مستندات شهید آیت علیه میرحسین موسوی چه بود؟

دربخش اول گفت‌وگو با محمدمهدی جعفری نویسنده و نماینده مجلس اول، به نحوه شکل‌گیری مجلس، گروه‌های فعال در مجلس و روزهای جنجالی آن پرداختیم. در بخش دوم، جعفری نکات جزئی‌تری از این دوره مجلس بیان می‌کند که در ادامه آنها را از نظر می‌گذرانید.

در مورد نخست‌وزیری آقای مهندس موسوی چه بحث‌هایی پیش آمد؟

خاطره هاشمی از امام در روز رأی‌ به نخست‌وزیری موسوی

بعد از ۸ شهریور کسی حاضر نمی‌شد رئیس‌جمهور شود.  آقای مهدوی کنی گفته بود به‌صورت محلل برای مدت کوتاهی نخست‌وزیری را می‌پذیرم، به این شرط که هر چه زودتر نخست‌وزیر تعیین کنید. لذا در جلسه غیرعلنی و غیررسمی مجلس برای افراد رأی می‌گرفتند. من اسم نمی‌برم ولی افراد مختلفی مطرح شدند و هرکدام بیست سی تا هفتاد رأی آوردند. وقتی خواستند برای مهندس میرحسین موسوی رأی‌گیری کنند آقای هاشمی گفت قبل از رأی‌گیری می‌خواهم پیامی از طرف امام بخوانم و بعد هر طور می‌خواهید رأی بدهید. گفتند من و آقای موسوی اردبیلی و آقای خامنه‌ای در خدمت امام بودیم و بحث نخست‌وزیری میرحسین موسوی مطرح شد آقای موسوی اردبیلی به امام گفت: حضرت امام آقای میرحسین موسوی کسی است که به‌روز قیامت اعتقاد دارد و امام گفتند همین را به نمایندگان مجلس بگویید، شاید به او رأی دادند. و این حرف واقعاً مؤثر بود. ما هم‌گروهی ده‌پانزده نفره و مستقل بودیم که پشت تریبون رفتیم و از ایشان حمایت کردیم. و در همان جلسه غیررسمی و غیرعلنی اعلام کردیم که آقای میرحسین موسوی تا جایی که ما می‌شناسیم آدم بسیار خوبی است و در دوره‌ای که وزیر امور خارجه بود بسیار خوب عمل کرد و ما به او رأی می‌دهیم. آقای آیت در ۱۴ مرداد ترور شده بود، وگرنه ایشان با شدت علیه میرحسین صحبت می‌کرد و صحبت‌هایی که کاشانی و باند آیت در مجلس داشتند مؤثر واقع نشد و چون آقای هاشمی و حزب جمهوری اسلامی طرفدار نخست‌وزیری میرحسین بودند، او رأی آورد.

آن گروه تندرو بیشترین تنش را با چه کسانی داشتند؟

مستندات آیت علیه میرحسین موسوی و زهرا رهنورد

با ملی مذهبی‌ها و در کل کینه شدیدی نسبت به دکتر مصدق و طرفداران دکتر مصدق داشتند که معمولاً از ملی مذهبی‌ها بودند. یکی از مخالفت‌های آیت علیه میرحسین موسوی بود. با اینکه میرحسین عضو حزب جمهوری اسلامی بود ولی چون در اوایل سردبیر روزنامه جمهوری اسلامی بود و در سالگرد فوت دکتر مصدق درباره او مطالبی منتشر کرده بود، آیت علیه او تبلیغ می‌کرد و حتی به من گفت اگر مجدداً بخواهند او را به‌عنوان وزیر امور خارجه معرفی کنند، من چیزهایی را رو می‌کنم. گفتم چه داری؟ گفت یک‌چیزهایی دارم. گفتم من می‌دانم تو چه داری گفت چه دارم؟ گفتم عکس بی‌حجابی خانم رهنورد و او تأیید کرد. گفتم می‌خواهی من جریان را به تو بگویم؟ خانم رهنورد دانشجوی هنرهای زیبای دانشگاه تهران بود و همکلاسی محبوبه متحدین و یک دانشجوی معمولی و بی‌حجاب بود و مسلمان شناسنامه‌ای بود؛ ولی به‌وسیله محبوبه متحدین به حسینیه ارشاد راهنمایی شد و تحت تأثیر دکتر شریعتی مسلمان و باحجاب شد و روی فکر و علاقه خود مسلمان شد و بعد با میرحسین ازدواج کرد؛ لذا هیچ‌چیزی در پرونده او نیست.

او همیشه آرشیو مفصلی علیه همه داشت و بیشتر در مورد ملی مذهبی‌ها تنش ایجاد می‌کرد و با محمود کاشانی که بیرون از مجلس بود، جلساتی داشتند و علیه این‌وآن پرونده‌سازی می‌کردند. یک روز هادی غفاری به احمد کاشانی که نماینده بود، گفت: احمد، خمینی مصدق نیست‌ها، تو داری در مورد خمینی هم پرونده‌سازی می‌کنی! چهار جلد کتاب از نطق‌ها و اعلامیه‌ها و بیانیه‌های آیت‌الله کاشانی منتشرشده بود که خلخالی به احمد می‌گفت: احمد برو جلد چهارم را بخوان. در این جلد مصاحبه‌ای بود که توسط یک خبرنگار مصری با آیت‌الله کاشانی انجام‌شده بود و از او سؤال می‌شد اختلاف شما با دکتر مصدق چست؟ آیت‌الله کاشانی می‌گفت: مصدق می‌خواست شاه را ببرد و جمهوری برقرار کند و من مخالف بودم و طرفدار شاه بودم. خلخالی این جمله را به رخ احمد کاشانی می‌کشید. حال خلخالی نیست ولی شاید هادی غفاری راضی به گفتگو بشود. هادی غفاری هم تند بود ولی در مقابل احمد ملایم‌تر بود.

غیر از حزب جمهوری اسلامی و نهضت آزادی، مستقلین چه کسانی بودند؟

ما گروهی ده‌پانزده نفره بودیم و گروهی مستقل بودیم؛ مهندس سحابی بود و آقای یوسفی اشکوری بود و آقای محمدی گرگانی بود و آقای مصطفی تبریزی و آقای صفری نماینده اسلامشهر و آقای دکتر رمضانی نماینده رشت و آقای ناصری که نماینده شمال بودند و مرحوم خانم طالقانی و دیگرانی که مستقل فعالیت می‌کردیم و طرفدار انقلاب بودیم و می‌خواستیم کاری صورت بگیرد. چه نهضت آزادی و چه حزب جمهوری اسلامی هرکدام طرح خوبی می‌دادند حمایت می‌کردیم.

 عملکرد مجلس اول را چگونه ارزیابی می‌کنید آیا با اهداف انقلاب سازگار بود و توانست کاری صورت بدهد؟

تا جوسازی‌های سیاسی ایجاد نشده بود و طرفداری و مخالفت با بنی‌صدر مطرح نشده بود، مجلس خوب پیش می‌رفت و کارها در کمیسیون‌ها خوب انجام می‌گرفت و وقتی به صحن علنی می‌رفت کارها پیش می‌رفتند و خوب انجام می‌شدند و قوانین خوبی تصویب شد. ولی بعدها ما بیشتر در کمیسیون‌ها فعال بودیم و شاید حرفمان در صحن علنی تأثیر کمتری داشت. در کل باوجود کارشکنی‌ها و حادثه هفتم تیر که خیلی از نمایندگان مجلس در آنجا کشته شدند، باز هم کارنامه مجلس اول نمره قبولی داشت.

 در دور دوم مجلس شرکت نکردید یا رد صلاحیت شدید؟

من دیگر کاندیدا نشدم. مجلس یک دستگاه صحافی داشت که یک روز رفته بودم تا آن را برای دانشگاه تهران بگیرم. آقای هاشمی پرسید چرا کاندیدا نشدی و گفتم: امیرالمؤمنین می‌فرماید خدا رحمت کند کسی که قدر خودش را بداند. چون مجلس شما بنگاه کارگشایی شده و از هدف خود کنار رفته و من هم می‌توانم در دانشگاه درسی بدهم و مؤثر باشم و به هدف اصلی‌ام بپردازم. من به سرکارم برگشتم چون من کاری در حوزه علمیه تهران داشتم و ضمناً رئیس کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران بودم. آقای هاشمی گفتند شما در هرکجا باشید ما از شما پشتیبانی می‌کنیم و من هم تشکر کردم و گفتم امیدوارم بتوانم وظیفه خود را خارج از مجلس انجام بدهم.

باقی هم‌فکران و همراهان شما که کاندیدا شدند چطور؟

همه‌ آنها ردصلاحیت شدند. 

در مجلس اول وزرا به مجلس پاسخگو بودند؟

بله؛ اتفاقاً خیلی‌ها را آوردند و هم سؤال می‌کردند و هم استیضاح می‌کردند. ولی این موارد به خاطر این نبود که وزیر رانتی به نماینده نداده است. من به یاد دارم آقای عسگراولادی وزیر بازرگانی بود. زمان جنگ بود و به خاطر واردکردن آهن مورد سؤال قرار گرفت و آمد و خوب جواب داد و نمایندگان هم قانع شدند. آقای ناطق نوری وزیر کشور بود مورد سؤال قرار گرفت و آقای هاشمی رفسنجانی که دید هوا کمی پس است، از ایشان حمایت کرد و نمایندگان قانع شدند.

به‌جز آقای هاشمی شخصیت‌های کلیدی مجلس چه کسانی بودند؟

آقای هاشمی رئیس مجلس بود و از این‌طرف هم مهندس بازرگان و آقای سحابی که ایشان واقعاً شخصیتی کلیدی بود، شخصیت‌های مهمی بودند. مهندس سحابی نظرات کارشناسی می‌داد چون ایشان رئیس کمیسیون برنامه‌وبودجه و هم رئیس کمیسیون صنایع بود و در هر دو زمینه تخصص داشت و آقای هاشمی هم‌ نظر او را قبول داشت و اغلب جاهایی که گرفتاری پیش می‌آمد نظر ایشان را می‌خواستند و می‌پذیرفتند و او هم کارشناسانه نظر می‌داد. آقای ابراهیم یزدی هم از افراد کلیدی بود. برخی از افراد روی قانون تأکید زیادی داشتند آقای محمدجواد حجتی کرمانی از این جمله بودند. آقای دکتر علی گلزاده غفوری بودند که ایشان از میانه راه به بعد دیگر نتوانست طاقت بیاورد و استعفا داد و رفت، ولی فردی مؤثر بود. آقای محمد مجتهد شبستری بود که روی قانون تکیه می‌کرد و اظهارنظر می‌کرد. قبل از عزل بنی‌صدر احمد سلامتیان چون هم حقوق خوانده بود و هم بسیار فعال بود و در خارج از کشور بود فعالیت زیادی داشت و از افراد ویژه مجلس بود.

گفت‌وگو از: مهرداد محمدی

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 9 =