مزایای گل‌محمدی ایرانی بر برانکو خارجی!

تهران- ایرناپلاس- در حالی که انتخاب و تأیید مارک ویلموتس به‌عنوان جانشین کارلوس کی‌روش سرانجام به جدایی او از تیم ملی منجر شد، این بار نیز گروهی بر انتخاب برانکو ایوانکوویچ به‌عنوان جانشین ویلموتس تاکید کرده و به‌رغم ناتوانی در پرداخت‌ها، همچنان اصرار بر انتخاب یک مربی خارجی دارند.

جعفر کاشانی در کسوت رئیس هیئت مدیره باشگاه پرسپولیس گفت که برانکو به اندازه یک معلم کلاس پنجم ما را آورده تا اینجا! از اینجا به بعد ما مربی‌ای می‌خواهیم که از برانکو بالاتر باشد. همه به کاشانی خرده گرفتند و او را کوبیدند! جعفر کاشانی حقیقت را گفت، اما هیچ‌کس معنای حرف او را نفهمید. اکنون با توجه به انتخاب ویلموتس به‌عنوان جانشین کی‌روش و نرسیدن به آنچه مدنظر بود، به معنای حرف زنده‌یاد جعفر کاشانی می‌رسیم.

ما باید پس از کارلوس کی‌روش یک مربی بزرگ را برای هدایت تیم ملی کشورمان انتخاب می‌کردیم، اما نمی‌دانیم افرادی که مارک ویلموتس را انتخاب کردند، دلایل انتخابشان چه بود؟ ویلموتس توانایی‌هایی داشت که کی‌روش از آن بی‌بهره بود؟ کی‌روش ساختار دفاعی تیم ملی ما را بالا برد و ما طی هشت سال جامی را فتح نکردیم، پس باید یکی بالاتر از کارلوس کی‌روش را می‌آوردیم تا ساختار هجومی ما را بالا ببرد.

حالا گویا باز هم داریم راه غلط را غلط‌تر می‌رویم و انتخاب برانکو برای تیم ملی یکی از بدترین انتخاب‌های سال‌های اخیر فوتبال ما خواهد بود. برانکو در عربستان با تمامی ثروت‌هایی که - از پول گرفته تا بازیکنان سرشناس - در اختیار داشت، نتوانست کاری از پیش ببرد و در الاهلی تنها پس از پنج هفته اخراج شد. از طرفی نباید فراموش کنیم برانکو حتی در حد کی‌روش نیست تا چه رسد به اینکه بالاتر از او باشد. ما کانون مربیان فوتبال ایران را داریم، اما هیچ‌گاه از آنها نظر نخواسته‌ایم!

در چند سال اخیر تبحر در بازی هجومی، یک توهم در فوتبال ما محسوب می‌شود و به‌نظر می‌آید برگرفته از برداشت‌های غیرواقعی از سطح و کیفیت فوتبال در کشورمان باشد. ما نباید فوتبال را به دو نوع بازی هجومی و دفاعی تقسیم کنیم، زیرا یک مربی باید ابزار و اندیشه کافی برای حمله و دفاع کردن داشته باشد و بر اساس آن نوع بازی‌ خود را شکل دهد. ویلموتس در دیدار با تیم‌های بحرین و عراق که ساختار دفاعی خوبی داشتند، بدون تفکر بازی هجومی را در دستور کار قرار داد و نتیجه آن نیز به دو شکست متوالی و به خطر افتادن صعود تیم ملی به جام‌های جهانی و ملت‌های آسیا منتهی شد.

در بسیاری از کشورهای صاحب فوتبال برای هر بازی چند پلن در نظر می‌گیرند، اما در عمل دیدیم تیم ملی و ویلموتس، مربی آن هیچ پلنی برای این دو دیدار نداشتند. پیروزی ۱۴ بر صفر مقابل کامبوج نه‌تنها باعث ترس بحرین و عراق از ما نشد، بلکه آنها نشان دادند این برد یک اتفاق بود و همه ادعاها درباره فوتبال هجومی در حد حرف بود نه چیز دیگری!

برای یک بار هم شده واقع‌بینانه به این موضوع نگاه کنیم. بعد از جدایی کی‌روش از تیم ملی، اشتباه بزرگ مسئولان فدراسیون فوتبال این بود که دنبال مربی خارجی رفتند و فردی را سرمربی کردند که کوچک‌ترین شناختی از فوتبال ایران نداشت. در حالی که فسخ قرارداد ویلموتس برای ما هزینه سنگین مالی زیادی در پی داشت، گویا دوباره به مربی خارجی فکر می‌کنیم.

اکنون که برانکو تلاش می‌کند با محکوم کردن پرسپولیس به حق و حقوق خود برسد، یک بار هم که شده بیاییم مانند کشورهای ژاپن، انگلیس و ... سکان هدایت تیم ملی را به یک مربی وطنی بسپاریم؛ فردی مثل یحیی گل‌محمدی که در تیم‌هایی که مشغول به کار بوده، موفقیت‌های چشمگیری هم داشته و تیم‌های تحت نظرش فوتبال مالکانه، هجومی و در مواقع ضروری دفاعی را به‌خوبی به اجرا گذاشته‌اند. بدون تردید یحیی می‌تواند یک گرت ساوتگیت - سرمربی تیم ملی انگلیس – ایرانی باشد.

انگلیسی‌ها با این مربی جوان به موفقیت‌های چشمگیری رسیده و می‌تواند الگوی خوبی برای مسئولان فوتبال ما باشد تا پس از ۳۲۳۱ روز، معادل ۸ سال و ۱۰ ماه و ۵ روز یک مربی ایرانی هدایت تیم ملی را بر عهده بگیرد. حضور یحیی گل‌محمدی چند نکته مثبت در پی دارد. فدراسیون قرارداد آنچنانی نمی‌بندد، دنبال تهیه کردن ارز نمی‌رود، مربی‌اش پروازی نیست و می‌تواند یک دفتر در اختیار او و دستیارانش قرار دهد و هر روز مثل یک کارمند در دفتر کار خود حاضر باشند و تمام بازی‌های لیگ را از نزدیک رصد خواهد کرد.

سرمربی تیم به لحاظ زبانی مشکلی برای برقرار کردن ارتباط با بازیکنان نخواهد داشت. از طرفی جوان است و پرانرژی و این دو فاکتور کمک خواهد کرد تا با داشتن یک برنامه مدون در تمامی امور به‌خصوص آنالیز حریفان، با انگیزه و پرکارتر از مربیان قبلی کار کند. البته فدراسیون هم باید تعهد نماید تا همه نوع امکاناتی را که در اختیار کی‌روش و ویلموتس می‌گذاشت، در اختیار گل‌محمدی قرار دهد و با او مثل مربیان خارجی رفتار کند. از طرفی فدراسیون فوتبال او را مدیریت خواهد کرد، نه سرمربی، فدراسیون را!

اگر فدراسیون فوتبال با یک مربی ایرانی قرارداد ببندد، از طرفی بزرگ‌ترین چالش را در بستن قرارداد با مربیان خارجی می‌تواند به‌نوعی مدیریت کند، نه مثل کی‌روش که مدیریت تمام امور را داشت و حتی درباره اسپانسر لباس هم اظهارنظر می‌کرد و فدراسیون نیز آن را به اجرا می‌گذاشت. در اینجا دیگر مسئولیت تمام این موارد با فدراسیون است. وقتی یک مربی خارجی به ایران می‌آید و از خانواده‌اش دور است، دوست دارد هرچه سریع‌تر به کشورش بازگردد و برانکو هم مستثنی نیست.

این سؤال هم وجود دارد که مسئولان فوتبال کشورمان که در دادن حقوق ویلموتس مشکل داشتند، چگونه پول برانکو را خواهند داد؟ آیا برانکو بدون حقوق کار خواهد کرد یا اینکه قرار است پول خود را به ریال بگیرد، نه دلار و یورو؟! در این برهه حساس، مسئولان ورزش کشور و در رأس آن فدراسیون فوتبال باید بهترین، عاقلانه‌ترین و منطقی‌ترین تصمیم را بگیرند و نگذارند احساسات و فضایی که ایجاد شده، باعث گرفتن یک تصمیم غلط  شود و به ضرر فوتبال و مصالح ملی تمام شود.

در ضمن می‌توان از گل‌محمدی خواست از دستیارانی استفاده کند که بازیکنان سرشناس تیم ملی بوده‌اند؛ مثل احمدرضا عابدزاده به‌عنوان مربی دروازه‌بان‌ها، کریم باقری، سیروس دین‌محمدی، علی لطیفی و ... که هر کدام در هر پست می‌توانند کمک حال یحیی باشند و بار نیمکت فوتبال ما را بالا ببرد. بدون تردید این انتخاب می‌تواند مانند محمد مایلی‌کهن که در ساختن یک تیم ملی جوان و قدرتمند مدت‌ها باعث توفیق فوتبال ما در سطح آسیا شد، نتیجه‌بخش شود.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 1 =