حسرت المپیک، از بی‌دقتی بازیکنان تا بی‌تدبیری مسوولان

تهران- ایرناپلاس- تیم فوتبال امید ایران بازهم در راه رسیدن به المپیک ناکام ماند تا حسرت حضور در این بازی‌ها به نیم قرن برسد.

شاگردان استیلی هر چند در آخرین دیدار مرحله مقدماتی رقابت‌های انتخابی المپیک مقابل چین پیروز شدند اما با تفاضل گل کمتر نسبت به ازبکستان، از صعود به مرحله بعد بازماندند تا طلسم ناکامی‌های امیدها همچنان ادامه داشته باشد.

استیلی، مقصر بود یا قربانی شد
پس از هر ناکامی و شکستی همه به دنبال مقصر هستند، فردی که سپر بلا شود تا مدیران در حاشیه امنیت باقی بمانند. حمید استیلی در شرایطی که می‌دانست چه بازی خطرناکی را شروع کرده اما رفت تا شاید اندک امیدها، به موفقیت ختم شود اما نشد. حمید را همیشه فردی نجیب و آرام دیده‌ایم، او در ذهن هواداران فوتبال خاطرات خوبی را از خود به یادگار گذاشته و باید پرسید چه شد که این بازی دوسرباخت را انجام داد.
البته استیلی اولین و آخرین فردی نیست که قربانی بی‌تدبیری مدیران و مسوولان ورزشی می‌شود. در شرایطی که تیم بدون سرمربی بود و زمانی بسیار اندک تا شروع مرحله مقدماتی بازی‌های المپیک داشتیم، هدایت تیم را بر عهده گرفت تا شاید این بار امیدها، راهی المپیک شوند اما نشد و حسرت و داغ المپیک برای ما باز هم ادامه دارد. 

خانه از پای بست ویران است
ناکام شدیم و از حضور در المپیک بازماندیم. این یک واقعیت تلخ است، واقعیتی که خیلی‌ها روی آن سرپوش گذاشته و نمی‌خواهند آنچه بر سر این ورزش پرطرفدار می‌آید را باور کنند. حسرت حضور در المپیک همچنان بر دلمان ماند، حسرتی که این روزها در فوتبال کم نیست. مشکل فقط به رده سنی امیدها باز نمی‌گردد، ما در همه رده‌ها دچار ضعف و مشکل شده‌ایم. تیم ملی ایران در برابر تیم‌هایی از جمله بحرین و عراق نتیجه را واگذار می‌کند و در کمال تعجب با شکست زمین را ترک می‎‌کند. در رده نوجوانان از مرحله گروهی حذف می‌شود و در رده جوانان حتی به مرحله نهایی هم صعود نمی‌کند. بدتر از همه این که شاید این بار حضور در جام‌جهانی هم برایمان یک آرزو شود و شاید به همین دلیل است که خیلی ها اعتقاد دارند مهدی تاج رییس فدراسیون فوتبال به بهانه بیماری و شرایط نامساعد جسمانی، خیلی آرام و زیرکانه از زیر با مسوولیت فرار کرد و با یک استعفای هوشمندانه خود را خلاص کرد. فوتبال ایران این روزها از فوتبال سطح اول آسیا دور می‌شود، در رده باشگاهی موفقیتی حاصل نمی‌شود و در دره ملی هم ناموفق هستیم. 

قبول مسوولیت استیلی و صالحی، فرهنگی که باید نهادینه شود
عدم صعود به المپیک هر چند برای همه سخت بود اما همانطور که انتظار می‌رفت استیلی با قبول مسوولیت و عذرخواهی از مردم، یک حرکت جدید را آغاز کرد. او خیلی راحت می‌توانست تقصیرها را گردن این و آن بیاندازد اما ایستاد و سر تعظیم در برابر مردم ورزش دوست فرود آورد. اما فقط استیلی نبود که حاضر به قبول مسوولیت این شکست شد، سید رضا صالحی امیری رئیس کمیته ملی المپیک هم در واکنشی به عدم صعود به المپیک 2020 توکیو گفت مسوولیت این ناکامی را می‌پذیرد اما باید ضعف را پیدا کرد و پاک کردن صورت مساله هیچ کمکی نمی کند.

بازیکنان بی‌دقت بلای جان استیلی
شما بهترین مربی جهان، اما زمانی که یک بازیکن از دو قدمی، توپ را به اوت می‌زند، چه می‌توانید بکنید؟ متاسفانه آنچه در این بازی ‌ها خیلی مشهود بود عدم دقت بازیکنان تیم امید بود. بازیکنانی که خود را تافته جدابافته می‌دانند اما در عمل ....
به هرحال هرچه بود تمام شد، اما برای آنکه بدانیم چه بر سرمان آمد، مروری خواهیم داشت بر موقعیت‌های گلی که به راحتی آب خوردن از دست رفت و نتیجه اش خرید بلیط برگشت به تهران شد.
مگر در یک بازی چند بار یک بازیکن در موقعیت گلزنی قرار می‌گیرد؟  شاگردان استیلی در سه بازی برابر تیم‌های ازبکستان، کره جنوبی و چین موقعیت‌های گلزنی را از دست دادند تا حسرت المپیک 48 ساله شود. 

در بازی اول برابر ازبکستان دو موقعیت خوب و مشابه را به خارج از دروازه زدیم تا از یک پیروزی دلچسب دور بمانیم. در نیمه نخست این بازی یک موقعیت طلایی توسط علی شجاعی از دست رفت. شجاعی پاس عرضی صیادمنش را به شکلی باورنکردنی و  در شرایطی که دروازه خالی را پیش رو داشت، به اوت زد تا 3 امتیاز شیرین را به تلخ‌ترین شکل ممکن از دست بدهیم. البته در نیمه دوم این بازی یک موقعیت خوب دیگر هم از دست رفت. این بار هم صیادمنش در نقش یک پاسور عمل کرد و محبی را برابر دروازه قرار داد. بازیکن سپاهان در شرایطی که فقط دروازه‌بان را پیش رو داشت توپ را به آسمان فرستاد تا آرزوهایمان هم به باد برود. 

در بازی برابر چین هم این روند ادامه داشت، در شرایطی که نیاز به یک پیروزی با اختلاف 3 گل داشتیم اما بازهم بی‌دقتی مهاجمان تیم امید کار دستمان داد تا از آنچه می‌خواهیم دور بمانیم. 
ضربه سر جعفر سلمانی هر چند در شرایط نامتعادل زده شد اما دقیقا همان جایی رفت که سنگربان چینی اننظارش را داشت، ضربات علی شجاعی و شاهین طاهرخانی نیز با کمی بی‌دقتی و شاید بدشانسی راهی به چارچوب دروازه پیدا نکرد و صیادمنش هم در گلزنی ناکام ماند. 
از ناکامی و عدم موفقیت مهدی خانی هم باید گفت، او که از چند قدمی در گل‌زنی ناکام ماند، اما همه این‌ها را که کنار بگذاریم بهترین و شاید مهم‌ترین موقعیت گلزنی ایران توسط مهاجم استقلال از دست رفت. مهدی قائدی دروازه خالی چین را کج دید و توپ را به بیرون زد. باورش سخت بود اما آقای گل نیم فصل اول لیگ، یک بخت مسلم و طلایی را به راحتی آب خوردن از دست داد تا یاد موقعیت سوزی طارمی در جام جهانی بیافتیم. 

هر چند برابر چین به پیروزی رسیدیم اما با تفاضل گل کمتر نسبت به ازبکستان، از صعود به مرحله بعد بازماندیم تا برای نهمین دوره متوالی، از خانه بازی‌ها را دنبال کنیم. 

در این شکست کل فوتبال مقصر است
اگر انصاف داشته باشیم همه مشکلات و تقصیرها را نباید گردن یک نفر یا یک گروه انداخت. واقعیت این است که در عدم موفقیت تیم امید، خیلی‌ها دست دارند، فقط اندازه و اثرش متفاوت است. از نبود آکادمی‌ حرفه‌ای فوتبال گرفته تا عدم همکاری باشگاه‌ها با تیم امید، از نبود انجسام در رده‌های مدیریتی فوتبال گرفته تا بلاتکلیفی این تیم حتی در چند ماه آخر و .... همه و همه دست به هم داد تا المپیک همچمان برایمان یک آرزو و رویا باقی بماند. 
بدتر از همه این‌که همه چیز خیلی زود فراموش می‌شود. چند روزی همه داغ هستند اما دوباره یادمان می‌رود که تیم امیدی هست. بازیکنانی هستند که سرمایه فوتبال به شمار می‌روند و ....

آینده را نمی‌توان پیش بینی کرد اما می‌توان آن را ساخت.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 8 =