ارتش نقابدار، جایگزین دیكتاتورها-سعدالله زارعی

تهران- ایرناپلاس- هفته‌ای كه گذشت، در دو كشور آفریقایی سودان و الجزایر تحولات مهمی رخ داده و بعد از آنكه از یك سو، بوتفلیقه تحت فشارها از رأس حاكمیت الجزایر كنار رفته و عمرالبشیر نیز ظاهراً توسط ارتش كنار گذاشته شده، مردم و احزاب در میدانند و این دو كشور آبستن تغییرات مهمی است.دكتر سعدالله زارعی، كارشناس مسائل خارجی به توصیف این تحولات و بررسی آینده پیش رو در این دو كشور پرداخته است:

الجزایر؛ نبرد قدرت‌های جهانی، منطقه‌ای و مردم
مهم‌ترین مسئله مردم الجزایر در جریان مخالفت با ادامه ریاست جمهوری بوتفلیقه، بیماری و ناتوانی او در اداره حكومت بود؛ به‌گونه‌ای كه او در چهار سال اخیر، عملاً غایب صحنه بود و اداره امور توسط باندهایی انجام می‌شد.

حكومت بوتفلیقه موردحمایت جناح نظامی - امنیتی حاكمیت بود و دو جریان دیگر حاكمیت یعنی جریان سیاسی و جریان اقتصادی حاكمیت عملاً به حاشیه رانده شده بود. این در حالی بود كه نخبگان با نگاهی به 10 سال آشوب كه به قدرت رسیدن بوتفلیقه ختم شد و نیز با ترس از تكرار قضایای لیبی - پس از متلاشی شدن قدرت قذافی - در الجزایر، با بوتفلیقه همراه شدند. ولی تمایل او به تكرار دولتی كه در غیاب رئیس‌جمهور توسط باندهای نظامی امنیتی اداره می‌شد و دولت ملی را از بین برده بود، نخبگان را وادار به اعتراض و همراهی با مردم كرد .

تغییرات در الجزایر از سوی فرانسه، آمریكا، عربستان، امارات، قطر و تركیه پشتیبانی می‌شد و هر كدام از آنان با گروهی الجزایری كار می‌كردند و در این بین، نقش فرانسوی‌ها بیشتر بود. آمریكایی‌ها با نظامیان، فرانسه با معترضان، سعودی با تندروهای وهابی و اماراتی‌ها با صوفی‌ها كار می‌كردند.

ارتش الجزایر زمانی كه دید فرانسه دارد كار را به نفع خودش پیش می‌برد، به معترضان نزدیك شد و وانمود كرد كه از خواسته آنان حمایت می‌كند. لذا وزیر دفاع بر حقوق معترضان در برابر رئیس‌جمهور تأكید كرد؛ اما واقع مطلب این بود كه در جریان اعتراضات خیابانی، خود آنان بیش از بوتفلیقه مورد اعتراض مردم بودند. كما اینكه به‌خصوص در دوره چهارم ریاست جمهوری بوتفلیقه یعنی پنج سال اخیر، قدرت عملاً در دست ارتش بود.

در نهایت، فرمانده ارتش كناره‌گیری بوتفلیقه را خواستار شد و درواقع این پوسته كه در دست خودش بود را كنار گذاشت . گمان ارتش این بود كه می‌تواند مردم را متقاعد كند تا با ارتش همراهی كنند، اما مردم به‌طور طبیعی به مخالفت‌های خود با شورای نظامی كه آن را نه تغییر كه ادامه حكومت سابق می‌دانستند، ادامه دادند .

در نهایت قرار شد انتخابات ریاست جمهوری طی دو تا سه ماه آینده برگزار شود. در حال حاضر چپ‌گراها، ناسیونالیست‌ها و شاخه‌ای از اخوانی‌های نزدیك به تركیه و قطر در مقابل نظامیان قرار دارند، ولی در نهایت پیش‌بینی می‌شود در انتخابات آینده یك نفر غیرنظامی موردحمایت ارتش قدرت را به دست بگیرد كه تلفیقی از خواسته‌های فرانسه، آمریكا و نظامیان است و با این وصف، اقدامات چهار كشور عربستان، امارات، قطر و تركیه به‌جایی نمی‌رسد .



سودان در دوراهی ائتلاف و انقلاب

اعتراضات سودان برخلاف اعتراضات الجزایر كاملاً جنبه مدنی دارد و البته برخلاف اعتراضات الجزایر كه نقش احزاب مخالف در آن به نسبت نقش معترضان خیابانی ضعیف‌تر است، احزاب و ائتلاف موسوم به «ندای سودان» نقش پررنگی در آن دارند .

آنچه جرقه اولیه تظاهرات مردمی را در سودان زد، ناكارآمدی دولتی و وضع بد معیشتی و نیز خلف وعده‌های حكومت در استفاده از ظرفیت‌های ملی در حل مسائل بود. این موضوع با چند عنصر دیگر هم پیوند خورد:

- جدایی منطقه نفتی جنوب از سودآن‌كه سبب شد بیش از 70 درصد نفت صادراتی از سبد اقتصادی سودان حذف شود؛

- تغییر گرایش سیاسی خارجی سودان؛

پس از آنكه البشیر در دادگاهی بین‌المللی محكوم شد و تحت تعقیب قرار گرفت، این موضوع سودان را از كشوری كه مدافع فلسطین و استقلال حوزه عربی و اسلام‌گرایی بود، به كشوری در جبهه اسراییل و عربستان تبدیل كرد، بدون آن‌كه در وضع اقتصادی مردم بهبودی حاصل شود.

- اختلاف حزب حاكم با احزاب اسلام‌گرا شامل دو حزب تحت رهبری مرحوم ترابی و صادق المهدی، و این در حالی بود كه به قدرت رسیدن افسر گمنام ارتش سودان مرهون حمایت آنان بود.

البشیر در مقابل موج اعتراضات رو به گسترش مردم، به قدرت ارتش و حمایت خارجی دلگرم بود. آمریكا، اسراییل، عربستان، قطر، امارات، مصر و حتی روسیه هر كدام به دلیل خاص خود، از ادامه حكومت البشیر بر سودان حمایت كرده و در مقابل موج تظاهرات ایستادند. اما این حمایت‌ها نتوانست مشكل دولت بشیر را حل كند . از این رو، عربستان و امارات، البشیر را متقاعد كردند كه راه را برای به قدرت رسیدن وزیر دفاع باز كند . این‌گونه بود كه با موافقت عمرالبشیر، ارتش زمام امور را به دست گرفت، اما دامنه تظاهرات نه‌تنها كاهش نیافت، بلكه مردم با محاصره وزارت دفاع عملاً شورای نظامی را غیرقانونی دانسته و خواستار برگزاری انتخابات ریاست جمهوری طی یكی دو ماه آینده و واگذاری قدرت به دولت غیرنظامی شدند .

در این بین، ارتش سه راه پیش رو دارد:

1- بر به دست گرفتن قدرت اصرار و با معترضان برخورد خشن كند و به سركوب روی آورد. در این صورت، آشوب ادامه می‌یابد و ارتش دو شقه خواهد شد و در نهایت موج مخالفت‌های كنونی به یك انقلاب واقعی منجر می‌شود. این گزینه طبعاً طرفداران چندانی ندارد.

2- ارتش به برگزاری انتخابات زودهنگام تن داده و از زمان دوساله‌ای كه اعلام كرده، عقب بنشیند . در این صورت باخت ارتش از نیروهای سیاسی قطعی است و لذا بعید است به این سمت بیاید.

3- گزینه دیگر حصول توافق بین ارتش و ائتلاف ندای سودان برای روی كار آمدن دولتی غیرنظامی و مرضی‌الطرفین است . این گزینه موردحمایت مصر قرار دارد و به نظر می‌آید علی‌رغم نظر سعودی‌ها و امارات كه ائتلاف ندای سودان را مقابل خود می‌دانند، در نهایت دو طرف یعنی ارتش و احزاب مخالف به این گزینه رضایت دهند .