۹ شهریور ۱۳۹۸،‏ ۱۷:۱۷
کد خبرنگار: 1892
کد خبر: 83459388
۱ نفر
فاتحه‌ای پایین خیابان فلسطین!

تهران - ایرناپلاس - حوالی ساعت چهار بعد از ظهر هشتم شهریور ۱۳۶۰، واقعه ترور رئیس‌جمهور و نخست‌وزیر وقت رخ داد و محمدعلی رجایی و محمدجواد باهنر به شهادت رسیدند.

از آن روز ۳۸ سال می‌گذرد، و جریانات مختلف سیاسی انگشت اتهام را به‌سوی افراد و گروه‌های مختلف گرفته‌اند؛ گاهی طیف نزدیک به حزب مؤتلفه بهزاد نبوی و خسرو تهرانی را به مستقیم یا غیرمستقیم در ترور متهم می‌کند و روایت رسمی غالب هم این واقعه را به سازمان منافقین منتسب می‌کند.

آرشیو به‌جای پژوهش
فارغ از این موضوع، ذکر یک نکته ضروری است و آن این که نقش رسانه ملی در سالگرد وقایع تاریخی چیست؟ در سال‌های گذشته، خصوصاً یک دهه اخیر، شاهد حجم فراوانی از برنامه‌های تلویزیونی و مستند در مورد وقایع دهه شصت هستیم. وقایع مربوط به سازمان مجاهدین خلق و درگیری‌های ابتدای انقلاب، بخش عمده و محوری موضوع این تولیدات است. فیلم‌ها و مستندهایی عمدتاً تکراری، بدون ارائه حرف و تحلیل جدید و یک‌طرفه، که تنها وجه جذابیت و تمایز آنها با دیگر تولیدات، دربرداشتن چند تکه فیلم یا عکس کوتاه آرشیوی است که برای نخستین بار به نمایش درمی‌آیند. موضوعی که به‌نحوی فقدان عمق تحلیلی این تولیدات را با رانت اطلاعاتی آرشیو صداوسیما پوشش می‌دهد، و علی‌رغم اینکه در بهترین ساعت‌های پخش، گاه مکرر در شبکه‌های مختلف سیمای ملی به نمایش در می‌آیند، از جذب مخاطب عاجز هستند.

اما آیا همه ماجرا همین است؟ آیا ساخت مستندهای تاریخی کم‌عمق و یک‌طرفه، که بیش از آنکه محصول تلاش و پژوهش باشند، محصول لابی و سفارش یک یا چند سازنده با مدیران صداوسیما برای در اختیار گرفتن آرشیوهای جدید هستند، صرفا امری بی‌اثر و خنثی است؟ آیا می‌توان با مستندهای ضعیف تاریخی، به سان مستندها و فیلم‌های آموزش آشپزی یا حیات‌وحش برخورد کرد؟

تک بدون پاتک
برای پاسخ به این پرسش باید توجه داشت که خط مقدم تأکید و تمرکز دشمن در مبارزه با انقلاب اسلامی، بهره‌برداری از جنگ تبلیغاتی و عمده‌ کردن نارسایی‌ها و کژکارکردی موجود در عملکرد سیاسی و امنیتی سال‌های گذشته در فضای رسانه‌ای است؛ مسئله‌ای که دردمندان و علاقه‌مندان به نظام و انقلاب به‌راحتی از کنارش عبور نمی‌کنند. چراکه هم به‌لحاظ فرم و هم به‌لحاظ برخورداری از آرشیو دسته اول، از وضعیت قابل قبولی برخوردار هستند.

در چنین شرایطی که می‌بایست در فضای رسانه‌ای راهبرد و تولیدات منسجم و قابل قبول تمهید شود، شاهد این وضعیت هستیم که نه‌تنها این آثار مستند در خدمت انقلاب قرار نمی‌گیرد، بلکه گاهی به ضد خود تبدیل می‌‍‌شوند. انتشار مدام تصاویر رهبران سازمان مجاهدین خلق و ابوالحسن بنی‌صدر و دیگرانی از این دست، در کنار چهره‌ برخی نیروهای سیاسی و چهره‌های سرشناس نظام که علی‌رغم حضور در حاشیه ساخت رسمی قدرت در کشور، از بدنه اجتماعی و طرفدارانی در جامعه برخوردارند، سبب می‌شود این مستندها کارکردی جز رسالت اصلی خود پیدا کنند.

مظلومیت در رسانه
در کنار این آسیب، امسال شاهد هیچ برنامه تخصصی و مشخصی در مورد واقعه انفجار دفتر نخست‌وزیری از سوی صداوسیما هم نبودیم. درحالی‌که در بسیاری موارد دیگر، شاهد این هستیم که گاه‌ و بی‌گاه تصاویر مسعود رجوی، مریم رجوی، ابوالحسن بنی‌صدر و... از قاب تلویزیون منتشر می‌شود.در همین راستا یکی از کاربران فضای مجازی نوشت: « خدا رحمت کنه شهدای انفجار هشت شهریور رو. الان تقریبا  دو سه ساعتی از انفجار گذشته و خبر کاملا پخش شده بود. عجب مملکتی داریم. سالگرد فرار بنی‌صدر رو با ویژه نامه یا مستندی از شبکه‌های مختلف رادیو و تلویزیون یاد می‌کنن ک چون مرتبط با منافقین هم هست بحثش، حتما تصاویر و فیلم‌های مسعود رجوی و به‌خصوص فیلم‌های پیروزی بزرگ منافق‌ها در ١٤ اسفند در دانشکاه تهران رو نشون میدن. ولی دریغ از یه برنامه ویژه و خاص برای سالگرد رییس جمهور شهید. ساعتی قبل تنهایی اومدم پایین خیابون فلسطین و اطراف، خبری نبود. فاتحه ای خوندم و برگشتم».

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 16 =