حاجیلو را مدیر آکادمی کرده‌اید که مدرک مربیگری ندارد

تهران- ایرناپلاس- برای استقلال گل ‌زد و خاطره‌ساز شد. کم ماند، اما با این حال در همه آن سال‌های اندک حضورش در جمع آبی‌پوشان پایتخت هم در ذهن هواداران این تیم باقی ماند. اهل زابل است، همان منطقه‌ای که خاستگاه داستان معروف شاهنامه فردوسی در باره پهلوانان اساطیری ایران باستان چون سام، زال و رستم بود. این روزها ماجرای آکادمی باشگاه استقلال، ماجرای فراموش نشدنی است. این آکادمی قربانی‌های بزرگی مانند حسن روشن و محمد مومنی داشته و امروز مومنی خیلی شفاف پاسخگوی سوالات ما درباره علل برکناریش از ریاست آکادمی بود.

صحبت‌مان را از آکادمی شروع ‌کنیم، چرا که احساس می‌کنیم، خیلی از حرف‌ها زده نشد و اصل ماجرای برکناری شما در راز ناگفته‌های این ماجرای پنهان ماند. راز بستن نوع قرارداد شما با مدیرعامل باشگاه برای خیلی‌ها پوشیده است. احساس می‌شود محمد مومنی به نوعی قربانی شد.

شرح وظایف من در قرارداد مشخص بود. باید سالم‌سازی می‌کردم، سازندگی برای آینده باشگاه که بتواند از دست‌رنج خود بهره ببرد. باید تمام شرایط را برای هر رده مهیا می‌ساختم. من زیرمجموعه مدیرعامل بودم، نه کس دیگری که البته با تفویض اختیار می‌شد با شخص دیگر با نظر مدیرعامل این اتفاق بیفتد. من در راستای کارهای خود، سعی می‌کردم آن چیزی که به هر جهت نام استقلال و نام طرفداران این باشگاه را پرآوازه کند. دوست داشتم با کاریزما، شخصیت و اطلاعات خود آکادمی برای استقلال درست کنم که مایه مباهات و افتخار باشگاه بزرگ استقلال باشد.

چگونه مدیر آکادمی استقلال شدید؟

آقایان کاظم اولیایی، حسن روشن و پرویز مظلومی مرا پیشنهاد داده بودند و آقای امیرحسین فتحی نیز تایید کرد. آقای مظلومی شخصاً با من صحبت کرده بود و حتی به من گفت برایت این کارها را انجام داده‌ام. زمانی که من در آلمان بودم آقای هادی مباشری، معاون اجرایی باشگاه از طریق واتساپ به من پیام داد که حکم من آماده است. وقتی به ایران بازگشتم در جلسه‌ای که با آقای فتحی داشتم، او از من یک چیز خواست و گفت که من می‌خواهم اینجا سالم باشد و به جز این هیچ چیز دیگری به من نگفت.

سالم از چه لحاظ؟! از بدو تاسیس این آکادمی مشکلاتی وجود داشته و تا این لحظه مرتفع نشده و تنها کاری که صورت گرفته این بوده که مهره‌ها جابه‌جا شده‌اند، اما هیچی حل نشده است.

 ببینید! متاسفانه تفکر سازنده روی آکادمی اعمال نمی‌شود. آکادمی تبدیل شده به جایی برای یک عده‌ای که سرگرم باشند و یک ارتزاقی بکنند. باور کنید اگر «ای‌اف‌سی» می‌گفت که شما تیم‌های پایه نداشته باشید، باشگاه استقلال یکی از تیم‌هایی بود که به این موضوع تن می‌داد.

به آقای فتحی بیش از اندازه اعتماد کردم

اکنون این سوال پیش می‌آید که مومنی وقتی به‌عنوان رییس آکادمی باشگاه انتخاب شد، نفراتی را برای هر قسمت این آکادمی در نظر نداشت؟

نه به هیچ عنوان، چون محدودیت داشتم. نمی‌توانستم کارکنان باشگاه را تغییر بدهم یا برایشان تعیین تکلیف کنم. می‌گفتند ایشان کارمند باشگاه هستند و باید باشد. از نظر من آن کارمند شایستگی حضور در آکادمی باشگاه را نداشت! اما به ناچار باید از آن کارمند در آکادمی استفاده می‌کردم. ببنید! آکادمی جای سازندگی است نه جایی که خبر راست یا کذب را ببری به مدیرعامل باشگاه بدهی، فیلم بگیری و صدا ضبط کنی، بهانه درست بکنی و چون با نظرات مبتنی ما همخوانی ندارد، بخواهی به بالا بدهی و بالا هم بدون تحقیق و تفحص آن را باور کند.

مگر همان بالایی شما را انتخاب نکرده بود، چرا باید حرف یک کارمند را باور می‌کرد؟

بله؛ من به انتخاب آن بالایی آمده بودم، اما جیره خیلی‌ها را در آکادمی بریدم. همین موضوع باعث شد برای من حاشیه‌سازی کنند، ولی چون من متکی به مدیرعامل بودم، این حاشیه‌سازی‌ها اصلاً برایم اهمیت نداشت. شاید در این زمینه خطا کرده باشم که به آقای فتحی بیش از اندازه اعتماد کردم. من هم می‌توانستم هر روز بروم به دفتر مدیرعامل جلسه بگذارم و بگویم این اتفاق افتاد، این جوری شد و اخبار را به او بگویم، اما با خود می‌گفتم چون آنها خودشان مرا آورده‌اند و تایید هم کرده‌اند، نیازی به این کارها نیست، چون آنها به من اطمینان دارند و من هم در طول مدتی که در آکادمی بودم از اطمینان آنها هیچ وقت سوء‌استفاده نکردم. سعی کردم پرچم آقای فتحی، آقای مباشری و آقای خطیر را بالا ببرم. متاسفانه بعضی از افرادی که من را تایید کرده بودند، چون منافع‌شان به خطر افتاده بود، داشتند زیرآب من را می‌زدند که زدند! هیچ مهم هم نبود.

آکادمی مثل دانشگاه است

شما زیرنظر مستقیم آقای فتحی بودید، آیا برای شما جاسوس گذاشته بودند؟

نه! آنها خودشان خبرچینی می‌کردند. اولین ایراد به خود من وارد است، وقتی از من پرسیده شد، من آن کارمند را تایید کردم و گفتم کار من را انجام می‌دهد. در صورتی که من واقعاً نمی‌دانستم او چه افعی‌ای است! ظاهرسازی می‌کرد و رفتارش با من خیلی خوب و دوستانه بود و من هم به‌عنوان یک کارگر ساده که کارهای آکادمی را انجام می‌دهد به او نگاه می‌کردم. من می‌گویم؛ آکادمی یک جای کاملاً فرهنگی است و اگر بخواهیم برایش مثال بزنیم از نظر من موقعیت آن مثل یک دانشگاه است. چون کار فرهنگی، اخلاقی - تربیتی، منطبق بر اهداف آکادمی می‌تواند آنجا انجام شود. نمی‌شود شما فردی را در آنجا بگذارید که سواد نداشته باشد، رفتار اجتماعی را بلد نباشد، بعد بیاورید او را نفر اول آکادمی بگذارید! چرا؟ چون هیچ آموزشی در این زمینه ندیده و.. این همه موارد باعث می‌شود آکادمی شاخصه‌های انسانی را نداشته باشد. از باشگاه بزرگی مثل استقلال توقع می‌رود، فردا از آکادمی کسی بیرون بیاید که فوتبالیست است.

همه اینها مدنظر من بود و به همین دلیل از ساعت ۸ صبح تا ۱۱ شب در آنجا حضور داشتم تا به رفع مشکلات بپردازم که هیچ کس هم نمی‌تواند ادعا کند من آنجا نبودم، اما ظاهراً باب میل آقایان نبود! نکته جالب این است که ما دو خط تلفن می‌خواستیم. از ابتدای این مجموعه ورزشی که افتتاح شد تا انتها من هر کاری کردم، ما خط را داشتیم، اما دو دستگاه تلفن به ما ندادند که ما خط‌ها را وصل کنیم! چرا؟ چون حضور و غیاب آقایان آنجا مشخص می‌شد. گفتم آنجا دستگاه انگشت‌زنی بگذارند تا من ببینم چه کسی به موقع می‌آید، چه کسی هست یا نیست. در واقع باید بگویم آنها دوست نداشتند این اتفاق بیفتد.   

برملا کردن نقاط ضعف آنها کار من نیست!

شما در طول ۳۱۶ روز حضورتان در آکادمی تحول عظیمی ایجاد کردید و حتی سرمربی تیم امید که قهرمان شده بود را برکنار کردید که با اعتراض خیلی‌ها مواجه شد. شما هم هیچ‌وقت رسانه‌ای نکردید که این جای تقدیر دارد. چرایی آن را به آقای فتحی گفتید؟ آیا از این حرکت شما استقبال کرد؟

خیر استقبال نکرد! خیلی مربیان برای آکادمی زحمت کشیدند که من شخصاً از آنها تشکر می‌کنم، اما وقتی آمدم خط قرمزهای خود را به آنها گفتم. اگر اشتباهی هم صورت دادند هرگز رسانه‌ای نکردم و محرم رازشان شدم. برملا کردن نقاط ضعف آنها کار من نیست! برخی از مربیان به این فهم و باور نرسیده بودند که مکتب استقلال چه مکتبی است. افرادی مانند؛ حسن روشن، پرویز مظلومی، بهتاش فریبا، رضا حسن‌زاده، امیر قلعه‌نوعی، صمد مرفاوی، شاهرخ و شاهین بیانی، رضا نعلچگر، عبدالعلی چنگیز، سهراب بختیاری‌زاده، محمود فکری، محمد تقوی، فرهاد مجیدی و ... کار کرده‌اند و مکتب استقلال در خون‌شان هست. به من گفتند که آقا! پیشکسوت‌ها بلد نیستند بیایند اینجا و من به آنها گفتم که شما نگران نباشید آوردن پیشکسوت‌ها با من! اما ببینید من وظیفه‌ام سرمربی گذاشتن است. وظیفه من دستیار گذاشتن نیست. در صورتی که مربی از من بخواهد تنها پیشنهاد می‌دهم، اما اگر نخواست هیچ‌وقت دخالت نمی‌کنم. انتخاب کادر با سرمربی است. حالا ممکن بود نفرات او استقلالی باشد یا پرسپولیسی! من به بعضی از دوستان پرویز برومند را معرفی کردم، همه گفتند برومند آدم پرخاشگری است. در صورتی که من پرویز را خیلی دوستش دارم و به خیلی‌ها هم پیشنهاد داده‌ام، اما همه گفتند نه و من هم پذیرفتم.

شما پیشنهاد دادید، در صورتی که به‌عنوان مدیر آکادمی می‌توانستید آنها را وادار به پذیرش برومند کنید.

بله! من می‌توانستم از موقعیت خود استفاده کنم، اما نکردم. من با علی موسوی، ایوب اصغرخانی، بهروز پرورش‌خواه، مجتبی جباری و حسین کاظمی صحبت کردم، اما هیچ کدام نپذیرفتند بیایند.

به من قول ۲ میلیارد تومان پول را دادند

دلیلش را پرسیدید؟!

نه! خب شاید علاقه‌ای نداشتند. ایرادی که از من می‌گرفتند، این بود که تعداد نفرات پیشکسوتان استقلال که کار می‌کردند خیلی کم بود. ببینید من تنها می‌توانستم ۴ سرمربی انتخاب کنم که هر چهار تا را استقلالی گذاشتم. حالا اگر آنها اشکال داشتند، من می‌توانستم اشکالات‌شان را برطرف کنم، اما من نمی‌خواستم فردا مثل بعضی از دوستان گفته‌اند که مومنی به ما گفته فقط لیست ۲۰ بازیکن را رد کن، بقیه را ما رد می‌کنیم، به من این ایراد را وارد بکنند. سرپرست‌هایی که گذاشتم با توجه به اینکه ما تمکن مالی خوبی نداشتیم، در صدد این بودم از کسانی استفاده کنم که برای ما آورده مالی هم داشته باشد و به باشگاه هم فشار نیاید. بازیکن نمی‌خواستم بگیرم که به من پول بدهد تا از آن استفاده کنم. گفتم کسانی را بیاورم حداقل هزینه‌های آب و شیرینی و موز و ... را بپردازد و این به آن منظور نبود که پولش را ندهیم، بلکه در آینده هزینه‌های او را تا زمان پولدار شدن‌مان می‌پرداختیم. من کسی را می‌خواستم که بتواند دست در جیبش بکند، حالا دو ماه، سه ماه، پنج ماه دیگر پولش را دیرتر دادم، ایرادی به او وارد نشود. حالا فکر کنید من چگونه از پیشکسوتی که خودش با مشکل مالی دست و پنجه نرم می‌کند، چگونه و با چه رویی بیاورم و بگویم تو هزینه کن تا بعد که پول آمد پولت را به تو برمی‌گردنم از او در این موقعیت استفاده کنم؟ من پول نداشتم بدهم. از زمانی که من آمدم تا زمانی که رفتم باشگاه به من یک ریال هم نداد! چگونه می‌توانستم سرپرست‌ها را توجیه کنم؟

مگر زمانی که شما به‌عنوان مدیر آکادمی انتخاب شدید، از آقای فتحی نپرسیدید هزینه آکادمی باید از کجا مهیا شود؟

چرا به من قول ۲ میلیارد تومان پول را دادند و گفتند وزیر گفته که برای آکادمی ما ۲ میلیارد تومان هزینه می‌کنیم و من به همین دلیل مسئولیت را قبول کردم و با خودم گفتم تا آمدن پول کارها را پیش ببرم.

این ۲ میلیارد تومان کجا رفت؟!

اگر شما دیدید، من هم دیدم! به من هیچ ریالی داده نشد. نه من پولی گرفتم و نه مربیان من.

می‌خواستند ۱۰۰ میلیون تومان را خودشان بگیرند!

 این باعث می‌شود تا آن مربی یا مربیان دچار لغزش شده و از بازیکن پول دریافت کنند.

وقتی من نتوانم آن را مرتفع کنم معلوم است که مربی دچار لغزش می‌شود. او وقت گذاشته و کسی هم به فکرش نیست چرا نباید به این کار دست بزند؟! اگر مربی‌ای این کار را انجام دهد به او حق می‌دهم! به‌خاطر آنکه من نتوانسته ام شرایط را برایش مهیا بکنم. شما اگر به لحاظ مالی نتوانی مربی خود را ساپورت بکنی، قطعاً او دچار لغزش خواهد شد. در واقع راه کج را انتخاب می‌کند و در این شکی وجود ندارد.

شما که این شرایط را دیدید چرا دنبال اسپانسر نرفتید تا بتوانید حداقل مبلغی را به مربیان تیم‌های خود بدهید تا دچار لغزش نشوند؟

با هماهنگی آقای منزوی به همراه یکی از دوستانم پیش یکی از شرکت‌ها رفتیم و مبلغ ۱۰۰ میلیون تومان به ما داد. ببینید ما پول را خودمان گرفتیم و این پول هدیه بود، بدون هیچ درخواستی از ما که خیلی‌ها به ما گفتند نباید این اتفاق می‌افتاد که من می‌گویم عیب ندارد.

چرا عیب ندارد؟!

من باز هم می‌گویم عیب ندارد، اما سوال من از همان‌ها این است که شما چه اتفاقی زده بودید که می‌گفتید این اتفاق نباید می‌افتاد؟ شما که دندان گرد کردید که این ۱۰۰ میلیون تومان چه اتفاقی را برای آکادمی زده بودید؟ وقتی می‌گویید وزیر گفته ۲ میلیارد تومان بابت آکادمی می‌دهم، اما شما هزینه نمی‌کنید، بعد یک شخص دیگر که من تشکر می‌کنم و ممنون آقای منزوی هستم، این پول را به ما می‌دهد و شما ناراحت می‌شوید؟ ما می‌خواستیم این پول را به باشگاه برگردانیم، چک و مدرک آن موجود هست و حتی آن را به آقای مباشری دادم قبول نکرد و به خودمان برگرداند و اسناد آن موجود است که کجاها هزینه شده و تمامی آن فقط و فقط برای آکادمی هزینه کرده‌ام. به من گفتند که شما نباید هدیه قبول می‌کردی. باشه من هدیه قبول کردم، پول فرستادم پیش شما، چرا شما قبول نکردید؟

بابت مجموعه ورزشی که شهرداری‌ به استقلال داده، دست شهردار را می‌بوسم

پول وزیر را ندادند، به شما گفتند نباید هدیه قبول می‌کردید، چرا باشگاه خودش برای تامین هزینه شما اقدام نکرد؟!

اینها بهانه بود، چون می‌خواستند ۱۰۰ میلیون تومان را خودشان بگیرند! جالب این که زنگ زدند و به من گفتند پول را بریز به حساب باشگاه و اگر من این پول را به حساب باشگاه می‌ریختم که الان مشکلی نداشتم! مشکل ما روی این ۱۰۰ میلیون تومان است. من گفتم این پول مال آکادمی است و باید به آکادمی اختصاص داده شود. هیچ جای دیگر هم هزینه نمی‌کنیم! باشگاه برای دریافت این پول زحمت نکشیده بود و اگر اینگونه بود آقای منزوی می‌گفت این پول را بده به باشگاه. نکته جالب این که ۲۰ روز طول کشید تا یک شماره حساب از باشگاه بگیرم. وقتی پول رسید همه در تلاش بودند این پول را بگیرند! بینید من بابت این مجموعه ورزشی که شهرداری تهران به استقلال داده، دست شهردار را می‌بوسم. حداقل ۶ میلیارد تومان پول آنجا هزینه شده تا آقایان از آن استفاده کنند. آن مجموعه مال شهرداری است و دست بچه‌های زحمت‌کش شهرداری درد نکند که چنین مجموعه‌ای ساخته‌اند. در این مملکت هدیه گرفتن ایرادی ندارد. استقلال و پرسپولیس طرفدار زیاد دارند و هدیه هم می‌گیرند. مهم این است که هدیه کجا خرج شود. هدیه‌ای که گرفتم برای آکادمی گرفتم این هدیه در جیب من نرفته است.

گفته می‌شد بازیکن را به تیم سفارش می‌کردید.

من در طول مدیریتم هرکس نفری را معرفی کرد، از آن استقبال کردم و ردش نکردم، ولی تشخیص اینکه در تیم باشد یا نباشد با سرمربی بوده و هیچ‌گاه دخالتی در این زمینه نکرده‌ام و نمی‌کنم. اگر قرار بود مدیرعامل باشگاه یکی را به من تحمیل کند باید کتباً به من نامه بدهد. من همین طوری قبول نمی‌کنم. آن دیگر اعمال نفوذ مدیرعامل است.

من می‌خواستم آکادمی بسازم نه قلیان‌سرا!

برگردیم به موضوع محمد نوازی و اینکه گفته بود من آمده بودم سالم‌سازی کنم و ۴ بازیکن را به دلایل فنی برداشتم، اما به او اتهام زدید که پول گرفته است.

من اگر قرار بود بازیکنی را تایید کنم چند ساعت وقت می‌گذاشتم، همه جوانب و حیثیت باشگاه را در نظر می‌گرفتم تا نامش را در لیست رد کنم. اینطور نبود که نماینده مجلس یا پیشکسوت باشگاه با من تماس بگیرد و نام آن بازیکن را در لیست نهایی قرار دهم. اگر حسن روشن، پرویز مظلومی، بهتاش فریبا، مجید نامجومطلق، صمد مرفاوی که بزرگان باشگاه هستند به من بازیکنی را معرفی می‌کردند، خودشان می‌گفتند اگر توانایی فنی دارد او را بردار. آنگاه یک آدم ضعیف که پیشکسوت اسم خود را گذاشته بود، دست بازیکن را می‌گرفت می‌آورد و می‌گفت این باید در جوانان بازی کند و این باید در امیدها بازی کند. چرا؟ چون منافع مالی می‌برد. اگر قرار بود من منافع مالی به کسی برسانم، طبق قوانین می‌رسانم، اینگونه نیست که لابی کنم تا آن شخص به منفعتی برسد که فردا من آدم بده بشوم. به هیچ عنوان من این کار را نمی‌کنم و اگر کاری صورت می‌دهم همه باید بدانند و برای همه روشن مبرهن باشد. من آن پیشکسوتی که رفته بود شمال تقاضای ۲۵ میلیون تومان پول کرده بود و آن آقا برای من نامه نوشته بود، عین آن نامه را به آقای فتحی دادم و حتی شماره نامه‌اش را هم دارم. آدمی که رفته بود و قلیان کشیده بود را اخراج کردم، نامه دبیرخانه‌اش را دارم. عکسش را هم برای آقای فتحی فرستادم، اما چرا آقای فتحی با آنها برخورد نکرد؟ مشخص است باشگاهی که از بالا تا پایین خودشان سیگار می‌کشند، برایشان این مسائل مهم نیست. اما برای من مهم است بچه‌ای که قرار است آینده فوتبال این مرز و بوم را بسازد، گوشش را بگیرم بهتر است تا فردا بشود یکی مثل همین بزرگانی که داستان‌شان را می‌دانید. من می‌خواستم آکادمی را بسازم نه قلیان‌سرا!

چرا اصغر حاجیلو به‌عنوان جانشین شما رییس آکادمی ‌شد؟

ببینید امروز مملکت، مملکت نیروی جوان است، مملکت سالخورده و پیرمرد بازی کردن نیست! طبق فرمایش مقام معظم رهبری باید این مملکت را جوان‌ها بسازند. پیرمردها روی چشم ما، احترام‌شان واجب. آنها عزت و افتخار ما هستند، اما فقط می‌توان از تجربه آنها بهره برد. واقعیت این است که آنها با من معامله کردند!

چه معامله‌ای؟!

باشگاه استقلال بیاید شفاف‌سازی کند. اگر تخلف کرده‌ام، قوه قضاییه هست و مجرم را مشخص می‌کند. من با این موضوع مشکلی ندارم، ولی اینکه شما در موضع قدرت نشسته‌ای و تعیین تکلیف می‌کنید، بالاخره قوه قضاییه باید پاسخگوی من هم باشد. من را برداشتید هیچ ایرادی ندارد. اصلاً شما از من خوشتان نیامده است، مهم نیست، اما یکی باید پاسخگوی من باشد. به لحاظ بعد اجتماعی بیایید شفاف‌سازی کنید. من که شخصاً راضی هستم. مگر آبروی من نمی‌رود، من راضی‌ام، اما به شرط آنکه خودم حضور داشته باشم تا پاسخ بدهم. من جیره خیلی از آدم‌هایی که در باشگاه بودند را قطع کردم. هیچ بازیکنی در باشگاه من پولی نیست. هزار بار خواستند یک بازیکن پولی در تیم‌های من پیدا کنند، نتوانستند، به جز تیم جوانان که من روی تیم اظهارنظر نکردم و ندارم، اصلاً تیم جوانان به من هیچ ارتباطی ندارد! ولی آن ۳ تیم پایه که من با همکارانم بسته‌ایم که بیشتر آنها انجام داده‌اند و من تایید کرده‌ام، هیچ بازیکن پولی ندارد. اگر اینطوری که الان تیم‌های ما بالای جدول نبودند، سابقه نداشته که تیم‌های پایه استقلال در بالای جدول باشند. امیدها با ۲ امتیاز کمتر و بهترین خط حمله در مکان دوم جدول هستند، نوجوانان صدرنشین و نونهالان با ۲ امتیاز کمتر نسبت به تیم‌های اول و دوم در جایگاه سوم هستند. جوانان هم که آقایان بسته‌اند در رتبه ششم قرار دارد. من شب به خانه می‌روم راحت سرم را می‌گذارم و می‌خوابم، چون بدهکار هیچ کس نیستم.

کارهای من هرگز دیده نشد

واقعیت این است که حاجیلو به‌عنوان سرپرست استقلال انتخاب شد که لازمه‌اش زبان انگلیسی بود که بلد نبود، اکنون هم به‌عنوان رییس آکادمی باشگاه استقلال انتخاب شده که مدرک مربیگری ندارد و این با قوانین «ای‌اف‌سی» مغایرت دارد. چرا ماجرای معامله‌ای که با شما شده را باز نمی‌کنید؟

 روز اول به مربیان گفتم خط قرمز من تتو، قلیان و ... است. اگر ببینم بدون برو و برگرد، اخراج می‌کنم. آن مربی که از پایین تا بالای دستش را تتو کرده و عکسش در فضای مجازی با قلیان بود را دیدم و به او گفتم من با کسی شوخی ندارم، اینجا حیثیت پیشکسوتان باشگاه استقلال مطرح است و اگر شما حتی ۱۰ سال هم در این تیم بودی، من نمی‌توانم از تو بگذرم و اگر کسی پیشنهاد داد که شما باشی مطمئن باش محمد مومنی نخواهد ماند. باشگاه و همان‌هایی که روز اول به من گفتند سالم‌سازی کن! آن آدم قلیان‌کش را به من ترجیح داد. کسی که پول می‌گیرد و تلکه می‌کند هنوز هست، اما محمد مومنی که هیچ ریالی طی مدت حضورش در آکادمی نگرفته باید برود.

جریان ۱۵۰ میلیون تومانی که به حساب‌تان ریخته شده بود، چیست؟

 سر همین موضوع کمیته اخلاق من را خواست و گفتم شخصی این مبلغ را ریخت به حسابم که آکادمی را در اختیارش بگذارم، اما من این پول را به حساب آن فرد برگردانم. دلیل آن هم این بود که این شخص صلاحیت اخلاقی ندارد.

 باز از گفتن ماجرای معامله طفره رفتید!

من مربیگری کردم، استعدادیابی و تدریس انجام دادم. سابقه بازی در تیم‌های پلی‌اکریل، پیام مشهد، استقلال، راه‌آهن، سایپا، هما و ارزروم‌اسپور ترکیه را دارم. دارای کارشناس ارشد تربیت بدنی و مدرس دوره‌های بین‌المللی فدراسیون فوتبال هستم. وقتی مدیر آکادمی شدم تا روز پایانی کارم، باشگاه استقلال هیچ خدماتی به من ارائه نداد. در طول زندگی‌ام هرگز دستم را به سوی کسی دراز نکردم، اما برای آکادمی پیش خیلی‌ها رفتم. من برای آنجا اینترنت آوردم که ۳۰۰ میلیون تومان هزینه‌اش بوده، اما رایگان گرفتم، یک پک آموزشی بدنسازی که ارزش آن یک میلیارد و دویست میلیون تومان بوده، درست کردم که دقیقاً نمی‌دانم، سه ساله یا پنج ساله است، چون قراردادش را باشگاه بسته که حالا بخواهد برود چند درصدش در باشگاه می‌ماند، خوابگاه را درست کردم. تغذیه بازیکنان را می‌دادم، هیچ مشکلی در این زمینه نداشتم. جالب است بدانید این کارهای من هرگز دیده نشد. ما یک فضا داشتیم ۱۵ میلیون تومان گرفتیم آن را در اختیار شخصی قرار دادیم با آن ۱۵ میلیون ما ماهی ۱۲ میلیون تومان پول غذا می‌دادیم. آقایان می‌گفتند ۱۵ میلیون کجاست؟ ما داده بودیم به آن شخص با آن کار می‌کرد و با همان پول ماهی ۱۲ میلیون تومان پول غذا را می‌دادیم. شما پول غذایتان را از بودجه باشگاه می‌دهید، اما من داشتم با آن ۱۵ میلیون کار می‌کردم و پول غذا را می‌دادم. اینها را می‌گویند ایراد است. شما یک عدد آب آشامیدنی در مدتی که بودم، به من ندادید. یک نامه دادم شما پاسخ آن را دو ماه بعد دادید و گفتید برایتان آب می‌خریم! بعد توقع دارید من منتظر این باشم که شما دو ماه بعد به من آب بدهید. آن مجموعه ورزشی هنوز بیمه نیست! من به آقای مباشری خیلی انتقاد دارم، ده نفر پیش آقای مباشری بردم، هر روز بهانه‌ای آورد و سرش را زیر آب می‌کردند، اینطوری که نمی‎شود کار کرد. قرارداد برایم مهم نیست. دو ماه است که برکنار شده‌ام، اما مگر رفته‌ام شکایت کنم. در صورتی که حق قانونی من است.

ماجرای معامله چیست؟

از من کاری خواستند که من انجام ندادم و اصغر حاجیلو شرط گذاشت آن کار را به واسطه ارتباطی که دارد، درست می‌کند، اما مدیریت آکادمی را به او بسپارند. من مدیر آکادمی بودم که مدرک مربیگریم پرولایسنس است، اما شما رفته‌اید کسی را مدیر آکادمی کرده‌اید که مدرک مربیگری ندارد. این ماجرا را اگر «ای‌اف‌سی» بفهمد چه اتفاقی رخ می‌دهد؟ برایتان مشکل‌ساز نمی‌شود؟ شما قبل از اینکه این کار را انجام دهید نباید تحقیق و تفحص کنید؟ یکی از الزامات مدیر آکادمی این است که مدرک A مربیگری داشته باشد. اصغر حاجیلو که مدرک ندارد، شما چگونه می‌خواهید مجوز حرفه‌ای دریافت کنید؟ من را که کنار گذاشته‌اید، مدارک من را هم باید بردارید، این طور نیست؟ آقای فتحی برای خروجی شما که رفتید ترکیه من وام ۲۰ میلیون تومانی از بانک پاسارگاد گرفته بودم، آقای مباشری به من گفت که ما پول نداریم خروجی بازیکنان را بدهیم تو پرداخت کن ۴۸ ساعت بعد به تو برمی‌گردانیم. من از شما خواهش می‌کنم این پول را به من برگردانید. این ۴۸ ساعت شما اکنون ۲ ماه شده است. من به شما احترام گذاشتم و حتی قرادادی که پای آن را امضا کرده‌ای به کمیته انضباطی نبرده‌ام، خواهش می‌کنم پول من را بدهید.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 0 =