۱۱ تیر ۱۳۹۸،‏ ۱۵:۳۶
کد خبرنگار: 1893
کد خبر: 83378001
۰ نفر
تفاوت مدیران و استانداردسازی در فوتبال

تهران- ایرناپلاس- شاید بارها شنیده‌اید که این وسیله استاندارد است یا فلان وسیله استاندارد نبود و اتفاق بدی افتاد. شاید نتوان تعریف خیلی دقیق و صحیحی از استاندارد ارایه کرد. استاندارد در لغت به معنی نظم، قاعده، قانون و مفاهیمی است که طبق قرارداد، سنت، یا قوانین نمونه‌ای برای سرمشق به کار برود و اجرای آن قوانین مورد قبول عموم باشد. آیا فوتبال ما استاندارد است؟ چقدر زمان نیاز داریم تا به مرحله استاندارد برسیم؟

بدون تردید خیلی از امکانات ما استاندارد نیست و مشکلاتی نیز سر راه آن قرار دارد. اگر بخواهیم فوتبالمان را به سطح یک سیستم استاندارد ببریم، معایبش یکی‌یکی نمایان می‌شود و آنجا متوجه خواهیم شد ما با استانداردهای بین‌المللی فاصله داریم. بدون تردید خود فوتبال یک ورزش غیراستاندارد است! اصلاً بیایید ببینیم تعریف فوتبال چیست؟!


مدیر استاندارد

فوتبال بیست تعریف دارد. فوتبال یک ورزش تکنیکی، تاکتیکی، فیزیکی، فکری، غیرقابل پیش‌بینی، دوئل و … اما یک تعریف آن هم غیر استاندارد است! در واقع فوتبال یک ورزش غیرمتعارف نیز محسوب می‌شود، چرا که هزاران نفر می‌گویند این تیم می‌برد، اما می‌بینیم همان تیم سه بر صفر می‌بازد! ما هنوز بلد نیستیم نه با بازیکنان داخلی و نه با بازیکنان خارجی قرارداد بنویسیم. هنوز نمی‌توانیم یک مدیر استاندارد برای فوتبالمان تعریف کنیم. معاون حراست وزارت ورزش را مدیرعامل باشگاه بزرگی مانند پرسپولیس می‌کنیم و آن قدر ساده فکر می‌کند، سرمربی تیمش سرمربی یک تیم دیگر می‌شود و او همچنان گزینه اول و آخر تیمش را آن سرمربی می‌داند، چون معتقد است هواداران باشگاه او را می‌خواهند!

یک مدیر بزرگ

۳۰ میلیون هوادار پرسپولیس را شناختن کار هر کسی نیست، خدمت‌گزاری ۳۰ میلیون هوادار پرسپولیس کار هر کسی نمی‌تواند باشد، زیرا باید تخصص، احساس و عاطفه‌ای داشته باشد. اینکه راحت می‌گویی برانکو گزینه اول و آخر ما است چون هواداران او را دوست دارند. آیا برانکو ماند؟ برانکو و برانکوها حق دارند بروند، زیرا یک باشگاه بزرگ باید یک مدیر بزرگ و فوتبالی داشته باشد. امیر عابدینی یک مدیرعامل بسیار موفق پرسپولیس بود که حتی ارزش بازیکنان خود را برای ترانسفر شدن بالا می‌برد و نمی‌گذاشت بازیکنی را که آن‌طرف مرز خواهان دارد، مفت از چنگ باشگاه دربیاورند. نگاه او بسیار عمیق بود و یکی از بهترین دورانهای فوتبالیست‌های ایرانی در دوره او رقم خورد و پس از رفتنش، سیر نزولی را شاهد بودیم.

وقتی در باشگاه‌های اروپا به روی فوتبال ایران باز شد

عابدینی علاوه بر مدیرعاملی باشگاه پرسپولیس، رئیس فدراسیون فوتبال هم شد و در دوران مدیریت او بود که درهای باشگاه‌های بزرگ اروپا به روی فوتبال ایران باز شد و شاید بتوان گفت که هیچ مدیری بعد از او نتوانست تا این اندازه حرفه‌ای به ترانسفر بازیکنان بپردازد. آخرین شاهکار او علیرضا جهانبخش بود که تا آقای گلی لیگ هلند نیز پیش رفت. از نمونه‌های بارز دیگر او می‌توان به علی دایی، کریم باقری، خداداد عزیزی و مهدی مهدوی‌کیا اشاره کرد که هرکدام سال‌ها در اروپا بازی کردند و کلاس بالای فوتبال ایران را به دنیا نشان دادند. عابدینی در باره ایرج عرب حرفی جالب می‌زند و می‌گوید که او مدیر خوبی است، اما نه به‌عنوان نفر اول در باشگاه پرسپولیس!

شأن یک مدیر

پس از جدایی برانکو ایوانکوویچ مشخص شد که ما یک مدیر استاندارد نداریم. مدیریت کردن یک باشگاه بزرگ این نیست که مدیر آن باشگاه بدون تدبیر با سر و صدای زیاد سر از هتلی در ترکیه دربیاورد و آنجا را پاتوق دلال‌های ایرانی و خارجی کند و هر ساعت با یک گروه از دلال‌ها مذاکره کند تا یک مربی پیدا کند. اصلاً در شأن یک مدیر باشگاه نیست که به دنبال مربی برای تیمش بگردد، بلکه باید یک نماینده کاربلد انتخاب می‌کرد و وقتی مربی مورد نظر آماده پذیرش می‌شد، آن گاه قراردادش را امضا می‌کرد. اگر قرار باشد عنوان بهترین مدیر تاریخ باشگاه پرسپولیس را به امیر عابدینی بدهیم، بدون تردید ایرج عرب را می‌توان به دلیل از دست دادن موفق‌ترین مربی تاریخ پرسپولیس، یکی از بدترین مدیران تاریخ این باشگاه قلمداد کرد.

مدیران هزینه

متأسفانه در این سال‌ها فقط و فقط مدیرانی را برای دو باشگاه بزرگ کشور انتخاب کرده‌ایم که مدیران هزینه بودند! اخیراً علی فتح‌الله‌زاده که خود را یک مدیر موفق در باشگاهی مثل استقلال می‌داند، گفته بود که او لئو مسی را به استقلال می‌آورد. این حرف او حتی اگر به شوخی بوده، قابل هضم نیست. مدیرعامل سابق استقلال حتی ادعا داشت که اگر در مسند کار بود، کارلوس کی‌روش را به استقلال می‌آورد. همه این حرف‌ها برای دلخوشی طرفداران است چون در دوران مدیریت خیلی اتفاقات عجیب رخ داده که در این مقال نمی‌گنجد. اگر فتح‌الله‌زاده کمی وقت خود را صرف عملکرد گذشته‌اش در باشگاه استقلال می‌کرد، به‌خوبی متوجه می‌شد مبلغ کلانی از بدهی‌های این باشگاه یادگار دوران مدیریت او بوده و همچنان این باشگاه تاوان مدیریت غلط فتح‌الله‌زاده را می‌دهد.

استانداردهای بین‌المللی

ما نیاز به مدیران لایقی مانند محسن صفایی‌فراهانی، داریوش مصطفوی، عابدینی و محمد دادکان داریم که بتوانند در شرایط بحرانی بهترین تصمیم ممکن را بگیرند. پس از کنار گذشتن یا کنار رفتن نفراتی که از آنها یاد کردیم، که بدون تردید فوتبال حرفه‌ای ما مدیون این افراد است، هیچ مدیری در حد و اندازه‌های آنها نداشته‌ایم. شاید اکنون وقت آن رسیده تا به موضوع استانداردسازی در فوتبال کمی بیشتر از گذشته توجه داشته باشیم. ما باید استاندارد فوتبالمان را به استانداردهای بین‌المللی نزدیک کنیم تا باشگاه‌های بزرگ ما ضربه کمتری از بستن قرارداد با بازیکنان و مربیان خارجی بخورند.

گزارش و تحلیل از مجید روان‌ستان

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 0 =