چرا بعد از برکناری مدیران ورزشی، گزارشی درباره عملکرد مالی‌شان داده نمی‌شود؟

تهران- ایرناپلاس- نبود سازوکار مشخص برای پاسخگویی مدیران ورزشی، به ویژه مدیران باشگاه‌های فوتبال در کنار تغییرات مکرر و زودهنگام، باعث شده این سیکل معیوب عزل و نصب و.. همچنان ادامه یابد و تنها افراد در آن تغییر کنند. اما چرا گزارشی درباره عملکرد مالی یک مدیر بعد از برکناری او داده نمی‌شود؟

«چیه این فوتبال»؛ جمله‌ای که از زبان عادل فردوسی‌پور، در بازی تاریخی بارسا و پاری ‌سن ‌ژرمن شنیدیم. اما واقعاً چیه این فوتبال! ورزشی که آدرنالین بدن را تا سرحد جنون بالا می‌برد، خواب را از چشمان ما می‌رباید. فوتبال خود زندگی است؛ پر از عشق، اشک، لبخند، امید، تلاش و جنگیدن تا آخرین لحظه برای به‌دست ‌آوردن هدف! برخی مدعی‌اند آمار خودکشی بین عاشقان فوتبال نزدیک صفر است، چون وقتی در ۹۰ دقیقه این‌گونه امیدوارانه می‌جنگند، چگونه در طول سال‌ها زندگی ناامید باشند؟ اما انگار از وقتی پول وارد فوتبال شده، بلای جان این ورزش مهیج پرطرفدار شده است! 

علم بهتر است یا ثروت؟!

آنهایی که به فوتبال دل بسته‌اند و با این رشته ورزشی واقعاً زندگی می‌کنند، از خود این سؤال را می‌پرسند که به‌راستی علم بهتر است یا ثروت؟! چرا از زمانی که پول در فوتبال ما وارد شده، افتخارات آن کمتر شد و رفته‌رفته تبدیل شدیم به فوتبال درجه دوم آسیا؟ البته سؤال فوق بدون پاسخ نخواهد بود و قطعاً یک جواب هم ندارد! اول اینکه دلیل اصلی تخریب بعضی از ساختارهای مدیریتی فوتبال ما صرفاً ورود پول نیست. بعد اینکه هر عقل سلیمی به‌خوبی می‌داند چنانچه از نقدینگی به‌خوبی در راستای پیشرفت استفاده شود، قطعاً اثرات مثبت فراوانی دارد که غیرقابل انکار است.

واقعیت غیرقابل انکار

بدون تردید نفس ورود پول به فوتبال باعث تخریب پایه‌های منطق در این رشته مهیج و پرطرفدار نشده، بلکه نبود مدیریت صحیح بر چگونگی هزینه کردن، اصلی‌ترین علت به وجود آمدن وضعیت کنونی است. واقعیت غیرقابل انکار فوتبال کشورمان این بوده که سرمایه در فوتبال ما هدفمند خرج نمی‌شود و نظارت کافی نیز بر چگونگی هزینه کردن‌ها وجود ندارد. حتی گزارشی هم در مورد عملکرد مالی یک مدیر بعد از برکناری او داده نمی‌شود. البته یک سلسله مراتب اداری طی می‌شود، اما به‌طور معمول گزارش مالی مدیر به اطلاع عموم نمی‌رسد که این روش در بی‌مسوولیت عمل کردن مدیران بی‌تأثیر نیست!

پیدا کردن راهکار

خلاصه اینکه، پولی که باید عصای دست فوتبال ما شود، بلای جان آن شده و هر روز بیش از قبل بر پیکره آن لطمه وارد می‌سازد. در دورانی نه‌چندان دور، یک باشگاه با سالی ۵۰۰ میلیون تومان به‌خوبی اداره می‌شد و در سطح آسیا کسب افتخار هم می‌کرد. امروزه مدیران به‌راحتی از مخارج ۱۰ میلیاردی سخن می‌گویند، اما از قهرمانی‌های بین‌المللی کمتر نصیبی می‌بریم! اینکه چه فرد یا افرادی در به وجود آمدن وضعیت کنونی نقش داشته یا دارند، محل بحث نیست، بلکه پیدا کردن راهکارهایی برای ایجاد تغییر در روند کنونی مراد است؛ تغییری که باید با مطالعه و دور اندیشی ایجاد شود تا مجدداً فوتبال ایران را به‌عنوان یکی از قدرت‎های آسیا مطرح سازد.

طرفداران حق دارند

طرفداران آمیزه‌ای از تاریخ هستند، با شخصیت‌های متفاوت، دیدهای گوناگون و باید گفت همه عاشق هستند. اکنون حق دارند تا بدانند مدیرانی که وزارت ورزش برای تیم‌های محبوبشان انتخاب کرده چه عملکردی داشته‌اند. مشکلات مدیریتی و ورود افرادی بدسابقه یا بدون تجربه مدیریت ورزشی در فوتبال کشورمان به دردی مزمن و غیرقابل درمان بدل شده است. بسیاری از مدیران هم که می‌آیند، در دوران حضور خود تنها به وخیم شدن شرایط و افزایش بدهی‌های تیم افزوده و در نهایت بدون جواب‌گویی و با کلی ابهام به وجود آمده، جای خود را به فردی دیگر می‌دهند.

ضعف مدیریتی

پرسپولیس هم مثل استقلال از این داستان مدیریتی غیرکارآمد مستثنی نیست؛ بدهی‌های سر به فلک کشیده و انواع و اقسام تهدیدها و محرومیت‌ها که تن طرفداران را می‌لرزاند. محرومیت‌های متعددی که وقوع آنها تنها یک دلیل دارد: ضعف مدیریتی! و تا زمانی که در سیستم گزینش مدیران تغییری اساسی ایجاد نشود، این محرومیت‌ها و تعلیق‌ها به اشکال مختلفی گریبان فوتبال ایران را خواهد گرفت. سزای باشگاه‌هایی که تنها عامل بی‌اهمیت برای انتخاب مدیرانش، ورزشی بودن است، چیزی بهتر از این اتفاقات ناگوار نخواهد بود.

شیوه جدید مدیریتی

وقتی امیرحسین فتحی در رأس مدیریت باشگاه استقلال قرار گرفت، شاهد شیوه جدید مدیریتی شدیم. فتحی در برخورد با هر موضوعی با دادوفریاد در پی جلب توجه افکار عمومی و هواداران می‌شد و سپس تهدید به شکایت می‌کرد. شخصی که به نظر از زمین و زمان شاکی است. درباره ایرج عرب، مدیرعامل سابق پرسپولیس هم پرونده قطوری وجود دارد که بدون پاسخ است. چرا برانکو رفت؟ قرارداد جونیور براندائو بر چه اساس و منطقی بسته شده بود؟ پول‌هایی که گرفت در کجا هزینه شد؟ چرا بدهی برانکو را نداد تا او از پرسپولیس شکایت کند؟

همه دیدند که عاقبت این شیوه جدید مدیریتی ایرج عرب و امیرحسین فتحی و اعتمادی که از بین رفته چه سرانجامی در پی داشت. اکنون وزارت ورزش به‌عنوان متولی دو باشگاه استقلال و پرسپولیس باید پاسخگوی این سؤال باشد، چرا گزارشی درباره عملکرد مالی یک مدیر بعد از برکناری او داده نمی‌شود؟ آیا امیرحسین فتحی بعد از این شاهکار مدیریتی‌اش در استقلال مانند ایرج عرب که به‌عنوان سرپرست فدراسیون دوومیدانی منصوب شد، صاحب پستی در این ورزش خواهد شد؟

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 3 =