از شگفت‌آفريني جهادي‌ها و موكب‌ها تا يك جمله ترسناك اهوازي‌ها

تهران- ايرناپلاس- محمدرضا جلايي‌پور، پژوهشگر اجتماعي و فعال اصلاح‌طلب كه چند روزي به مناطق سيلزده رفته، مشاهدات خود را در نوشتاري آورده كه تأمل‌برانگيز، اميدبخش و در مواردي شگفتي‌آفرين است.

وي در ابتداي يادداشت خود عنوان مي‌كند كه وضعيت امدادرساني‌هاي داوطلبانه‌ مردمي، دولت، هلال احمر، گروه‌هاي جهادي، ارتش و سپاه را در مناطق سيلزده بسيار بيش از آن چيزي ديده كه پيش از اين در شبكه‌هاي اجتماعي و رسانه‌ها دنبال مي‌كرده است.

جلايي‌پور همچنين با بيان اينكه «در آسيب‌ديده‌ترين مناطق سيل‌زده‌ پل‌دختر، معمولان و اهواز شخصا هيچ سيل‌زده‌اي را گرسنه و بدون پوشش كافي و اسكان موقتِ امن نديدم»، به مردم و نهادها پيشنهاد مي‌كند: براي پلدختر، معمولان و مناطق سيل‌زده‌ لرستان كمك‌هاي ارسالي‌تان را بيشتر معطوف به نيازهاي غيراوليه (از قبيل كفش و لباس و سيگار، هزينه‌ تعمير يا ساخت خانه و وسايل ضروري خانگي از جمله تشك، پتو، گاز و يخچال) و كمك‌هاي فرهنگي (از جمله اسباب‌بازي و كتاب كودك) كنيد. نيازهاي اوليه‌ بهداشتي و آب و غذا تا حد قابل توجهي توسط امدادرسان‌هاي كنوني در حال تأمين است.

اين پژوهشگر اجتماعي، با رد آنچه در شبكه‌هاي اجتماعي از التهاب در مناطق سيل‌زده مطرح است، نوشته است: فضاي عمومي اغلب مناطق سيل‌زده ملتهب نيست. علي‌رغم خرابي‌هاي سهمگين، اغلب سيل‌زده‌ها و داوطلبانِ كمك در لرستان، خنده بر لب دارند و فضاي گرمي كه كمك‌ها و غمخواري‌ها و همدلي‌ها و قدرتِ همبستگي ايجاد كرده، ديدني است.

او در عين حال درباره اهواز آورده است: زندگي عادي و آرام در محلاتي از اهواز كه آب نگرفته هم در جريان است. تنها مناطقي كه در آن‌ها نارضايتي عمومي قابل ‌توجهي مرئي بود، چند محله‌ محروم اهواز بود كه در معرض آب‌گرفتگي است.

وي كه مي‌گويد «مدت‌ها بود چنين جلوه‌اي از همبستگي ملي‌مان نديده بودم»، نوشت: در مناطق سيل‌زده به معناي كامل كلمه «يك ملت»‌ايم. از همه‌ جاي ايران آمده‌اند و تعلق ملي و ايران‌دوستي در فضا موج مي‌زند. داوطلبان مردمي از نظام‌آباد تهران و بيرجند و مشهد و تبريز تا كرمانشاه و سنندج و شيراز و اصفهان كنار هم بيل مي‌زنند و گِلِ خانه‌هاي هم‌وطنانشان را بي‌مزد و بي‌منت تخليه مي‌كنند. از اقصي‌نقاط ايران وانت و كاميون كمك‌هاي ارسالي مي‌رسد. بسيجي مذهبي نيشابوري و طلبه همداني در كنار مهندس كامپيوترِ غيرمذهبيِ كرجي و موبايل‌فروشِ ماهر در رقصِ رشتي، فرقونِ گِل حمل مي‌كنند، پسر و دخترِ عشقِ آف‌رودِ تهراني و بوشهري و زيپ‌لاين‌بازِ كردِ اهل تسنن به روستاهايي كه جاده‌هايشان خراب شده كمك مي‌رسانند، پزشك شيرازي و پرستار مشهدي با هليكوپتر ارتش كه خلبان اردبيلي دارد به روستايي در معمولان لرستان كه سيل نابودش كرده مي‌روند و شب كنار سيل‌زدگان مي‌خوابند و با آن‌ها غذايي كه هم‌وطن هيأتيِ كرماني‌شان برايشان پخته مي‌خورند.

جلايي‌پور ادامه داد: سيل‌زدگاني كه ديدم بيش از قبل، ايران و هم‌وطنانشان را دوست داشتند. بارها از سيل‌زدگان شنيدم كه اين روزها حس مي‌كنند كل ايران پشت آن‌هاست. شايد به همين دليل با اين‌كه سيل خانه‌خرابشان كرده، اغلب خوش‌روحيه و خنده‌بر لب مي‌ديديشمان.

وي همچنين به يك ركورد در اين روزها اشاره كرده و آورده است: سرعت پل‌سازي، راه‌سازي، برق‌كشي و احياي ارتباطات تلفني و اينترنت در آسيب‌ديده‌ترين شهرها و روستاهاي سيل‌زده چشم‌گير است و شايد نوعي ركورد در ايران و منطقه باشد. ده‌ها كيلومتر راه در مسيرهايي كه سيل كاملا جاده را خراب كرده بود در همين چند روز ساخته شده بود، ده‌ها پل بلند و كوتاه نصب يا ساخته شده بود، با بالن‌هاي سيار وزارت ارتباطات تلفن و اينترنت پرسرعت در پلدختر و معمولان هم برقرار بود، اغلب دكل‌هاي برقي كه سيل انداخته بوده دوباره افراشته شده بودند و به اغلب مناطق سيل‌زده با سرعتي قابل توجه برق‌كشي دوباره شده بود.

جلايي‌پور، سازمان‌يافته و متشكل‌ترين امدادرسانيِ مردمي در مناطق سيل‌زده را متعلق به ده‌ها موكب‌ اربعين مي‌داند و مي‌نويسد: مجموع كمك‌هاي ارزشمند همه‌ سمن‌ها و خيريه‌هايي كه در مناطق سيل‌زده ديديم روي هم شايد به اندازه‌ يك موكب هم نباشد. فقط يكي از موكب‌هاي تهراني با مديريتي كارآمد و اشراف قابل توجه به نيازهاي سيل‌زدگان روزي پنج‌هزار غذاي گرم را به خانه‌هاي سيل‌زدگان معمولان و پل‌دختر تحويل مي‌دهد و سه‌بسته‌ كمك‌هاي بهداشتي، خوراكي و آب براي هر خانوار آسيب‌ديده را خانه به خانه پخش مي‌كند.

او درباره تخليه خانه‌ها از گل با بيل هم نوشته كه بار اصليِ اين كار پرزحمتِ را عمدتا گروه‌هاي جهادي، بسيجي و طلبه‌هايي كه عمامه‌هايشان را درنياورده بودند برمي‌داشتند و تعدادشان قابل قياس با ساير داوطلب‌هاي مردمي نبود.

وي درباره آنها مي‌گويد: شخصا از نظر سياسي و فكري اختلاف نظرهاي پرشماري با اعضاي اين گروه‌هاي جهادي دارم، اما انصاف است بگويم حجم و ابعاد كمك داوطلبانه‌ پرزحمتي كه اين گروه‌ها مي‌كردند از هر گروه ديگري به مراتب بزرگ‌تر بود و فضاي باصفا، ديگردوستانه و پرشور جبهه‌گونه‌اي ساخته بودند كه سيل‌زدگان و هر ناظري را تحت تأثير قرار مي‌داد.

اين فعال اصلاح‌طلب در اين بخش، انتقادي از اصلاح‌طلبان كرده و نوشته است: دوست داشتم در كنار نيروهاي جهادي اصولگرا، از تشكل‌هاي دانشجويي، انجمن‌هاي اسلامي دانشجويان، سازمان‌هاي مردم‌نهاد، اساتيد دانشگاه، هنرمندان و نيروهاي اصلاح‌طلب داوطلبان و نمايندگان پرشمارتري را بيل به دست و كنار مردم سيل‌زده ببينم، اما در حد مطلوب نديدم.

وي، به گروه‌هاي داوطلب مردمي و جهادي پيشنهاد مي‌كند كه «در روزهاي آينده، تمركز خود را روي كمك به حاشيه‌نشين‌ها و محله‌هاي عرب‌نشين اهواز و سوسنگرد و بستان بگذارند» و اظهار مي‌دارد: متأسفانه هنوز كمك‌هاي مردمي از اقصا نقاط ايران به اين هم‌وطنان عرب‌مان محدود است و كمك‌هاي مردمي بيشتر به آن‌ها، علاوه بر آن‌كه ضروري و انسان‌دوستانه است، برايشان بسيار دل‌گرم‌كننده است و تعلقات ملي‌شان را تقويت مي‌كند.

جلايي‌پور با اشاره به حضور هليكوپترهاي هلال احمر و ارتش، كوهنوردان متخصص در احداث زيب‌لاين و رانندگان آف‌رود داوطلب با ماشين‌هاي شاسي‌بلند شخصي در مناطق صعب‌العبور نوشت: اين‌كه به بعضي روستاهايي كه مسير صعب‌العبور دارند هيچ‌گونه كمكي نرسيده دروغ بود. از افرادي كه اشراف كامل به وضعيت روستاهاي معمولان و پلدختر داشتند جوياي نام و ‌آدرس روستايي بوديم كه مطلقا به آن‌ها هيچ‌گونه كمك‌رساني نشده باشد و چنين روستايي وجود نداشت، گرچه به بعضي روستاهايي كه با ماشين در دسترس نبودند كمك كمتري رسيده بود.

وي با اشاره به وضعيت اهواز و محله‌هاي محروم و عرب‌نشين نوشته است: ساكنان محله‌هاي عين‌دو، گل‌دشت و ملاشيه در اهواز كه ساكنانش ايرانيان عرب‌‌اند، با دستان خالي و بدون امكانات يك شاهكار جمعي كرده‌اند و تنها با بيل و گوني و در چند روز چند كيلومتر سيل‌بند ساخته‌اند. اينجا به اين‌كه سيل‌بندسازي در اين محلات انتخاب كارشناسانه و كارسازي است يا نه كاري ندارم. درباره‌ شكوهِ تلاش جمعي‌شان حرف مي‌زنم. وقتي در عين‌دو شروع به سيل‌بندسازي كردند نيروي انتظامي متفرقشان مي‌كرد و به آن‌ها اجازه‌ ساختن سيل‌بند نمي‌داد اما آنقدر مقاومت و اصرار كردند كه حالا خود ارتش و هلال احمر و سپاه و شهرداري هم به كمك‌شان آمده است. البته در محله‌ گلدشت و ملاشيه هنوز هم نهادهاي حكومتي به كمك‌شان نيامده‌اند.

جلايي‌پور درباره آبگيري هورالعظيم و موضوعات مطرح در اين زمينه نيز در يادداشت خود به موضوع عدم اعتماد و احساس تبعيض اشاره كرده و آورده است: مسأله‌ محله‌هاي عرب‌نشين اهواز ريشه‌هايي فراتر از سيل اخير دارد. دولت تقاضاي تخليه‌ خانه‌هاي در معرض آب‌گرفتگي در اين محلات را كرده ولي اهالي‌شان مي‌گويند تحت هيچ شرايطي تخليه نمي‌كنند. دولت مي‌گويد مانع آب‌گيري هورالعظيم نشده است، ولي اهالي اين محلات باور نمي‌كنند. دولت مي‌گويد اگر تخليه كنيد خسارت سيل و هزينه‌ جابجايي‌تان را مي‌دهيم، ولي اهالي باور نمي‌كنند. دولت مي‌گويد براي پيشگيري از افزايش ارتفاع آب مجاور اين محلات نهايت تلاشش را مي‌كند، ولي اهالي اين محلات چنين باوري ندارند. ساكنان اين محلات مي‌گويند همان‌طور كه در جنگ هشت‌ساله در برابر آتش دشمن ايستاديم و خانه‌هايمان را تخليه نكرديم، در برابر آب هم مي‌ايستيم و تا اينجا هم انصافا آب را به زانو درآورده‌اند. خلاصه، مسأله‌ اصلي در اين محلات، اعتماد به دولت و احساس تبعيض است.

او راه حل بلندمدت را فقرزدايي از محله‌هاي عرب‌نشين و فرودست اهواز و كاهش انواع تبعيض و احساس تبعيض در ميان عرب‌هاي ايراني و افزايش اعتمادشان به دولت مي‌داند و مي‌نويسد: اگر جاي دولت يا كميته‌ ملي ارزيابي سيل نوروز 98 يا معاون اول رئيس‌جمهور بودم در روزهاي بعد از اين بحران براي محروميت‌زدايي و توسعه‌ مناطق عرب‌نشين اهواز و اقدامات ريشه‌اي براي افزايش ادغام اجتماعي ساكنان اين محلات و افزايش اعتمادشان به نهادهاي حكمراني و تقويت نهادهاي نمايندگي‌شان و كاهش احساس تبعيض‌شان به قيد فوريت برنامه‌اي ملي و جدي را ارائه و اجرا مي‌كردم.

وي همچنين پيشنهاداتي براي مديريت كوتاه‌مدت اين بحران دارد:

- بلافاصله بازداشت‌شدگان فعال در سيل‌بندسازي در اين مناطق آزاد شوند و از هرگونه برخورد سركوبگرانه با آن‌ها پرهيز شود،

- فرمان آب‌گيري كامل و دائم تالاب هورالعظيم صادر شود كه علاوه‌ بر پيشگيري از آب‌گرفتگي محلاتي از اهواز مشكل ريزگردها را هم تا حد زيادي برطرف مي‌كند.

- نمايندگان متنفذ، اهالي اين مناطق را در كنار متخصصان آب به بازديد از هورالعظيم ببرند تا با چشمان خود ببينند بخش زيادي از هور را آب گرفته است و وزارت نفت براي نجات چاه‌هاي نفت مانع آب‌گيري هور نشده است،

- اگر سيل‌بند مي‌تواند مانع آب‌گيري خانه‌هاي اهالي اين مناطق شود فورا ماشين‌آلات سنگين دولت و ارتش و سپاه و توان مهندسي‌شان براي كمك به ساخت و تقويت سيل‌بندها عازم اين محلات بشوند،

- كمك مالي كافي دولت براي جبران كامل خسارت بيش از صد خانه‌ آب‌گرفته‌ اين محلات بلافاصله و بدون تشريفات طولاني اداري به اهالي اين خانه‌ها داده شود تا ميان شبكه‌ اهالي اين مناطق اعتماد به دولت و نظرات كارشناسان دولت را افزايش دهد، احتمال پذيرش تخليه‌ خانه‌ها در صورت ضرورت را بيشتر كند و ديگر اين جمله‌ ترسناك را از بعضي از اهالي اين مناطق نشنويم كه «هيچ‌كس جز خودمان به فكر ما نيست». در چند مورد شخصا از اهالي اين محله‌ها شنيدم كه بعد از اعزام اخير كمك‌هاي نهادهاي دولتي و مدني به اين مناطق ‌گفتند: فكر مي‌كرديم كسي به فكر ما نيست و حالا كه اين كمك‌هاي حكومتي و هم‌وطناني مثل شما را مي‌بينيم دلگرم شده‌ايم.