۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۸،‏ ۱۵:۳۱
کد خبر: 83297889
۰ نفر

سپاه، سیاسیون و همبستگی ملی

سید عمادالدین محمودی
سپاه، سیاسیون و همبستگی ملی

تهران– ایرناپلاس– در دهه اخیر از دوره حیات نظام جمهوری اسلامی، سیاست خارجی به‌عنوان مهم‌ترین رکن شکل‌دهنده فضای حوزه عمومی جامعه ایران شناخته می‌شود. به این معنا که تحولات عرصه بین‌المللی، تأثیرات جدی و مستقیمی بر وضعیت سیاست داخلی و اقتصاد کشور گذاشته ‌است. بالطبع این تأثیر و تأثر خود را در سایر وجوه جامعه، خصوصا وضعیت اجتماعی نیز بازتولید می‌کند.

از نظر مقایسه‌ای همان‌طور که مارکس در تشریح ماتریالیسم دیالکتیک و ماتریالیسم تاریخی، اقتصاد را زیربنا و سیاست، فرهنگ و مسائل اجتماعی را روبنا و تحت تأثیر زیربنا قلمداد می‌کند، به نظر می‌رسد امروز سیاست خارجی به‌عنوان امر زیربنایی حوزه عمومی ایران باید شناخته شود.

شاهد مثال چنین وضعیتی، گذار آرایش نیروهای سیاسی امروز از دوگانه چپ – راست اقتصادی دهه شصت و هفتاد، یا اصلاح‌طلب – اصولگرای سیاسی دهه هفتاد و هشتاد، به دوگانه محافظه‌کاری – رادیکالیسم در حوزه سیاست خارجی است؛ دوگانه‌ای که برخی آن را به برجامیان و غیربرجامیان تعبیر می‌کنند. یکی از عوامل آشفتگی آرایش جدید سیاسی ایران هم نشأت گرفته از همین موضوع است. سیاست‌ورزان داخلی که حدود سه دهه در چارچوب مسائل داخلی اعلام موضع می‌کردند، به‌دلیل عدم اشراف نسبت به مسائل سیاست خارجی و عدم برخورداری از اطلاعات شفاف درخصوص چالش‌ها و توانمندی‌های نظامی کشور، بعضا از دکترین و راهبرد مشخصی نسبت به مسائل سیاست خارجی برخوردار نیستند.

چنین شرایطی سبب ایجاد نوعی تشتت در میان نیروهای سیاسی و عدم اعتماد جامعه به مواضعی است که از سوی این نیروها اتخاذ می‌شود. نمونه واضح این وضعیت، نوع مواجهه نیروهای سرشناس اصلاح‌طلب درخصوص نوع ورود و تأثیرگذاری جمهوری اسلامی در نزاع‌های منطقه‌ای و همچنین نوع برخورد نیروهای سیاسی اصولگرا در مورد برجام بود. در واقع وجود اختلافات عمیق نسبت به این دو مسأله در هر یک از جبهه‌های سیاسی، سبب شده تا امروز تصویر روشنی از فضای سیاسی و نگاه و گفتمان جریانات سیاسی به چشم نخورد.

با این وجود، علی‌رغم همه اختلافات ذکر شده، عمده نیروهای سیاسی به این اصل واقف‌اند که پشتوانه سیاست خارجی منسجم برای هر کشور، برخورداری از انسجام داخلی و اتحاد نیروهای سیاسی و همگرایی و وحدت اجتماعی است؛ مسأله‌ای که می‌تواند بدون برخورداری از وحدت ایدئولوژیک در هر نظام سیاسی شکل بگیرد. کما اینکه اتحاد سیاسی و اجتماعی در طی چهل سال اخیر، کشور را از دل بحران‌های جدی همچون جنگ تحمیلی و اعمال تحریم‌های ناجوانمردانه نجات داده‌ است.

پس از فشارهای دولت ایالات متحده در راستای وارد آوردن ضربات سیکل‌وار به ساختار اقتصادی کشور، این دولت در اقدام اخیر خود سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را به‌عنوان نیروی نظامی رسمی کشور، در لیست موسوم به گروه‌های تروریستی قرار داد؛ واقعه‌ای که تقریبا تمام نیروهای سیاسی و فعالان اجتماعی کشور – اعم از منتقد یا موافق – و حتی برخی از اپوزیسیون جمهوری اسلامی را به واکنش و محکومیت این اقدام کشاند. بسیاری از احزاب فعال اصلاح‌طلب هم نسبت به این موضوع در حمایت از سپاه پاسداران بیانیه صادر کردند، به عنوان نمونه حزب اتحاد ملت در محکومیت اقدام ماجراجویانه دولت ترامپ علیه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در بیانیه‌ای اظهار کرد: این کار نقض حاکمیت ملی ایران، حقوق بین‌الملل و بحران‌زاست.

در بیانیه حزب اتحاد ملت آمده است: اقدام ماجراجویانه دولت ترامپ در قرار دادن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در فهرست گروه‌های تروریستی، نقض حاکمیت ملی، حقوق بین‌الملل و تلاشی تازه برای تشدید بحران در منطقه و جهان است.

حزب توسعه ملی ایران اسلامی هم در بیانیه‌ای که صادر کرد، آورد: «ما بر این واقعیت تأکید می‌کنیم که در داخل ایران، علی‌رغم تمامی اختلاف نظرات و سلیقه‌ها و انتقاداتی که به رفتار نهادهای مختلف ممکن است موجود باشد، حفظ امنیت و منافع ملی و دفاع از ساختارهای مقوم نظام سیاسی کشور، نقطه اشتراک کلیه کسانی است که دل در گرو تعالی این کشور دارند و تمامی اهداف و آرمان‌های خود را در گستره جغرافیایی کشوری مستقل و دیرینه به نام ایران جستجو می‌کنند.»

همچنین حزب کارگزاران سازندگی نیز این اقدام را محکوم و اعلام کرد: «اقدام دولت آمریکا بدعتی آشکار در حقوق بین‌الملل و نقض اصل حاکمیت ملی کشورهاست که در اسناد جهانی حقوق بشر به رسمیت شناخته شده است. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نهادی قانونی در ایران است که طبق قانون اساسی، تحت اشراف حکومت جمهوری اسلامی ایران قرار دارد و این حکومت به سبب یک انقلاب مردمی و نیز انتخابات متعددی که در چهل سال گذشته در ایران برگزار شده است، حکومتی قانونی و در نتیجه یک حاکمیت ملی است که از مشروعیت بین‌المللی برخوردار است و از سوی ملت ایران معاهدات بین‌المللی و دوجانبه و چندجانبه را امضا می‌کند و منشور ملل متحد را امضا کرده است.»

علاوه بر احزاب سیاسی، بسیاری از نیروهای سیاسی که طی سال‌های بعد از 88 توسط بخشی از نیروهای همین نهاد و یا سایر نهادهای امنیتی کشور بازداشت و بعضا محکوم به حبس‌های حتی طولانی‌مدت هم شده بودند، این اقدام آمریکا را در شبکه‌های اجتماعی محکوم کردند. در کنار این، شمار زیادی از نمایندگان مجلس که قبلا نسبت به برخی اقدامات نیروهای سپاه لب به انتقاد علنی گشودند، این بار خود، لباس پاسداری بر تن کردند تا اعلام کنند اگر اختلاف و بحثی هم هست، داخل خانواده است و برابر تهدید خارجی همه نیروها همدل‌ هستند.

این موضع‌گیری‌ها به ویژه در زمانی که بسیاری به دلیل شرایط و مشکلات، نارضایتی‎هایی دارند، با واکنش‌های منفی به ویژه از سوی کاربران متمایل به براندازان مواجه و موجب نقد و طعنه هم شد و نمایندگان و سیاسیونی که چنین مواضعی گرفتند، هزینه اقدام خود را نیز پرداختند. با این حال مجموعه این موارد، یکی از اصلی‌ترین اهداف تروریستی اعلام کردن سپاه را به شکست کشاند.

واقعیت آن است که بعد از اقدام بی‌سابقه دولت ترامپ در تحریم نیروی رسمی نظامی یک کشور، بسیاری از تحلیلگران با توجه به تحریم‌های شدید موجود علیه ایران و نیروهای نظامی کشور، تأثیر بیرونی این تحریم‌ها را کم و هدف جدی آن را فشار در داخل بر سپاه پاسداران ارزیابی می‌کردند. این تحلیل با سخنان مقامات آمریکایی که آشکارا به دنبال تحریک نیروهای داخلی علیه سپاه بودند، قوت می‌یافت و البته این راهبرد آمریکا با موضع‌گیری‌های سیاسی داخل کشور به نتیجه نرسید.

در پی این حمایت‌ها، سردار جعفری، فرمانده پیشین سپاه نیز در نامه‌هایی جداگانه، «از ابراز محبت و حمایت» «در محکومیت تصمیم شیطانی آمریکایی‌ها که با موضع گیری های قاطعانه، مصاحبه های هوشمندانه و نیز پوشیدن جامه مقدس سبز پاسداری همراه و در کنار آحاد ایرانیان عزیز ،مراجع عظام تقلید ، مسئولین کشوری و لشکری، احزاب و جریان‌های مختلف سیاسی، نخبگان و شخصیت‌های حوزوی و دانشگاهی؛ دلالت بر وحدت و یکپارچگی ملی – به عنوان رمز موفقیت و غلبه بر چالش‌های مصنوع جبهه دشمن- دارد»، قدردانی و سپاسگزاری نمود.

توجه داشته باشیم ابلاغ پیام همراهی و اتحاد از سوی نیروهای سیاسی‌ای مطرح شد که بعضا به‌صورت سنتی با رویکرد گفتمانی سپاه پاسداران در جامعه همراه نبوده‌اند و با لحاظ کردن شرایط حساس حاکم بر کشور، تلاش کردند در مسیر همدلی حرکت کنند. به نظر می‌رسد رویه مسوولان ارشد سپاه نیز می‌تواند در تداوم نامه قدردانی فرمانده وقت سپاه و گسترش پاسخهای همدلانه باشد. روشن است که اتفاق نظر جریانات سیاسی در حراست از کیان نظام جمهوری اسلامی می‌تواند انسجام و همراهی بیشتری در فضای سیاست داخلی ایران به دست دهد. همچنین تأکید بر اتخاذ رویه همدلانه از سوی مجموعه فرماندهان سپاه پاسداران، موضوعی است که می‌تواند مانع خدشه به عزت این نهاد انقلابی در میان افکارعمومی شود. شروع دوره مدیریت جدید نهاد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و آغاز دوره فرماندهی سردار سلامی فرصتی فراهم کرده تا باز هم شاهد رویکردی همدلانه‌تر در این خصوص باشیم.

طبعا این رویه، آثار جدی به سود منافع ملی کشور دارد و می‌تواند تهدیدی که از سوی دشمن انجام شده را به فرصت تبدیل کند؛ سیل سال 98 در این زمینه درس‌های خوبی دارد؛ سیلی که زمینه‌ساز سیل مهربانی مردم ایران از امدادگر و سپاهی و دولتی و فعالان اجتماعی شد.