجمن‌ها و دفتر افكار و گرایش‌های سیاسی متفاوت از نهضت آزادی تا طیف انصار حزب‌الله به چشم می‌خوردند. این ضعف تشكیلاتی باعث شكل گیری نوعی اپورتونیسم سیاسی در انجمن‌ها و دفتر تحكیم شد. شما وقتی چارچوب‌های فكری و تشكیلاتی را كنار می‌گذارید و دیگر چارچوب مشخص و معینی ندارید، همه‌چیز ممكن است اتفاق بیفتد و نباید انتظار داشته باشید در چارچوب رفتار شود.

تبعات ورود تحكیم به لیست های‌انتخاباتی

ایرنا پلاس: عوامل بیرونی موثر در تشدید شكاف‌های داخلی را چطور ارزیابی می‌كنید؟

قاسمی: در تبیین عوامل بیرونی، بخشی از عوامل به احزاب و گروه‌های سیاسی برمی‌گردد كه من این را با دفتر تحكیم پیوند خواهم زد. به‌هرحال انجمن‌های اسلامی و دفتر تحكیم بخشی از كل جریان دوم خرداد بودند و در سپهر سیاسی كشور نقش ایفا می‌كردند و این نقش آفرینی به‌طور طبیعی با قدرت سروكار داشت. وقتی دفتر تحكیم وحدت در كنار مجمع روحانیون و سازمان مجاهدین انقلاب نقش ایفا می‌كند، طبعا می‌تواند یك گروه سیاسی تلقی شود. یك گروه سیاسی نیز طبیعتا باقدرت سروكار دارد. بنابراین قدرت و سازوكارهای آن و كنشگران آن نیز به‌نوعی با این گروه مواجهه خواهند داشت. بحث ورود انجمن‌های اسلامی و دفتر تحكیم به فهرست‌های انتخاباتی كه انتقادات زیادی به آن وارد می‌شد، از این منظر بود. دفتر تحكیم از سال 1377 یعنی از زمان انتخابات شوراها به بعد به یكی از گروه‌های سیاسی جامعه تبدیل شد. من مخالف تعامل جنبش دانشجویی و احزاب سیاسی نیستم و این تعامل را باعث رشد می‌دانم، ولی اینكه تشكل دانشجویی به‌عنوان یك گروه سیاسی فعالیت كند و وارد معادلات پیچیده قدرت سیاسی شود را مغایر با ماهیت فعالیت‌های دانشجویی می‌دانم. تشكل دانشجویی به‌هیچ عنوان یك حزب نیست و ورود به این عرصه لطمات زیادی به جریان دانشجویی وارد خواهد كرد. من به خاطر دارم یكی از مهم‌ترین موضوعات مناقشه برانگیز انجمن‌ها و دوستان شورای مركزی دفتر تحكیم ایراد اتهام به یكدیگر از باب پیوند با احزاب سیاسی بود. خیلی از كسانی كه در انجمن فعالیت می‌كردند، متهم شدند كه شما با فلان شخص در یك حزب ارتباط داری و از او خط گرفته ای حالا آمده‌ای تا بیانیه‌اش را از این تشكل دانشجویی بگیری. این رویكرد نشان‌دهنده‌ این بود كه بین رهبران دانشجویی و سران احزاب سیاسی بحث تعامل وجود نداشت و صرفا بده بستانی برای ورود به فهرست‌ها و پست گرفتن و... بود. این فضا به‌شدت آسیب‌زننده و زمینه‌ اختلاف بود. برخی از این احزاب و گروه‌ها نیز چون به این پتانسیل دانشجویی نیاز داشتند، از اختلافات استفاده می‌كردند و به این تنش‌ها دامن می‌زدند.

دو طرف به یكدیگر اتهام می‌زدند

ایرنا پلاس: در كنار عوامل تشكیلاتی و عوامل بیرونی، نقش حاكمیت را در این فضا چطور ارزیابی می‌كنید؟

قاسمی: به هر حال به دلیل تعریف نشدن حدود و ثغور اصلاحات در ذهن و كنش سیاسی دانشجویان ، نگرانی‌هایی در سطح حاكمیت به وجود آمده بود. این یك واقعیت است كه انجمن‌های اسلامی و دفتر تحكیم از چارچوب‌های اولیه و اصولی خود خارج‌شده بودند. درست یا غلط بودن این موضوع بحث دیگری است، اما آن چیزی كه به‌عنوان هویت دفتر تحكیم شناخته می‌شد، با آن چیزی كه در عمل از سوی این تشكل رقم می‌خورد، فاصله داشت. افرادی هم در شوراهای مركزی حضور داشتند كه با هویت انقلابی دفتر تحكیم فاصله داشتند و این باعث نگرانی حاكمیت می‌شد. تشكلی كه در دهه شصت تمام قد در خدمت انقلاب و نظام بود، امروز پناهگاه افرادی شده بود كه چشم‌شان به آمریكا یا اپوزوسیون خارج از كشور بود. این برای حاكمیت نگرانی ایجاد می‌كرد. نگرانی دوم حاكمیت نیز معطوف به چارچوب كلی جنبش اصلاحات بود. سؤال این بود كه فرایندی كه تحت عنوان اصلاح‌طلبی در مطبوعات، احزاب سیاسی، نهادهای مدنی و... دنبال می‌شود، آخرش به كجا ختم می‌شود؟ منجر به تقویت نظام می‌شود یا تضعیف نظام؟ نهادهای امنیتی و حاكمیتی نگرانی‌شان این بود كه موج به وجود آمده در مطبوعات، احزاب، نهادهای مدنی و به‌ویزه جنبش دانشجویی به رهبری دفتر تحكیم منجر به بی‌ثباتی و از بین رفتن نظام نشود. وقتی یك گروه سیاسی به خود اجازه می‌دهد از تشكل‌های دانشجویی در جهت اهداف خود استفاده كند، جناح رقیب به‌طریق‌ اولی به خود حق می‌دهد این كار را بكند و برای پیش‎بردن اهداف و رفع نگرانی‌های خود ممكن است افرادی را حتی جذب یا حمایت كند. اینها مواردی بود كه زمینه‌ساز اختلافات هم بود. ممكن بود یك جریان سیاسی یا یك نهاد امنیتی نفوذی خود را در یك تشكل دانشجویی مثل دفتر تحكیم داشته باشد. اما وقتی بحث اتهام مطرح می‌شود، طبیعی است محدود به یك نفر نخواهد ماند و دامن همه را خواهد گرفت. در آن زمان این اتهام زدن‌ها نقش مهمی در اختلافات داشت. من به خاطر دارم در آن زمان عده‌ای در مظان اتهام بودند كه از طرف حاكمیت و نهادهای امنیتی حمایت می‌شوند اما هیچ‌كس نمی‌توانست سند و مدركی ارائه كند دال بر این كه فلان فرد یا فلان جریان از طرف نهاد امنیتی حمایت می‌شود یا پول می‌گیرد. متقابلا عده‌ای هم در مظان اتهام بودند كه از اپوزیسیون داخلی یا حتی اپوزیسیون خارج از كشور خط فكری و سیاسی و پول می‌گیرند، اما این اتهام هم در محافل دانشجویی قابل اثبات نبود. به هرحال آنجه مهم بود این بود كه این تصور بین بسیاری از دانشجویان و اعضای تشكل‌ها و دفتر تحكیم وجود داشت و منشأ اختلاف بود. من فكر می‌كنم از زمانی‌كه دفتر تحكیم وارد عرصه سهم خواهی از قدرت شد اختلافات به طور جدی آغاز و شمارش معكوس برای فروپاشی دفتر شروع شد و در این میان تمام گروه‌های سیاسی داخل و خارج و نهادهای حاكمیتی موضوع را رصد و برای سوق دادن تحولات به سمت و سوی علایق و منافع‌شان تلاش می‌كردند.

انشقاق، سرنوشت محتوم

ایرنا پلاس: در مقام سنجش تاثیر عوامل درونی و بیرونی، از نظر شما كدام‌ عامل نقش موثرتری در بروز انشعاب داشت؟

قاسمی: فكر می‌كنم نقش عوامل داخلی خیلی پررنگ‌تر بود. یعنی زمینه فراهم بود كه نهاد بیرونی می‌توانست استفاده كند. حتی اگر نهادهای خارجی و امنیتی را نیز از این مقوله حذف كنیم، فرایندی كه تحكیم پیش‌گرفته بود، نهایتاً به انشقاق منجر می‌شد. آن‌قدر سطح اختلافات زیاد و بنیادین و آن‌قدر تجارب سیاسی اندك بود كه این منازعه و اختلاف نمی‌توانست مدیریت شود و قطعاً به انشقاق منجر می‌شد. حتی ممكن بود با تداوم اختلافات منازعات خشونت‌بار شود. نقش نهادهای بیرونی حداكثر هدایت‌كننده و تسریع‌كننده بود.

هدف حاكمیت از برخورد با تشكل‌های دانشجویی مهار آن بود، نه ایجاد اختلاف

ایرنا پلاس: به هرحال برخورد حاكمیت با دفتر تحكیم در دوره اصلاحات جنسی متفاوت با دوره سازندگی دارد. واقعه حمله به كوی دانشگاه و حمله به نشست خرم آباد دفتر تحكیم در سال 79 نشان‌دهنده برخورد خشن با تحكیم است. به نظر شما این نوع برخورد چه تاثیری بر بدنه تحكیم گذاشت؟

قاسمی: برخورد نهادهای حاكمیتی با فعالان دانشجویی كه واقعیتی با نمونه‌های كاملاً مشخص است، بیشتر از آنكه منجر به انشقاق در تحكیم شود، منجر به انفعال شد. یعنی به نظر من هدف حاكمیت از برخورد با تشكل‌های دانشجویی مهار آن بود، نه ایجاد اختلاف. چون دشمن مشترك باعث اتحاد می‌شود. برخورد حاكمیت و نهادهای امنیتی قاعدتاً باید باعث اتحاد آدانشجویان می‌شد. در واقع حاكمیت از این طریق دنبال ایجاد اختلاف نبود، چون اختلاف وجود داشت. اصلاً نیازی نبود حاكمیت اختلاف ایجاد كند. اختلاف فكری و سیاسی بین اعضای شورای مركزی دفتر تحكیم چیزی نبود كه حاكمیت بخواهد آنرا به وجود بیاورد. اما نهادهای بیرونی می‌توانستند آن را تشدید كنند. برخوردی كه با فعالان دانشجویی صورت گرفت، بیشتر موجب انفعال دانشجویان شد. برخورد یا انفعال ایجاد می‌كند یا منجر به پرخاش‌گری می‌شود.مواجهه شدید با فعالان دانشجویی در بخش زیادی از بدنه دفتر تحكیم بویژه دانشجویان هوادار این تشكل انفعال ایجاد كرد و در بخش‌های محدودی نیز منجر به پرخاش‌گری شد. پرخاش‌گری الزاماً فیزیكی نیست. ممكن است نظری باشد. یعنی مواضع شما تندتر می‌شود. مثلاً مواضع آقای افشاری بعد از زندان تندتر شد. برخورد امنیتی باعث پرخاش‌گری بیشتر او شد و او را مهار نكرد. نكته‌ دیگر اینكه برخورد جناح رقیب با فعالان دانشجویی در چارچوب برخورد با فعالان اصلاح‌طلب بود و مخالفان اصلاحات دنبال این بودند كه پروژه‌ اصلاحات و فعالان آن را دچار یأس كند. مثلاً برخوردی كه با آقای حجاریان شد، بسیاری از اصلاح‌طلبان را دچار انفعال كرد. موانعی كه مخالفان آقای خاتمی برای او به وجود می‌آوردند، باعث ناامیدی خیلی‌ها از اصلاحات شد. بنابراین برخورد با فعالان دانشجویی، بخشی از یك منظومه‌ كلی‌تری به نام برخورد با اصلاحات بود. آن چیزی كه اختلافات را تشدید می‌كرد، برخوردها نبود. جوانا اصلاح‌طلب و دانشجویان می‌گفتند ما این‌همه هزینه می‌دهیم، تظاهرات می‌كنیم و به آقای خاتمی رأی می‌دهیم، اما بعد براحتی شورای نگهبان مصوبه‌های مجلس را وتو می‌كند، یا حركت مجلس با یك نامه‌ حكومتی متوقف و جریان اصلاحات زمین گیر می‌شود. این باعث شد نوعی یأس در دل دانشجویان اصلاح طلب ایجاد شود. دانشجویان فعال می‌دیدند مخالفان اصلاحات با رهبران جریان دانشجویی برخورد شدیدی می‌كنند و به اصطلاح هزینه زیادی داده میشود اما از طرف دیگر خروجی اصلاحات هم خروجی دندان‌گیری نیست كه برای آن این‌قدر هزینه بدهد.به طور خلاصه آن چیزی كه عامل اصلی انشقاق دفتر تحكیم بود اختلافات شدید فكری و سیاسی و اعتقادی كنشگران داخلی بود هرچند مخالفان بیرونی هم شدیدا به آن دامن میزدند بود. برای مثال كیهان یكی از كانونهای اصلی تشدیدكننده‌ اختلافات بود و به آنها دامن می‌زد، اما اختلافات در درون مجموعه وجود داشت و قابل انكار نیست.

ادامه دارد...

گفت‌وگو از سید عمادالدین محمودی

**اداره كل اخبار چندرسانه ای**ایرناپلاس**