آیا فرودستان تنها از راه انقلاب می‌توانند تغییر ایجاد کنند؟

تهران– ایرناپلاس- نام خاورمیانه با آشوب، انقلاب و خشونت در فضای بین‌المللی و رسانه‌ای عجین شده‌ است؛ جنگ‌های داخلی طولانی‌مدت، انقلاب‌های ناکام و بازتولید دیکتاتوری در بهاری عربی که خزان شد. با این وصف و در چنین شرایطی مثلت قرائت رسمی از اسلام، حکومت خودکامه و نولیبرال‌شدن اقتصاد که به تضعیف گروه‌های اجتماعی و مدنی می‌انجامد، وضعیتی خاص را برای خاورمیانه به‌همراه می‌آورد.

روان‌شناسی به‌جای ‌جامعه‌شناسی
در چنین شرایطی، ایده تغییر از سوی نیروهای خارجی امکان ورود به عرصه عمومی پیدا می‌کند. سیاست‌ورزی متحول می‌شود و افراد جامعه منفعل و اتمیزه می‌شود. به بیان دیگر، جامعه‌شناسی سرکوب و روان‌شناسی برجسته می‌شود. در چنین شرایطی جامعه پیشروی آرام را برمی‌گزیند. آصف بیات پژوهشگر و نویسنده حوزه اقتصاد سیاسی در کتاب «زندگی همچون سیاست» به توصیف این وضعیت می‌پردازد.

پیشروی آرام
اولویت نویسنده در این کتاب توصیف (و نیز تجویز) «پیشروی آرام» است. استراتژی مردمی جایگزینی برای جنبش‌های اجتماعی و سیاسی برای مقابله با مثلث اسلام‌گرایی، نولیبرال شدن اقتصاد، و حکومت‌های خودکامه‌ای که به‌صورت یک‌جانبه قرارداد اجتماعی خود را با مردم لغو کرده‌اند. پیشروی آرام، به‌رغم محاسنش، عمدتاً غیرسیاسی است و لذا از ظرفیت محدودی برای تغییرات کلان برخوردار است. اما آن‌طور که نویسنده تشریح می‌کند، گاهی از ظرفیت سیاسی‌شدن برخوردار است که در تحولات سیاسی چند سال اخیر در بسیاری از جوامع خاورمیانه بروز یافت.  

ثروتمندان توسعه‌نیافته
در بخشی از کتاب آصف بیات درخصوص ساخت اقتصادی کشورهای عربی تشریح می‌کند: «کم نیستند دیدگاه‌های منطقه‌ای یا بین‌المللی که معتقدند خاورمیانه گرفتار آشفتگی است. ما دائماً می‌خوانیم به‌رغم درآمدهای هنگفت نفتی، درآمد سرانه اعراب در جهان یکی از پایین‌ترین‌ها است. با بهره‌وری رو به افول، تحقیقات علمی ضعیف، کاهش ثبت‌نام در مدارس و بی‌سوادی بالا. با وجود شرایط بهداشتی که عقب‌تر از سایر ملل قابل قیاس است، به نظر می‌رسد کشورهای عربی «بیشتر ثروتمند باشند تا توسعه‌یافته.»

خاورمیانه چگونه تغییر می‌کند؟
همچنین نویسنده در این کتاب درخصوص مواجهه غرب با این وضعیت می‌افزاید: «تعجبی ندارد که شرایط فعلی، هراس زیادی را در غرب از پیامدهای بی‌ثبات‌کننده بین‌المللیِ این به‌ظاهر رکود اجتماعی و سیاسی ایجاد کرده باشد. بنابراین، این منطقه هرگز پیش‌تر شاهد چنین تقاضایی برای تغییر نبوده است. این ایده که «همه دنیا تغییر کرده است الا خاورمیانه»، از نو، رو آمده است و به همراه آن مؤلفه‌های گوناگون داخلی و بین‌المللی که انتظارات گوناگونی را در مورد نحوه ایجاد تغییر در خاورمیانه به زبان می‌آورند».

آیا انقلاب راه‌حل است؟
وی درخصوص تجربه انقلاب اسلامی در پاسخ به این پرسش که آیا انقلاب راه گریز به‌سوی دموکراسی است، می‌افزاید: «برخی از محافل، به امید تحول انقلابی از رهگذر فوران انرژی مردمی برای واژگون کردن ساختارهای ناعادلانه قدرت و گذار به توسعه و دموکراسی‌اند. اگر انقلاب ایران، چندی پیش توانست بساط یک پادشاهی دیرپا را در عرض کمتر از دو سال برچیند، چرا چنین جنبشی نتواند امروز هم در منطقه به‌وجود بیاید؟ حفظ این موضع دشوار است. تردید هست در این که بتوان انقلاب‌ها را برنامه‌ریزی کرد.»

وی ادامه می‌دهد: «گرچه برای انقلاب نیاز به برنامه‌ریزی و آمادگی هست، اما انقلاب‌ها ضرورتاً حاصل نقشه‌های از پیش طراحی شده نیستند، بلکه غالباً از منطق خاص خود پیروی می‌کنند که تابع ترکیب پیچیده‌ای از عوامل ساختاری، بین‌المللی، تصادفی و روانشناختی است. ما غالباً انقلاب‌ها را با دیدگاه پس‌نگر تحلیل می‌کنیم و به‌ندرت پیش می‌آید درگیر انقلابی شویم که وقوع آن انتظار می‌رود یا مطلوب است، زیرا انقلاب‌ها هرگز پیش‌بینی‌پذیر نیستند. از سوی دیگر، بیشتر مردم چندان تمایلی به درگیری در جنبش‌های انقلابی خشونت‌بار ندارند. غالباً در مورد مداخله در انقلاب‌هایی که نتوانند پیامدهایشان را پیش‌بینی کنند، مرددند. بیشتر ترجیح می‌دهند «سواری مجانی» بگیرند و دوست دارند دیگران به‌جایشان انقلاب کنند. افزون بر این، آیا انقلاب‌ها ضرورتاً مطلوب‌اند؟ کسانی که انقلاب‌ها را تجربه کرده‌اند، معمولاً انقلاب‌های خشونت‌بار را با آشفتگی، تخریب، و ناامنی گسترده یکسان می‌دانند. در ضمن، هیچ ضمانتی وجود ندارد که از دل تغییر انقلابی، یک نظم اجتماعی عادلانه بیرون آید. نهایتاً اینکه، حتی اگر فرض کنیم که انقلاب‌ها مطلوب و قابل برنامه‌ریزی‌اند، در این فاصله مردمانی که تحت رژیم‌های خودکامه به سر می‌برند، چه باید بکنند؟»

هنر حضور
بیات در پیش‌گفتار این کتاب آورده‌ است: اینجا بر شیوه‌های متنوعی متمرکز شده‌ام که مردم عادی، فرودستان، یعنی تهیدستان شهری، زنان مسلمان، جوانانی که در حال آشنایی با جهان‌اند، و دیگر توده‌های مردم از طریق آنها تلاش می‌کنند بر تغییر و تحولات جوامعشان از رهگذر خودداری از خروج از عرصه اجتماعی و سیاسی که تحت کنترل دولت‌های خودکامه، سیطره اخلاقی، و اقتصادهای نولیبرال قرار دارد، تأثیر بگذارند و فضاهای جدیدی را خلق و کشف کنند که بتوانند نارضایتی خود را بر زبان آورده و به‌منظور دستیابی به زندگی بهتر ابراز وجود کنند. ابزارهایی که از طریق آنها مردم عادی جوامع خود را تغییر می‌دهند، صرفاً به تظاهرات و انقلاب توده‌ای محدود نمی‌شود. آنها بازتاب بسیج مردمی‌اند؛ اما مردم بیشتر به آنچه «ناجنبش» خواهم نامید، روی می‌آورند که عبارت است از اقدامات جمعی میلیون‌ها فعالِ فردی که در میادین، کوچه پس کوچه‌ها، دادگاه‌ها، یا اجتماعات انجام می‌گیرد. از این‌رو، این کتاب درباره «هنر حضور» است، داستان عاملیت در زمانه عسرت.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 2 =