آقای مرادی! نتیجه ورزشکارسالاری‌ در وزنه‌برداری را دیدی؟

تهران- ایرناپلاس- «من امروز آمده بودم رکورد جدید دنیا را بزنم، اما بعضی‌ها در اینجا نمی‌خواستند من این رکورد را بزنم. از شما تشکر می‌کنم.» اینها صحبت‌های کیانوش رستمی پس از ناکامی‌اش در مهار وزنه ۱۸۰ کیلوگرمی در حرکت یک‌ضرب خطاب به داوران بود؛ جملاتی شبیه عبارت‌های دست‌های پشت پرده، آقایان، برخی‌ها، نتایج مهندسی شده و ...

کیانوش رستمی در حالی‌که این‌بار نیز هم از حمایت مالی و معنوی کمیته ملی المپیک برخوردار بود و هم طبق انتخاب‌ها و برنامه‌های خودش پیش رفت، در میدانی دیگر هم ناکام ماند. پس از مسابقات جهانی آناهایم آمریکا و بازی‌های آسیایی، این سومین رویداد مهمی بود که او در آن، نه مدالی برای ایران گرفت و نه امتیازی.

نتیجه ورزشکارسالاری

منتقدان مرادی، رئیس فدراسیون این را نتیجه ورزشکارسالاری دانسته و می‌پرسند کمیته ملی المپیک باید چند صد میلیون تومان دیگر، خرج ورزشکارسالاری کند؟ تاکنون روال کاری کیانوش رستمی به‌گونه‌ای بوده که بیشتر باید او را نماینده خودش در رقابت‌ها دانست، تا یک ملی‌پوش در زیر پرچم جمهوری اسلامی ایران! ملی ‌پوشی که در خصوص همه مسائل، خودش تعیین ‌کننده است و زیر بار برنامه و اردوی ملی نمی‌رود و قبل از المپیک ریو هم به‌صورت انفرادی تمرین می‌کند.

تافته جدا بافته

وزنه‌برداری ایران در دوره‌های مختلف صاحب قهرمانان بزرگی بوده است که صاحب عناوین جهانی و المپیک شده‌اند، اما هیچ‌گاه در تاریخ این رشته، شاهد چنین رفتاری از سوی آنها نبوده‌ایم که خود را تافته جدا بافته از سایر هم‌تیمی‌های خود بدانند و هیچ مربی‌ای را جز برادر(!) خود قبول نداشته باشند و حتی رئیس فدراسیون هم با این حرکت آنها موافقت کند. علی مرادی به‌عنوان رئیس فدراسیون وزنه‌برداری ایران به‌خاطر دو مدال طلای المپیک و جهانی پایه ورزشکارسالاری را در این رشته ورزش کاشت!

حمایت مالی و معنوی

داستان ناکامی کیانوش که هیچ‌کس پیش از اعزام از وضعیت آمادگی‌اش خبر نداشت و البته با حمایت مالی و معنوی کمیته ملی المپیک برنامه‌هایش را در شهر خود و زیر نظر برادرش دنبال می‌کرد، در حرکت یک‌ضرب دسته ۹۶ کیلوگرم نکات تلخی را عیان می‌کند. یکی اینکه اگر رستمی وزنه سبک‌تری را انتخاب می‌کرد، لااقل در رقابت باقی می‌ماند، اشتباهی که او قبلاً نیز با کمک مربی‌اش مرتکب شده بود.

اولین اشتباه

او ابتدا ۱۸۲ کیلوگرم را درخواست کرده بود و زمانی‌که نوبت به وزنه زدنش رسید، برادرش این وزنه را به ۱۷۹ کیلوگرم کاهش داد که اولین اشتباه را انجام داد، زیرا وزنه‌بردار کلمبیایی برای حرکت دوم خود وزنه ۱۷۹ کیلوگرم را درخواست کرده بود، بنابراین رستمی نمی‌توانست برای حرکت اول این وزنه را انتخاب کند. البته داور مارشال مسابقات هم این وزنه را برای کیانوش در کارت مسابقه ثبت کرده بود که نیکو ولاد، رئیس کمیته فنی فدراسیون جهانی متوجه شد و سر بزنگاه به ماجرا وارد شد.

از دست دادن تمرکز

در نهایت هم تصمیم گرفته شد وزنه رستمی را یک کیلوگرم افزایش دهند. همین اتفاقات باعث شد زمان به ضرر او بگذرد و کیانوش علاوه بر از دست دادن تمرکزش، بدنش نیز سرد شود. در نهایت حرکت اول را از دست داد، اما مقصر اصلی همه این اتفاقات خود رستمی و برادرش بودند که وزنه را اشتباه انتخاب کردند. آنچه مسلم است رستمی نیاز به کسی داشت که حرفه‌ای‌تر برای او وزنه انتخاب کند، اما انتخاب غلط برادران رستمی کار دستشان داد و نتیجه آن چیزی جز ثبت یک ناکامی بزرگ دیگر نبود.

انتخاب ریسکی

کیانوش می‌توانست با وزنه پایین‌تری کار خود را آغاز کند، تا ابتدا ماندنش در جدول را مسجل کند و بعد به ‌فکر مدال باشد، اما در کمال تعجب و همانند مسابقات جهانی ۲۰۱۷ و بازی‌های آسیایی جاکارتا بازهم وزنه انتخابی اول رستمی بسیار بالا و به‌نوعی ریسکی بود. کیانوش برای وزنه زدن زمان نسبتاً زیادی را به‌خاطر ناهماهنگی ایجادشده از سوی برادرش و میز منشی معطل ماند، نتوانست وزنه انتخابی خودش و برادرش را بالای سر ببرد. او مجبور شد در دفعات دوم و سوم هم همین وزنه را انتخاب کند که هر دو بار در مهار آن ناکام بود.

اینکه وزنه‌برداری ایران در طول سال‌های اخیر به‌خاطر این رویه کیانوش رستمی بارها دچار مشکل شده، اما علی مرادی باز هم از او حمایت می‌کند، جای تعجب دارد. پیش از این نیز کیانوش به‌خاطر عدم همکاری با سرمربی تیم ملی و تمرینات انفرادی و همچنین عدم تجربه مربی‌اش که همان برادرش است، در مسابقات جهانی آناهیم آمریکا در اسفندماه ۱۳۹۶ با انتخاب وزنه‌های اشتباهی در دوضرب ناکام مانده بود. این موضوع نه‌تنها برای او، بلکه فدراسیون هم تجربه نشد.

هت‌تریک ناکامی

در تابستان ۱۳۹۷ او برای دومین بار در بازی‌های آسیایی ۲۰۱۸ اندونزی با ناکامی در مهار وزنه‌های انتخابی در دوضرب از گردونه مسابقات حذف شد و مهرماه امسال هم با اشتباهات مربی شخصی‌اش (برادرش) در مهار وزنه ۱۸۰ کیلوگرمی در حرکت یک‌ضرب مسابقات قهرمانی جهان تایلند «هت‌تریک» ناکامی خود را کامل کرد. اکنون چند سؤال از کیانوش و برادرش داریم. چرا از همان ابتدا وزنه‌های پایین‌تر را انتخاب نکردید تا در جدول باقی بمانید؟ تیان تائو، فارس‌الباخ و ... دقیقاً همین کار را انجام دادند و به مدال هم رسیدند.

۳۰۰ میلیون تومان

اما آیا باز هم با عذرخواهی آقای مرادی همه چیز درست می‌شود؟ ورزشکارسالاری‌ای که به‌راه افتاده، تا آنجا پیش می‌رود که کیانوش رستمی نه‌تنها نشست خبری فدراسیون وزنه‌برداری را به رسمیت نمی‌شناسد، بلکه حتی حاضر نمی‌شود در کنار هم تیمی‌هایش عکس تیمی بگیرد! البته او برای این کارش مانند همه کارهای قبلی خود دلیل دارد؛ او مدعی است ۳۰۰ میلیون تومان در این مدت برای تمرینات اختصاصی‌اش از جیب هزینه کرده و فدراسیون هیچ حمایتی از او نداشته است. اما یک سؤال همچنان مطرح است؛ اینکه با وجود حقوق ۱۰ میلیون تومانی کیانوش و برادرش از فدراسیون و اینکه تمام مکمل‌های موردنیاز او را فدراسیون تأمین و برایش به کرمانشاه می‌فرستاد، این خرده حساب ۳۰۰ میلیون تومانی، برای سه چهار ماه تمرین در خانه، کوه و دشت از کجا و به چه شکل ایجاد شده است؟! اشتباه اصلی را چه کسی مرتکب شده است؟ سجاد انوشیروانی، محمدحسین برخواه یا علی مرادی؟

خداحافظی

کیانوش باید قبول کند سیستمی که دارد، به بن‌بست رسیده است. یک جمله معروف است که می‌گوید اگر شما به اندازه کافی شجاع باشید که بگویید: خداحافظ! زندگی به شما، یک سلام جدید پاداش خواهد داد. رستمی بهتر است با توجه به ناکامی‌های سه سال اخیر، خداحافظی کند و میدان را به نفراتی چون سیدایوب موسوی، رضا دهدار (در صورتی‌ که یک وزن پایین‌تر بیاید) و امیر حقوقی بسپارد. باز هم گلی به جمال سیدایوب موسوی که با تمام توانش وزنه زد تا چند امتیاز تیمی برای ایران کسب کند.

الگوی واقعی، نه پوشالی!

رستمی باید بداند شجاعت تنها به معنای نترسیدن نیست. عذرخواهی از مردم و هم‌تیمی‌هایت خود یک شجاعت است. خداحافظی کردن خودش شجاعت محسوب می‌شود. اگر خروج از شرایط سختی برایتان کار دشواری است، خودتان را جای افرادی بگذارید که با چنین مشکلاتی دست و پنجه نرم کرده‌اند. نه‌تنها این کار فکر شما را نسبت به مشکلتان تغییر می‌دهد، بلکه شما را وادار به باشهامت بودن می‌کند. در بین افرادی که می‌شناسید به‌دنبال یک الگو باشید؛ یک الگوی واقعی نه پوشالی!

اخلاق، پهلوانی و مرام؛ نمونه‌های زیادی از این شعارها را در باشگاه‌های مختلف ورزشی دیده‌ایم. فرقی هم نمی‌کند چه رشته‌ای باشد. وقتی باشگاه‌ها قبل از این‌که اسم خود را بیاورند بالای لوگوی خود می‌نویسند: باشگاه فرهنگی ورزشی، این یعنی قبل از ورزش کردن، فرهنگ و مسائل فرهنگی که اخلاق را هم در برمی‌گیرد، در اولویت قرار دارد. چرا سایر رشته‌های ورزشی آن را سرلوحه خود قرار ندهند؟! اما اگر قرار است کیانوش رستمی دوباره سر خانه اولش بازگردد، باید «دیسکالیفه» شود. آن هم به‌خاطر ریشه‌کن شدن ورزشکارسالاری!

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 14 =