چرا طرفداران ايده ايرانشهري با روشنفكري ديني مخالفند؟

تهران - ايرناپلاس - قسمت نهايي گفت‌وگوي ايرناپلاس با دكتر داود سليماني به بررسي ايده جريان ايرانشهري در خصوص روشنفكري ديني و نقد و بررسي تعابير اخير دكتر سروش در مورد امام خميني (ره) اختصاص يافته است. دكتر داود سليماني استاد سابق دانشكده الهيات دانشگاه تهران است.

*آلترناتيو روشنفكري ديني از سوي نئوليبرال‌ها

ايرناپلاس: جريانات طرفدار ايده ايرانشهري، در مقابل روشنفكران ديني افرادي مثل حسين نصر را به‌عنوان آلترناتيو مطرح مي‌كنند.

سليماني: بله آنها در حيطه شخصي و خصوصي است، نه در حيطه حاكميتي. چون آنها در عرصه شخصي دين را در يك سري از مناسك فردي محصور مي‌كنند. يعني آنچه به شخص مربوط مي‌شود و دخالتي در جامعه ندارد. نئوليبراليسم با دين و بسياري از موضوعات در تضاد نيست. اما همين كه دين مي‌خواهد در عرصه اجتماعي وارد شود، مي‌گويد اينجا جاي تو نيست. ايده ايرانشهري در حقيقت تلفيقي از اين‌هاست. اگر مي‌خواهد سيد حسين نصر را حفظ كند، نه به‌دليل بُعد اجتماعي و سياسي كار، بلكه او را براي بُعد سنتي مي‌خواهد. يعني اگر بگوييم اسلام سنتي مي‌تواند دو شاخه داشته باشد، يك شاخه‌اش حوزه خصوصي و فردي و يك شاخه‌اش حوزه اجتماعي و حاكميتي است. اين بخش كه پذيرفته مي‌شود حوزه شخصي خواهد بود و نه حوزه اجتماعي و تفاوت در اين بخش است.


*ماجراي سخنراني سروش در مورد امام

ايرناپلاس: دكتر سروش اخيراً در يك سخنراني در مورد جايگاه سياسي مرحوم امام(ره) اشاراتي داشتند و گفتند ايشان باسوادترين رهبر تاريخ ايران است. پس از آن، هجمه‌هاي بسياري بر ايشان وارد شد. نظر شما در مورد اين سخنراني و واكنش‌ها چيست؟

سليماني: ‌دليل اين همان فضايي است كه در مورد آن صحبت كرديم و اين كه در بخشي از جامعه نوعي گريز از دين و مذهب مطرح است و باني آن نيز ايدئولوژي حاكم بر ما دانسته مي‌شود. قاعدتاً مبدع تز حكومت سياسي يا حاكميت سياسي مرحوم امام است. امام بود كه بحث ولايت فقيه را مطرح كرد كه يك ايده جديد در عصر خود بود. كساني كه اين نكته را خوب هضم نكرده‌اند يا در بازخوردها، عكس‌العملي برخورد مي‌كنند و تحليلي جامعه‌شناسانه و دين‌شناسانه ندارند يا آن را نپذيرفته‌اند، به‌طور طبيعي هميشه دوست دارند سخناني از تيپ افرادي مثل سروش صادر شود تا همراه جريان حاكم بر اين نوع تفكرات باشد. يعني تفكري كه مي‌خواهد همه چيز را سياه و سفيد ببيند و نفي كند يا قبول كند.

سروش فردي نقاد است. او در عين تنفس در فضاي روشنفكري ديني، در حوزه‌هاي سياست وارد است. او به شكل عميق و به‌عنوان يك كاراكتر سياسي وارد سياست نشد. ولي كسي بود كه محصول انديشه‌هاي او مي‌تواند نگاه‌هاي سياسي را تقويت كند. صحبت ايشان كلي بود و فقط بخشي به اين حرف اختصاص داشت. ايشان مي‌گفت نگاهي فقيهانه وجود داشت و در ميان فقها و كساني كه توانسته بودند تلفيقي از دين و فقه و سياست به وجود بياورند، مرحوم امام پيشرو بود. آن توصيفي كه از مرحوم امام مي‌كند كه او را شخصيتي عالم مي‌داند، دقيقاً به اين منظر برمي‌گردد. او از كسي حرف مي‌زد كه در ميان عالمان ديني به‌عنوان يك رهبر، هم بُعد عالمانه داشت و هم بُعد سياسي و هم بُعد فقهي و ديني. از درون صحبت ايشان اين نگاه برنمي‌آمد كه امام كاملاً موجه است و نگاه عالمانه را نگاهي كاملاً فقيهانه و موجه نمي‌دانست، بلكه سعي داشت بگويد امام تركيبي بين دين و سياست و قدرت به‌وجود آورد. و اين كاملاً حرف درستي است.

شايد ما انتقادي داشته باشيم و بگوييم وجه سياسي آن قدر كه شما مي‌گوييد قوي نبود، ولي به اعتقاد من اين بحث نياز به استدلال و فكت دارد. ما از امام فكت‌هايي مي‌بينيم كه متوجه مي‌شويم اتفاقاً كاملاً سوار بر مسائل سياسي بود و بينش خوبي داشت. در بزرگ‌ترين رويداد قرن اخير اين نوع و اين حجم از مردم با اين اراده مي‌آيند و با كمترين خونريزي رژيمي را دگرگون مي‌كنند. او با سخنوري و نوع ارتباطي كه بسيار مؤثر است، توانست مستقيم و با تك‌تك مردم ارتباط بگيرد. اين ارتباط، ارتباطي كلامي است. نوارهاي ايشان توزيع مي‌شود و سخنراني‌هاي ايشان قبل و بعد از انقلاب، مردم را منسجم نگاه مي‌دارد. علي‌رغم تعدد سلايق، همه جريانات در كشور احساس رضايت‌مندي دارند. البته بحث من با براندازها و مسلح‌ها و كساني كه به‌نحوي وارد جنگ‌هاي مسلحانه شدند، نيست. ولي توده مردم اين‌چنين بودند. همان‌طور كه آقاي سروش گفتند، در استقبال و در بدرقه امام اين امر را به‌طور كامل ديديم. سياست يعني چه؟ وقتي مي‌گوييم ايشان عالم سياسي نبود، يعني عقيده ايرانشهري يا جمهوريت ارسطويي را مطالعه نكرده است؟ يعني آكادميسين سياسي نيست؟ سياست علاوه‌بر اين‌ها يك مديريت و يك شم است. يك نگاه و يك هدايت است. استفاده از امر ممكن براي رسيدن به اهداف سياسي است و امام اين كار را كرد. به نظر من نقدها به‌جا نبود.


*نقد بايد عالمانه باشد

ايرناپلاس: ضمن اينكه آقاي سروش نقد خود را نسبت به امام مطرح مي‌كند.

سليماني: وقتي به‌طور كامل به سخنراني گوش مي‌دهيد، مي‌شنويد ايشان نقد خود را بيان مي‌كند و مي‌گويد بيشترين نقد ما به امام اين است كه حكومت را در مسيري انداخت كه فقط فقه بيايد و حاكم شود. و اين مسائلي بود كه به بار آورد. دو سه دقيقه از يك نوار را مي‌گيريم و قبل و بعد آن را قطع مي‌كنيم و بعد روي آن قضاوت مي‌كنيم. به نظر من اين منصفانه نيست. من هم همه حرف‌هايي كه ايشان زده است را قبول نمي‌كنم. ولي به اعتقاد من ادب نقد اين نيست و كساني كه مخالفت كردند و نقد داشتند، حريم نگاه نداشتند. مي‌توانستند نقدي عالمانه داشته باشند و بگويند مرحوم امام در اين بخش اين ايراد را داشت و اين كار درست را داشت. ولي به كل سياه جلوه‌ دادن، همان صفر و صد ديدن است.