از صد دانه یاقوت تا گل پسرم رو قربون؛ ماجرای برچسب زن‌ستیزی به مصطفی رحماندوست

تهران-ایرناپلاس- به گفته شعبانی، هیچ‌کس نمی‌تواند و نباید از نقد و انتقاد برکنار باشد؛ خصوصاً کسانی که در قلمرو ادبیات کودکان می‌کوشند، اما نقد هم چهارچوبی دارد که باید رعایت شود.

شعری از مصطفی رحماندوست که به گفته خودش ۲۱ سال قبل منتشر شده است، نقدهای زیادی متوجه این شاعر و نویسنده حوزه کودک و نوجوان و اشعارش کرد. گروهی آن را نامناسب برای کودکان و گروهی آن را زن‌ستیزانه خواندند. این شاعر در گفت‌وگویی از اشعارش دفاع کرد و آنها را متناسب با عاطفه و روحیات کودکان دانست. پیش از این هم جسته و گریخته برخی نقدها به اشعار رحماندوست به گوش می‌رسید، اما شاید شهرت و سابقه او و نیز حمایت‌های خاصی که از او به عمل می‌آید، راه نقد علنی و جدی را بسته بود.

مصطفی رحماندوست شاعر خاطره‌انگیز و محبوب دوران کودکی نسل جوان و میانسال امروز است. شعر صد دانه یاقوت او را کمتر کسی است که نشنیده باشد و حفظ نباشد. اما این شعر او که اخیراً دست به دست شد، باب نقد جدی آقای شاعر را گشود: «گل پسرم رو قربون/ تاج سرم رو قربون/ می‌خواد بره مدرسه/ بخونه حساب و هندسه/ بزرگ بشه زن بگیره/ عروس برای من بگیره/ خودش کنارم می‌شینه/ زنش برام میز می‌چینه/ آب میاره/ نون میاره/ پلو و فسنجون میاره.» این شعر در قالب کتابی با نام «ترانه‌های نوازش» از سوی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان منتشر شده است.

مصطفی رحماندوست در واکنش به انتقادها در فضای مجازی به ایبنا گفت: اشعار کتاب «ترانه‌های نوازش» اصلا محتوای جنسیت‌زده و زن‌ستیز ندارد و کاملا عاطفی و مطابق با دنیای کودکان است و اغلب افرادی که این انتقاد را مطرح کرده‌اند، اصلا دنیای بچه‌ها را به رسمیت نمی‌شناسند.

درباره اینکه آیا این اشعار مغایر با روحیات کودکان است و در این صورت چرا از طرف فردی با تجربه مانند رحماندوست گفته شده است، با اسدالله شعبانی، شاعر، نویسنده و پژوهشگر ادبیات کودک و نوجوان و بزرگسال گفت‌وگویی داشتیم. او به خبرنگار ایرناپلاس توضیح داد: نخست باید بگویم هیچ‌کس نمی‌تواند و نباید از نقد و انتقاد برکنار باشد؛ خصوصا کسانی که در قلمرو ادبیات کودکان می‌کوشند. اما نقد هم چهارچوبی دارد که باید رعایت شود. با مطرح کردن یک شعر و در واقع یک ترانه نوازش، آن هم ضعیف که به قول خود شاعر متعلق به ۲۱ سال پیش بوده، نمی‌توان پیرامون همه کارهای شخص، درست قضاوت کرد! بدتر آنکه به جای نقد اثر یا طرز تفکر او، شخصیتش را ضایع و او را متهم به آموزش برده‌داری کنیم! 

این پژوهشگر با اشاره به اینکه مصطفی رحماندوست به اعتبار کتاب‌هایش نگاهی تازه به دنیای کودکان دارد و از خیلی‌های دیگر که ادای روشنفکری در می‌آورند، مدرن‌تر است، ادامه داد: حالا چرا در این دام افتاده است؟ به گمان من ذهنیت ۲۱ سال پیش رحماندوست ایجاب می‌کرد چنین نگاهی به آموزش داشته باشد. رحماندوست امروز چنین نگاهی را دیگر ندارد، اما نظام آموزشی ما همچنان در همان مقطع متوقف شده و گاه حرکت قهقرایی دارد؛ در صورتی که رحماندوست امروز جلوتر از این سیستم حرکت می‌کند. حرف‌های من برای دفاع از عملکرد رحماندوست یا تایید هر نوشته ضعیفی از او نیست؛ اما معتقدم شیوه برخورد با او در فضای مجازی غیرمنصفانه و کمی هم بدخواهانه بوده است. گویا خودش گفته نمی‌خواسته با رسانه‌های بیگانه مصاحبه کند، آنها هم علیه‌اش جوسازی کرده‌اند! این حرف رحماندوست را کسی جدی نمی‌گیرد؛ اینها  ناشی از بلندپروازی‌های کودکانه اوست. اگر غرض و مرضی در کار باشد، شوربختانه ناشی از چشم و هم‌چشمی دوستان و همگامان دیروز خود اوست تا بیگانگان!

نباید از نقش ناشر غافل شد

او با تاکید بر اینکه نباید از نقش ناشر غافل شد، توضیح داد: بیشتر از این که شاعرِ ۲۱ سال پیش را به پرسش بگیریم، باید ناشری را که اثر ۲۱ سال پیش را امروزه  بدون بررسی، چاپ و منتشر می‌کند، بازخواست کنیم؛ آن هم در حالی که هزاران کتاب قابل چاپ را در آرشیوش زندانی کرده است و اعتنایی هم به قراردادهای نویسندگان  نمی‌کند و حقوق مادی و معنوی آنان را نادیده می‌گیرد!

شعبانی با بیان اینکه بهتر بود رحماندوست ایراد کارش را بپذیرد و به جای دفاع از طرز نگرش ۲۱ سال پیش خود، اقدام به اصلاح و ویرایش کتابش کند، گفت: این که نسل‌های پیش در ترانه‌های نوازش آرزوهای خود را بیان کنند، توجیه کننده طرح آموزه‌های نادرست برای کودکان نیست. من در این مورد با ایشان اختلاف نظر دارم؛ رحماندوست خودش اینها را می‌داند و خلاف بعضی‌ها پذیرش زیادی هم در نقد دارد.

همه کوشش‌های یک نویسنده را نادیده نگیریم

این پژوهشگر ادبیات کودک و نوجوان ادامه داد: شخصا به شعرها و طرز تفکر رحماندوست انتقاد دارم و طبیعی است که با او اختلاف فکر و سلیقه داشته باشم، با این همه، برای او به‌عنوان کوشنده و پیشرو در قلمرو ادبیات کودکان، احترام قائلم و لجن‌مال کردن شخصیتش را چه توسط بیگانگان باشد و چه شیطنت دور و بری‌های خودش، نمی‌پسندم. در اینجا یاد حرفی از دوست و همکار دیرینم احمدرضا احمدی، شاعر افتادم که برای خود من گفت: «در بدترین شرایط که کتاب‌هایم روی دستم مانده بود و هیچ ناشری  آنها را چاپ نمی‌کرد، مصطفی رحماندوست به دادم رسید؛ کتابم را در نشر زلال که در آن زمان مدیریتش را به‌عهده داشت، چاپ کرد و حق‌التالیف خوبی هم به من پرداخت!» در صورتی که می‌دانم رحماندوست با شعر احمدرضا و شاعران هم سنخ او هیچ میانه‌ای ندارد. اینها را گفتم تا دوستانی که در فضای مجازی علیه او جوسازی کرده‌اند، کمی درنگ کنند؛ نه این که از نقد طرز تفکر دیروز و امروز او خودداری بورزند، نه، اتفاقا ادبیات کودک بیش از هر چیز به نقد نیازمند است، اما با انگشت گذاشتن بر یک یا حتی چند اثر نامناسب یک کوشنده ادبیات کودکان، همه کوشش‌های او را نادیده نگیریم!

گزارش از آیدین پورخامنه

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 0 =