برج میلاد؛ نماد «تهران» یا جنون بلندمرتبه‌سازی در پایتخت؟

تهران-ایرناپلاس-در طول سال‌هایی که از عمر تهران به‌عنوان پایتخت ایران می‌گذرد، بارها نماد شهر تغییر کرده است؛ از دماوند و برج آزادی گرفته تا حالا که بسیاری برج میلاد را نماد پایتخت می‌دانند. اگرچه برخی با انتخاب چنین نمادی برای تهران مخالفند، اما برخی کارشناسان معتقدند برج میلاد فرزند زمانه خودش است و در کنار دیگر نمادهای شهری، شهری به نام تهران را ساخته است.

نخستین نمادهای تهران نمادهای طبیعی بودند. آن‌گونه که در گفته‌های تاریخی و تصاویر ثبت شده توسط سیاحان آمده است، دماوند تا مدت‌ها نماد تهران بوده و بعد از آن، توچال به‌عنوان نماد تهران شناخته می‌شد. همچنین بنا بر گفته‌های مورخان آب‌های روانی که از کوه‌ها، دره‌ها و قنات به سمت تهران جاری می‌شدند تا مدت‌ها به‌عنوان نماد تهران مطرح بودند. تهران جایی بود که جوی‌های آب در آن جاری بودند و مردم در کوچه و پس‌کوچه‌های آن صدای آب می‌شنیدند.

اگر به مناطق تاریخی مرکزی تهران توجه کنید تمام شبکه‌های ارتباطی در محدوده حصار صفوی در محلات عودلاجان، بازار، سنگلج و چاله میدان بر اساس حرکت آب که  از شمال به جنوب است شکل گرفته و امتدادهای مستقیم و پیوسته امتدادهای شمالی و جنوبی هستند.  این شیوه کمک می‌کرد آب جاری شده و به مناطق پایین دست برسد. سفره‌های آب زیرزمینی معمولاً در کوهپایه‌ها سرشار از منابع طبیعی بودند و اینجا بود که قنات‌ها شکل گرفتند. قنات‌ها، باغ‌ها را با خود به ارمغان آورند. شهری مثل تهران احتیاج به سایه داشت و همین باعث شد تا  چنارها مهم شوند. چنارها پهن‌برگ بودند به همین دلیل می‌توان تصور کرد که باغ‌ها و چنارها در دوره‌ای نماد شهر بودند. و اما انار! اگر بخواهیم دو درخت را به‌عنوان نماد تهران نام ببریم یکی چنار است که سایه‌سار است و محیط را زیبا و قابل سکونت می‌کند و دیگری انار. البته در دوره‌های متأخر خرمالو هم به میوه‌های تهران اضافه شد. 

ساکنان و مخاطبان شهر نمادها را تعیین می‌کنند

اسکندر مختاری، استاد دانشگاه و تهران‌شناس در گفت‌وگو با ایرناپلاس می‌گوید: نماد موضوعی نیست که کسی عامدانه به اثری اطلاق کند؛ یعنی اگر شهرداری یا دولت بگوید فلان چیز نماد تهران است، این امر مورد قبول قرار نمی‌گیرد. ساکنان شهر و مخاطبان شهر هستند که نمادها را تعیین می‌کنند. در طول تاریخ هم همین‌طور بوده است. مخاطبان یک شهر هستند که نمادی را معرفی می‌کنند نه حکومت‌ها. حکومت‌ها سعی می‌کنند نمادسازی کنند ولی تصمیم نهایی را مردم می‌گیرند.

مختاری ادامه می‌دهد: از مقاطع اولیه شکل‌گیری شهر، تمام کسانی که دست‌اندرکار توسعه شهری تهران بودند به موضوع نماد توجه داشتند. اگر بخواهیم به نمادهای فرهنگی تهران توجه کنیم دورتادور حصار صفویه شهر پر از برج‌هایی است که به برج‌های دیده‌بانی معروف و به عدد سوره‌های قرآن بودند. در حصار قاجاری نیز ۶ دروازه در میدان توپخانه وجود داشت. این دروازه‌ها نقش سمبلیک داشتند و نماد توسعه شهر بودند. این دروازه‌ها رنگ‌های شادی داشتند، پر از کاشی‌کاری و تزئین بودند و باعث شدند که تهران با شهرهای تاریخی دیگر متفاوت باشد.

وی ادامه می‌دهد: اگر بخواهیم یک المان شهری را به‌عنوان نماد در نظر بگیریم برج‌آقا محمدخانی در میدان ارگ قدیم که منطبق بر میدان ۱۵ خرداد فعلی بود قدیمی‌ترین برجی است که در تهران ساخته شده است. این برج در قسمت جنوبی کاخ گلستان و در شمال شرقی میدان ارگ قرار داشته است. البته برج‌های دیگری هم در محدوده سلطنت‌آباد و باقرشاه ساخته شده بود که از المان‌های شهری بودند.

دوره‌ رویکرد تجددگرایی در معماری و شهرسازی از نیمه دوره سلطنت ناصرالدین شاه شروع شد. آن زمان شمس‌العماره و تکیه دولت به نماد تهران تبدیل می‌شود. این ساختمان‌ها آن زمان نقش نمادین پیدا می‌کنند و معرف توسعه شهر می‌شوند. بعدها این نقش به دروازه باغ ملی می‌رسد. خیابان‌ها نیز  گاهی اوقات همین نقش را پیدا می‌کنند مثلاً خیابان ناصرخسرو  که قبلاً ناصریه نام داشت نماد ورود ما به دوره توسعه بوده است. ۵۰ سال بعد خیابان لاله‌زار این نقش را بازی می‌کند، بعدها خیابان ولیعصر نماد جدیدی از توسعه شهر می‌شود.   

نمادهای شهری ثابت نیستند

مختاری می‌گوید: نماد امر ثابتی نیست، بلکه امری متغیر است و این افکار عمومی و ساکنان شهر هستند که تعیین می‌کنند چه چیز را به‌عنوان نماد یک شهر قرار بدهند. مثلاً در دوران معاصر برج آزادی نماد شهر مدرن می‌شود و در مبدأ ورودی شهر قرار می‌گیرد. به تبعیت از شهرهایی مثل پاریس که دارای دروازه‌های سمبلیک هستند، برج آزادی هم یک دروازه سمبلیک برای ورود به شهر است، اما برج میلاد دروازه نیست و نقش دروازه‌ای ندارد.

به اعتقاد مختاری، برج میلاد نماد توسعه شهری بعد از انقلاب است. بنیان‌های فکری ساخت آن بر معرفی توسعه یک کلان‌شهر بعد از انقلاب استوار بوده و به نظر او برج میلاد در این مورد موفق بوده است.

وی ادامه می‌دهد: درست است که بهانه ایجاد آن ساخت یک برج مخابراتی بود، اما از یازده طبقه برج میلاد، فقط یک طبقه به بحث مخابرات اختصاص دارد و بقیه طبقات برای استفاده عموم است. ما بعد از انقلاب یک دوره طولانی جنگ را پشت سر گذاشته بودیم و تقریباً برنامه‌های توسعه‌ای متوقف شده بود. بعد از جنگ برنامه‌های توسعه با شتاب زیادی شروع شد و در زمینه توسعه شهری قرار بر این شد نمادی برای این شهر ساخته شود.

چندی پیش محسن هاشمی رفسنجانی، رئیس شورای شهر تهران گفته بود برج میلاد نماد تهران نیست. هاشمی حتی گفته بود ساخت برج میلاد اشتباه بوده است. این تهران‌شناس در واکنش به اظهارنظر هاشمی می‌گوید: اتفاقاً من از این اظهارنظر آقای محسن هاشمی، به فکر فرو رفتم، چون خود مرحوم آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در این موضوع نقش داشتند و دولت آقای هاشمی بود که تقسیم وظایفی کرد. شهرداری‌ها را به‌تدریج از دولت مستقل کرد تا شهرداری‌ها توسعه شهری را خودشان رقم بزنند. تهران پیشگام توسعه شهری ایران بعد از انقلاب بود از این جهت که حداقل به فضای‌های عمومی، نظافت شهر، خوداتکایی درآمد اقتصادی، زیباسازی شهر پرداخت و در این حوزه‌ها پیشگام بود.

برج میلاد فرزند زمانه خویش است

مختاری می‌گوید: من حاضر نیستم قاطعانه و محکم بگویم که ساخت برج میلاد غلط بود یا درست . برج میلاد فرزند زمانه خودش است و نقشی که از او خواسته شده را به‌درستی ایفا کرده است. اولاً از نظر مساحت ساختمانی هنوز یک دستاورد بزرگ تلقی می‌شود. از جهت معماری به نظر من یک گزیده‌گویی در آن دیده می‌شود . خیلی داد و فریاد نمی‌کند، بلکه دعوت کننده است و این امکان را در اختیار شهر قرار داده که شهر دارای فضای عمومی مربوط به هزاره سوم شود.

نکته دیگری که مختاری به آن اشاره می‌کند این است که هیچ نمادی جای نماد دیگر را نمی‌گیرد. نمادها در کنار هم قرار می‌گیرند و جایگزین هم نمی‌شوند. برج آزادی تعرضی به سردر باغ ملی یا خیابان ولی‌عصر یا لاله‌زار و ناصرخسرو نمی‌کند و نقش خود را بازی می‌کند. برج میلاد به مرکز تاریخی تهران و حتی به برج آزادی هم دهن‌کجی نمی‌کند، اصلاً قرار نیست نقش میدان آزادی را بازی کند. میدان آزادی دروازه ورودی شهر بوده و  برج میلاد یک فضای عمومی  و مردمی است.

وی ادامه می‌دهد: به نظر من برج میلاد اقبال عمومی پیدا کرده است و مردم از آن راضی هستند. اینکه مخاطبان غیر از تهران می‌آیند و سراغ آن را می‌گیرند و آنجا وقت می‌گذارند نشان دهنده این است که مردم آن را دوست دارند و حرفی برای گفتن دارد و می‌تواند این امکان را فراهم کند که عده‌ای از ارتفاع بالاتری شهر را ببینند و خودشان را در معرض دیدهای گسترده قرار دهند در عین حال یک اثر زیبا و نفیس است. 

جنون بلندمرتبه‌سازی

اما خشایار کاشانی‌جو، استاد دانشگاه برخلاف مختاری با صحبت‌های رئیس شورای شهر موافق و معتقد است برج میلاد نمی‌تواند نماد تهران باشد. وی در گفت‌وگو با ایرناپلاس می‌گوید: هاشمی کاملاً حرف درستی زده است. نماد همان‌طور که از اسمش پیدا است نشان دهنده هویت شهر است. هویت کلمه‌ای است که بار معنایی متفاوتی دارد و هر کسی معنایی از آن  درک می‌کند. زمانی که ما در مورد نماد شهر صحبت کنیم درباره  چیزی که نشان دهنده وی‍ژگی خاص آن شهر است، می‌گوییم.

به اعتقاد وی، نماد یک شهر با شهر دیگر متفاوت است مثلاً یک شهر گردشگری و شهر دیگری اقتصادی است و همین‌طور شهرها ویژگی‌های متفاوتی دارند. نماد باید چیزی باشد که نشان‌دهنده شاخصه‌های فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی آن شهر باشد. باتوجه به این تعریف، گاهی اوقات ویژگی‌های طبیعی شهر می‌توانند به‌عنوان نماد آن معرفی شوند. در این میان چیزی است که در خاطره ذهنی افراد باقی می‌ماند می‌تواند نماد یک شهر باشد. برج آزادی سال‌های سال نماد تهران بوده و با خاطرات جمعی بسیاری از تهرانی‌ها گره خورده و آنها را شکل داده است.

وی ادامه می‌دهد: همین حالا هم کسی برج میلاد را به‌عنوان نماد تهران نمی‌شناسد. برج آزادی هم دارای معماری ایرانی بوده و به دلیل خاطراتی که در ذهن ما از انقلاب اسلامی تا خاطرات خانوادگی از آن نقش بسته است می‌تواند نماد تهران باشد. ولی برج میلاد هیچ ارتباطی با هویت شهری ما ندارد. یک برج مخابراتی است و فقط به این جهت که ارتفاع زیادی را نشان می‌دهد و چهارمین برج بلند دنیا هست، مورد توجه است.

به اعتقاد کاشانی‌جو، متأسفانه تفکری در کشورهای خاورمیانه و جهان سوم وجود دارد که فکر می‌کنند سازه‌ هرچه بزرگ‌تر یا بلندتر باشد، خوب است. یک جنون بلندمرتبه‌سازی در بسیاری از کشورهای خاورمیانه وجود دارد. مثلاً دوبی، برج خلیفه را به‌عنوان بلندترین برج دنیا ساخت. تهران هم برای اینکه از آنها عقب نماند برج میلاد را ساخت. این چه چیزی را نشان می‌دهد؟ اینکه ما بگوییم صاحب بلندترین یا بزرگ‌ترین برج هستیم خودش به‌تنهایی نمی‌تواند ارزش تلقی شود وگرنه خیلی از کشورهای توسعه‌یافته این کار را انجام می‌دادند.

وی ادامه می‌دهد: برج میلاد هیچ ارتباطی با تاریخ و هویت ایرانی ندارد. برج بلندی است که حتی مکان‌یابی آن هم مشکل دارد. هیچ‌کس برج میلاد را به‌عنوان نماد تهران نمی‌شناسد. این در حالی است که وقتی در پاریس برجی را به اسم برج ایفل می‌سازند طوری آن را طراحی می‌کنند که از هر کجای پاریس بایستید می‌توانید آن را ببینید. به‌طوری در جهت‌یابی به شما کمک می‌کند.  ولی برج میلاد این‌طور نیست. بنابراین از هر منظری به برج میلاد نگاه کنید نمی‌تواند یک نماد باشد. حتی به لحاظ کالبدی و فیزیکی صرف هم باز نمی‌تواند به‌عنوان نماد تهران قانع کننده باشد.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 5 =