۶ بهمن ۱۳۹۸،‏ ۱۴:۳۵
کد خبرنگار: 1893
کد خبر: 83648606
۰ نفر

برچسب‌ها

تیم ملی، یتیمی که قیم ندارد

تهران- ایرناپلاس- فوتبال ایران برای خود دنیای عجیب و غریبی است، دنیایی متفاوت با مدیرانی منحصربه‌فرد. اتفاقات و جریان‌هایی که در این فوتبال روی می‌دهد، به نوبه خود آنقدر شگفت‌انگیز است که شاید در هیچ جای این کره خاکی، نتوان نمونه مشابه آن را پیدا کرد و باید به این شیوه مدیریت خلاقانه و خودمحور، تبریک و احسنت گفت!

مدت‌هاست تیم‌ ملی ‌فوتبال ایران مربی ندارد، آن‌هم در شرایطی که بازی‌های حساس و نفس‌گیری را پیش رو داریم و باید تمام و کمال از این مسابقات، سربلند بیرون بیاییم. بعد از رفتن ویلموتس و اتفاقات عجیب و غریبی که با فوتبال ایران عجین شده، صحبت از نام‌ها و مربیان مختلفی شد تا در نهایت به دو اسم برسیم. علی دایی و امیر قلعه‌نویی مربیانی بودند که به نیمکت تیم ملی بسیار نزدیک شده و هواداران فوتبال منتظرند تا در نهایت یکی از این دو نفر، سکان هدایت تیم ملی را در دست بگیرد. اما در روزهای گذشته خبرهایی مطرح شد که مسیر فکری فوتبال‌دوستان را دچار تغییر و تحول کرد. 

در شرایطی که مسئولان فوتبالی از حضور مربی ایرانی در کادر فنی با اطمینان سخن می‌گویند، اما یک رسانه خارجی از مذاکره فدراسیون فوتبال ایران با «جیانی دبیاسی» خبر داده و مدعی شده این گفت‌وگوها در آستانه نهایی شدن است. 
اسکای‌اسپورت نیز در گزارشی به مذاکره مسئولان فدراسیون فوتبال ایران با دبیاسی پرداخته و حتی زمان همکاری را ۳۰ ماهه و تا پایان جام جهانی اعلام کرده است. 

تأیید مذاکره از سوی دبیاسی
در شرایطی که فدراسیون فوتبال هرگونه مذاکره با این مرد ایتالیایی را رد کرده، اما دبیاسی در گفت‌وگویی ضمن تأیید این خبر اعلام کرده است توافقات در آستانه نهایی شدن است. او که سابقه فعالیت در تیم‌ ملی آلبانی و سری آ ایتالیا را در کارنامه دارد، از حضور در ایران و تیم ملی فوتبال کشورمان سخن گفته، اما به یک نکته تأکید دارد. تا همه چیز تمام نشده، به‌صورت رسمی نمی‌توان در این باره اظهارنظر کرد و باید منتظر ماند و دید در روزهای آینده چه اتفاق‌هایی می‌افتد.
این مربی ایتالیایی در گفت‌وگویی با رسانه‌های این کشور در مورد شرایط حضورش در ایران گفته است: جزئیات قرارداد بسیار مهم است. باید دید به چه تفاهمی می‌رسیم. من سابقه کار و فعالیت در تیمی را داشتم که کسی فکرش را هم نمی‌کرد با آن بتوانیم موفق شویم، اما شدیم. من با آلبانی به‌جایی رسیدم که در تاریخ ماندگار شد و این نشان می‌دهد در کارم تا چه میزان جدی هستم. 
او در مورد کار در تیم‌ ملی و باشگاهی هم گفته: فرقی ندارد کجا کار کنی. مهم این است که به هدفی که می‌خواهی، برسی. من تجربیاتی دارم که باید از آنها بهره بگیرم و برای موفقیت در کارم یک نکته مهم وجود دارد و آن هم تلاش است و تلاش. 
البته دبیاسی قبلاً هم گزینه مربیگری در فوتبال ایران بوده، نام او پیش از این برای پرسپولیس، تراکتورسازی و حتی استقلال بر سر زبان‌ها بود، اما در نهایت حضورش در ایران منتفی شد.

فدراسیون فوتبال و تکذیب ماجرا از پایه و اساس
در شرایطی که دبیاسی از مذاکره با مسئولان فوتبال ایران سخن گفته، اما سخنگوی فدراسیون کشورمان این مسئله را از پایه و اساس، تکذیب و عنوان می‌کند: دیباسی گزینه هدایت تیم‌ ملی‌ فوتبال ایران نیست. 
این اظهارنظر رسمی فدراسیون فوتبال ایران  است، اما بر اساس تجربه و اتفاق‌های مشابه قبلی باید به یک نکته توجه داشت؛ اگر هیچ مذاکره‌ای در میان نبوده، چرا دبیاسی باید خود را سر زبان‌ها بیندازد و از مسئله‌ای حرف بزند که از پایه و اساس واقعیت ندارد؟ 
آیا این ذهنیت را که مسئولان ورزشی ما در پرونده‌های مشابه، به هر دلیل از بیان حقیقت خودداری کرده یا موضوع را آن‌طور که می‌خواهند، بیان می‌کنند، نباید مورد توجه قرار داد؟ در ورزش بسیار دیده‌ایم که واقعیت‌ها را آن‌طور که می‌خواهند نشان می‌دهند، یا شاید بهتر است بگوییم واقعیت‌ها را به‌گونه‌ای که دوست دارند رسانه‌ای می‌کنند و... اما حقیقت هیچ‌گاه پشت ابر نمی‌ماند. 
از مشکلات و پرونده‌های فوتبال ایران در مجامع بین‌المللی گرفته تا همین مذاکرات و گفت‌وگوهایی که عنوان می‌شود واقعیت ندارد، همه و همه نشان می‌دهد آن‌طور که ادعا داریم، با هواداران رو راست نبوده و نیستم و باید پرسید در این میان چه کسی حرف راست را می‌زند؟ آیا واقعاً برای خدمت در ورزش آمده‌ایم؟ آیا هوادارانی که از آنها به‌عنوان سرمایه‌های همیشگی نام می‌بریم، حق ندارند بدون کم و کاستی در جریان اتفاق‌هایی که در این ورزش روی می‌دهد، باشند؟ 

باز هم پای دلال‌های همیشگی در میان است؟
این ماجرا یک ضلع سوم هم دارد؛ ضلعی که شاید بیشتر شبیه یک بازی باشد تا واقعیت. دلال‌ها یا دست‌های پشت پرده‌ای که همیشه از آنها صحبت می‌شود، اما برای مقابله و برخورد با آنها هیچ‌وقت کاری صورت نگرفته است . 
شاید همان دست‌های پشت پرده و افراد سودجویی که به دنبال منافع شخصی خود هستند، یک بازی و جریان فکری راه انداخته‌اند تا به هدف یا اهداف خود برسند. افرادی که امروز مطمئن می‌توان گفت منافع شخصی خود را به منافع ملی ترجیح داده و فقط یک چیز برایشان مهم است: جیبی که از پول مردم پر شود. 

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 7 =