گوينده بايد عاقل باشد

تهران- ايرناپلاس- مسلم است كه براي نقل هر مطلب حتي در حوزه دين و مذهب، بايد به شرايطي توجه كرد. سطح مخاطب و زمان و مكان را بايد خوب سنجيد. حالا فكرش را بكنيد اگر قرار است يك مطلبي در رسانه عمومي با بيننده زياد و گونه‌گون نقل شود، چقدر بايد در محتوايش دقت كرد.

گذشت آن روز‌هايي كه هر كسي هر حرفي خواست بزند و برود. حالا هر كلامي كه از دهان كسي خارج مي‌شود، اگر كمي به مذاق افراد، عجيب بيايد، يا به نحوي براي عرف و عوام غيرقابل فهم باشد، به‌سرعت دست‌به‌دست مي‌شود و كنارش تحليل و نقد نوشته مي‌شود. حالا اگر اين حرف به‌نوعي مرتبط با دين باشد، باب سوء‌فهم و سوءاستفاده‌اش خيلي بازتر و جنجالش بيشتر خواهد بود.

اين روز‌ها بريده فيلمي از حجت‌الاسلام قاسميان، مدير حوزه علميه مشكات در فضاي مجازي دست‌به‌دست مي‌شود كه در برنامه زنده شبكه سه، به داستاني اشاره مي‌كند به اين شرح: «در جنگ صفين يكي از اصحاب اميرالمؤمنين دستش قطع شد. برداشت دستش را همين‌جوري آورد. گفت: يا علي دستم را ببين قطع شده. حضرت دستش را گذاشتند سر جايش، يه چيزي خواندند، دستش چسبيد. گفتش ببخشيد شما چي خواندي الان؟ گفتن حمد. بعد با يك حالت استخفافي گفت: حمد؟ حضرت خيلي ناراحت شدند. ول كردند و رفتند و اين دستش افتاد».

گرچه اين‌گونه داستان‌ها در برخي كتب نقل شده است، اما همين چند جمله كافي بود تا باب تمسخر و زير سؤال بردن معجزات ائمه باز شود و سيل شبهه، روان گردد و صدا و سيما مثل هميشه پاس گلي تقديم مغرضان در فضاي مجازي كند.


اثر معكوس دارد
حجت‌الاسلام محمد بانياني، از روحانيون جوان در صفحه اينستاگرامش در اين‌باره نوشت:
اگر تا 50 سال پيش مي‌شد با اين حرف‌ها (فارغ از صحت و سقم روايت) جماعتي را دين‌دار كرد يا ايمان كسي را تقويت كرد، امروزه مطرح كردن چنين روايت‌هايي براي عموم مردم (حتي متدينان) كاركردي 100 در صد معكوس دارد. زماني كه پيامبر اسلام فرمودند: ما انبيا به قدر عقل مردم با آن‌ها سخن مي‌گوييم، منظورشان اين بود كه اگر عقل عامه مردم سطح پاييني داشت، در همان سطح و اگر سطح بالايي داشت، در همان سطح حرف مي‌زنيم. ايمان به غيب هم لزوماً معنايش حرف زدن از عجايب و خارق‌العاده‌ها نيست. تا كي بايد به بهانه جذابيت منبر، براي اسلام و مسلمانان هزينه بتراشيم خدا مي‌داند…


گوينده بايد عاقل باشد
حجت‌الاسلام كاملان، استاد دانشگاه مفيد درباره شرايط نقل اين مطالب در تريبون‌هاي عمومي به خبرنگار ايرناپلاس گفت: اصل اول در بيان يك مطلب براي مردم اين است كه بايد به ميزان فهم مخاطب چيزي را بيان كرد. به ما فرموده‌اند: نحن معاشر الانبياء لانكلم الناس الا بقدر عقولهم؛ ما سلسله انبيا هرگز مطلبي را بيان نمي‌كنيم مگر به مقدار عقل و فهم مخاطب. اصل دوم هم اين است كه ما براي بيان حقايق متافيزيكي هميشه از مثال استفاده كنيم. قرآن از اين روش استفاده كرده است كه تشبيه معقول به محسوس است. بايد توجه كنيم كه يك گوينده حكيم و عاقل جوري صحبت مي‌كند كه مطلب به قدر فهم مخاطب باشد. در روايات هست كه گاهي يك راوي درباره يك آيه مشخص سؤال مي‌كند و امام (ع) به او جوابي مي‌دهد و بعد راوي دوم همان سؤال را مي‌پرسد، اما پاسخ ديگري مي‌گيرد. يعني امام (ع) با توجه به مخاطب و به اندازه فهم و ظرفيت او پاسخ داده است؛ بنابراين متكلم و گوينده عاقل بايد دقت كند كه هضم مطلب براي مخاطب ثقيل و سنگين نباشد. به نظر من گفتن اين‌گونه مطالب در منبر براي مردم نه‌تنها نفعي ندارد، بلكه ضرر و زيان دارد و عده‌اي بدبين به دين و اسلام مي‌شوند.


مراقب باشيد راوي از غلات نباشد
كاملان در ادامه درباره برخي رواياتي كه نقل مي‌شود افزود: ائمه (ع) فرموده‌اند دو گروه با ما مخالفت كردند. يك گروه كساني كه درباره ما غلو كردند، يعني چيزي درباره ما گفتند كه در آن حد نبوديم و ديگري گروهي كه ما را از حد و حق خودمان پايين آوردند؛ مبغض قال و محب غال.

درباره روايات بايد توجه كرد كه راوي از غلات نباشد. معمولاً در رواياتي كه درباره كرامات اهل‌بيت رسيده، راوياني هستند كه اهل غلواند. با اين‌ها بايد با احتياط برخورد كرد. اهل‌بيت داراي كمالات و فضائل زيادي هستند و مي‌توانند خيلي كار‌ها بكنند، اما به اذن و اراده الهي. درباره حضرت عيسي (ع) در قرآن گفته شده كه مرده زنده مي‌كرد يا مرض برص و جذام را شفا مي‌داد، اما به اذن خدا.


خوش‌سليقگي نيست
حجت‌الاسلام بهاءالدين قهرماني‌نژاد، استاد تاريخ دانشگاه تهران در گفت‌وگو با خبرنگار ايرناپلاس درباره اين‌گونه داستان‌ها گفت: اين خوارق عادات و معجزات و كرامات ائمه وجود دارد. در كتاب‌هايي مثل مدينةالمعاجز زياد آمده است و بالاتر از اين‌ها هم هست و جاي ترديد نيست، ولي به نظر من اين موارد را بدون مقدمه و به‌صورت عمومي بيان كردن خوش‌سليقگي نيست. شايد مطرح كردنشان در جمع‌هاي خاص ايرادي نداشته باشد، ولي براي جلسه عمومي گفتن بايد شرايطي لحاظ شود.

قهرماني‌نژاد درباره شناخت زمان و مكان مناسب مطرح كردم برخي روايات خاص افزود: فرموده‌اند مؤمن بايد كيّس (زيرك) باشد و عالم بايد بيشتر كيّس باشد. براي نقل اين مطالب قبل و بعدش مقدماتي را بگويد و مخاطب را براي شنيدن آماده كند و الا موجب تبعاتي مي‌شود. من اگر بخواهم اين داستان‌ها را بگويم 20 دقيقه قبلش مقدمه‌چيني مي‌كنم و نمي‌گذارم جاي سوءاستفاده بماند، وگرنه بازخوردش بهانه دست برخي افراد مي‌دهد.