اینجا سینماست، منبر نیست

تهران-ایرناپلاس- اینکه یک سینماگر موضوعی با مفهوم مهدویت را محور اصلی اثر سینمایی‌اش قرار دهد، اتفاقی مبارک است، اما استفاده از مفهوم مهدویت، به‌عنوان خط حاشیه‌ای و کمرنگ، شاید فقط برای رنگ و لعاب دینی زدن به فیلم و راضی کردن دوستان قبلی یک کارگردان باشد.

حجت الاسلام والمسلمین محسن یوسف‌زاده در بخش دوم صحبت‌هایش درباره فیلم «زندانی‌ها» ساخته مسعود ده‌نمکی به خبرنگار ایرناپلاس گفت: در این روزگار بیشتر فیلمسازان برای ساخت آثارشان به دغدغه‌های اجتماعی اکتفا می‌کنند، که گاهی حال مردم را هم در سینما خراب می‌کند. در عین حال که پرداختن به سوژه‌های ملتهب اجتماعی لازم است، اما نیت ده‌نمکی برای ساخت «زندانی‌ها» قابل ستایش است. برای مثال فیلم «متری شیش و نیم» سعید روستایی یک نیمه خوب دارد و دغدغه‌مند است. اما در نیمه دوم پرداخت افراطی و احساسی فیلمساز به مقوله اعتیاد و فقر، فیلم را به بیانیه تبدیل می‌کند. انگار در قامت یک مصلح اجتماعی ظاهر می‌شود تا به واکاوی فقر و اعتیاد بپردازد. البته برجسته کردن معضلات اجتماعی به‌خودی‌خود بد نیست؛ وقتی بد می‌شود که از بافت فیلم بیرون بزند. به‌عنوان مثال ژانر ملودرام در سینما از پررنگ کردن روابط خیلی عاطفی و احساسی بین زنان و مردان خلق می‌شود، اما آن در بطن درام اتفاق می‌افتد. اینکه دوربینمان را به جنوب‌شهر ببریم و بی‌پرده هر چه هست را بدون داشتن تحلیلی دقیق و جامعه‌شناختی به تصویر بکشیم، فضیلت به حساب نمی‌آید. این باعث می‌شود در برخی مواقع فراموش کنیم که به سینما آمده‎ایم تا لذت ببریم.



فیلمسازان موفق، ما را به جهان زیستشان وارد می‌کنند
«ما به سینما می‌رویم تا تعبیر هنرمند از واقعیت را تماشا کنیم و لذت ببریم، هر چقدر هم که آن تعبیر تلخ باشد. یعنی سینما یک کارکرد اصلی‌اش این است که ما را از این جهان واقعیت به بالا می‌برد و وارد جهان خیال می‌کند که مخاطب فکر کند در جهان فیلم زیست می‎کند. فیلمسازان موفق ما را به جهان زیستشان وارد می‌کنند.»



اتفاق مبارکی که به بار ننشسته است
وی درباره نویسندگان فیلمنامه «زندانی‌ها» و کم و کاستی‌های آن عنوان کرد: نکته‌ای که با دیدن تیتراژ فیلم «زندانی‌ها» برای من خوشایند آمد این بود که فیلمنامه این اثر را ده‌نمکی با همکاری بابک کایدان و پدرام کریمی نوشته است که تا حدودی آن دو عزیز را می‌شناسم. این نکته برای من خیلی خوشایند است که فیلمسازی مثل آقای ده‌نمکی به این توجه داشته که حالا از کسانی کمک بگیرد که سابقه پررنگ‌تری در حرفه فیلمنامه‌نویسی دارند. این اتفاق مبارکی است هر چند به بار ننشسته است؛ لذا فردی مانند من هم که سال‌هاست در فضای دینی زیست کرده‌ام، اثر را پس می‌زنم و هنگام تماشای این اثر مدام با خودم می‌گفتم کی فیلم تمام می‌شود؟ یا چرا این فیلم تمام نمی‎شود؟ چرا موقعیت‌ها شکل نمی‌گیرد؟ چرا شوخی‌ها این اندازه دم‌دستی است؟ ده‌نمکی هنوز عادت دارد جوک‌ها و پیام‌هایی که در فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی مردم برای هم ارسال می‌کنند را به‌عنوان دیالوگ استفاده کند. آیا بهتر نیست خلاقیت به کار ببرد و دیالوگ‌های مناسب با فضای فیلمش بنویسد؟



الگویی که در فیلم‌های آمریکایی جواب داده
حجت‌الاسلام یوسف‌زاده در پاسخ به این پرسش که آیا سینما پتانسیل پرداختن به موضوع مهدویت را دارد یا خیر، گفت: بله دارد. این الگو در بسیاری از فیلم‌های آمریکایی و اروپایی پاسخ داده است. البته آن‌ها قائل به مهدویت به شکل ما نیستند؛ بلکه این تفکر به شکل فیلم‌های سینمایی آخرالزمانی آمریکایی، نمود پیدا کرده است. اما بحث سر این است که وقتی می‌خواهیم درباره عشق صحبت کنیم، باید بدانیم عشق یک مفهوم است. یا اینکه اگر درباره ایثار صحبت می‌شود، می‌خواهیم بگوییم انسان‌ها می‌توانند در زندگی‌شان ایثار کنند. این‌ها همه باید در سینما به عینیت برسند. به عبارت دیگر، اگر بخواهیم عشق را نشان دهیم باید یک شخص عاشق را به تصویر بکشیم. اگر بخواهم ایثار را نشان دهم، باید یک ایثارگر را معرفی کنیم. چون در جهان خارج که نمی‌توان به مردم ایثار را نشان داد، بلکه باید در قالب یک ایثارگر، مفهوم ایثار را بشناسانیم. مفاهیم دینی و معنوی هم همین هستند. یعنی در قالب مدیوم سینما باید به عینیت برسند.



بحث سر این است که اینجا سینماست
«مفهوم منجی و منجی موعود فقط مخصوص به معارف ما شیعیان نیست؛ یعنی همه ادیان ابراهیمی و حتی به نظر می‌رسد غیر ابراهیمی در آموزه‌هایشان یک مسئله‌ای به نام منجی موعود دارند. به عبارت دیگر، همه متفق‌القول هستند که یک روزی یک آدمی یا یک مرد الهی جهان را نجات خواهد داد. این را همه معتقد هستند. بحث بر سر این است که اینجا سینما است و وقتی می‌خواهید با سینما، این حرف و این مفهوم بلند را منتقل کنید، باید خود را به لوازم این مدیوم و داستان گفتن ملتزم کنید. به عبارت دیگر، داستان گفتن باید به حال و هوای آن مفهوم ربط داشته باشد.»



داستانی که می‌توانست در بستر غیر از مهدویت روایت شود
یوسف‌زاده معتقد است که داستان «زندانی‌ها» می‌توانست در بستری غیر از مفاهیم مهدویت هم اتفاق بیفتد: ساده‌ترین ایرادی که می‌توان از فیلم «زندانی‌ها» گرفت این است که اگر دیالوگ‌هایی درباره مسجد جمکران و نذر «طه» درباره 39 بار رفتن به جمکران را از فیلم بگیرید، از موضوع مهدویت چیزی نمی‌ماند. تنها داستان دو دزد روایت می‌شود که با یک انسان مذهبی هم‌قطار شده‌اند و قرار است آن آقا به این دو مجرم کمک کند. این داستان می‌توانست در بستری غیر از مفاهیم مهدویت هم اتفاق بیفتد. تراژدی‌نویسان بزرگ دنیا از شکسپیر تا بقیه، مفاهیم انسانی را که منتقل می‌کنند در بافت درام و مدیومشان کاملاً در هم تنیده است. یعنی شما نمی‌توانید این مفاهیم را جدا کنید. به عبارت دیگر، بین این روابط انسانی مفاهیم متولد می‌شوند. من معتقدم دوستان هنوز در فهم و مبانی سینما مشکل دارند. باید این مدیوم را درست شناخت و به کار گرفت. کارگردان فیلم «زندانی‌ها» باید تأمل کند چگونه می‌شود با کمدی، مفاهیم مهم و عمیقی، چون مهدویت را به مخاطب انتقال داد؟

بخش اول این گفت‌وگو را اینجا بخوانید

گفت‎وگو از هنگامه ملکی