۱۵ بهمن ۱۳۹۸،‏ ۱۵:۱۶
کد خبرنگار: 3006
کد خبر: 83660570
۱ نفر

برچسب‌ها

اصلاح‌طلبان اشتباه می‌کنند

تهران- ایرناپلاس- با نزدیک شدن به ایام انتخابات مجلس، بحث در محافل اصلاح‌طلبان حول نحوه مواجهه با این انتخابات به اوج رسیده است.

آن‌گونه که به نظر می‌رسد، اقلیتی مدافع شرکت در انتخابات و ارائه لیست هستند و اکثریتی مخالف ارائه لیست بوده و برخی از آن‌ها حتی از تحریم انتخابات دفاع می‌کنند. با این وجود، فارغ از تصمیم انتخاباتی اصلاح‌طلبان، آنچه به نظر می‌رسد تداوم همان اشتباهات گذشته است که در فرایند تصمیم‌گیری‌ها مشهود است. نگارنده این یادداشت اگرچه خود را یک اصلاح‌طلب می‌داند، اما بیان اشتباهات این جریان را برای حیات آن لازم می‌داند. برخی از این اشتباهات به این شرح هستند:

اشتباه اول: فقدان استراتژی میان‌مدت و بلندمدت

مهمترین اشتباه اصلاح‌طلبان، فقدان استراتژی میان مدت و بلند مدت است. اکثریت آن‌ها در حالی انفعال در انتخابات را تئوریزه می‌کنند که در نهان به انتخابات سال ۱۴۰۰ می‌اندیشند و این در حالی است که این دو با هم نسبتی ندارند. جریانی که خواهان مشارکت جدی در انتخابات ریاست جمهوری است، اگر در این انتخابات منفعل باشد و نتواند با استفاده از فرصت انتخابات پیوندش با مردم را تقویت کند، فرصت‌سوزی کرده است.

آن‌ها به بهانه ردصلاحیت‌های گسترده، می‌گویند در انتخابات از کسی حمایت نمی‌کنند. اما به این پرسش پاسخ نمی‌دهند که اگر در سال ۱۴۰۰ نیز کاندیداهای مطلوبشان رد صلاحیت شدند، در قبال آن انتخابات چه موضعی می‌گیرند که با مواضع امروزشان هم‌خوانی داشته باشد.

پیش از این هم نوشته بودم که اصلاح‌طلبان اگر می‌خواهند در عرصه سیاسی کشور باقی بمانند، باید تکلیف خودشان با انتخابات در جمهوری اسلامی را روشن کرده و از حرکات زیکزاکی پرهیز کنند. آن‌ها به جای این که «چو فردا شود فکر فردا کنند» باید بگویند برنامه‌شان برای بعد از انتخابات مجلس چیست و آنگاه بر همان مبنا در مورد انتخابات تصمیم‌گیری کنند.

اشتباه دوم: انفعال و فقدان خلاقیت

اشتباه اکثریت اصلاح‌طلبان، انفعال در قبال انتخابات است. آن‌ها با این استدلال که بیشتر کاندیداهایشان ردصلاحیت شده‌اند و در اکثر حوزه‌ها کاندیدا ندارند، عرصه انتخابات را به طور کلی رها کرده‌اند. گویی در انتخابات یا باید لیست ۳۰ نفره داد یا اساسا منفعل و بی‌برنامه عمل کرد و هیچ راه میانه‌ای در این بین وجود ندارد. خلاقیتی در تصمیمات این اصلاح‌طلبان مشاهده نمی‌شود. حال آن که متناسب با یک استراتژی میان مدت و بلند مدت (که امروز فقدان آن حس می‌شود)، می‌توان تصمیمات خلاقانه‌ای در مورد انتخابات گرفت و از انفعال خارج شد. این تصمیمات لزوما نباید با هدف پیروزی در انتخابات باشد؛ بلکه باید در خدمت استراتژی‌های این جریان قرار بگیرد. آن‌ها می‌توانند برنامه‌های سنجش‌پذیری که برای حضور در مجلس تهیه کرده بودند را منتشر کنند، شهرستان‌ها را جدی‌تر بگیرند، لیستی محدود حاوی زنان و جوان متخصص و کمتر شناخته شده ارائه کنند و یا مکانیزمی برای رأی اعتراضی تعیین کنند.

اشتباه سوم: سرمایه‌ساز دانستن عدم شرکت در انتخابات

بسیاری از اصلاح‌طلبان، به غلط، می‌اندیشند که در صورت عدم ارائه لیست در انتخابات، سرمایه اجتماعی آن‌ها تقویت شده یا حداقل حفظ می‌شود. حال آن که رویگردانی مردم از اصلاح‌طلبان، فقط به خاطر کنش انتخاباتی آن‌ها نیست و دلایل فرا انتخاباتی دارد. عملکرد نیروهای نسل گذشته اصلاح‌طلب و بیگانگی با جامعه و عموم مردم، فقدان سازوکارهای دموکراتیک و شفاف، فقدان رسانه‌های قدرتمند، نداشتن استراتژی و برنامه و ... سهم به مراتب مهمتری در کاهش اقبال عمومی به اصلاحات داشته است که با شرکت در انتخابات یا تحریم آن نیز این موضوع حل نمی‌شود. اصلاح‌طلبان به جای آن که افزایش سرمایه اجتماعی خود را در انفعال انتخاباتی جستجو کنند، باید ایرادات خود را مرتفع نمایند.

اشتباه چهارم: توقف پشت درهای بسته شورای عالی

شورای عالی سیاستگذاری اصلاح‌طلبان، که روز به روز ناکارآمدی خود را بیشتر نشان داده و از کرختی و عدم خلاقیت رنج می‌برد، مانعی در تصمیم‌گیری اصلاح‌طلبان شده است. حال آن که بدنه‌ جوان اصلاحات، بدون آن که نیاز به تصمیمات این شورا داشته باشد، خود می‌تواند فعالانه وارد میدان شده و متناسب با استراتژی‌های میان مدتی که در ذهن دارد، در ایام انتخابات کنشگری داشته باشد. کنشگری نه معطوف به پیروزی، بلکه معطوف به آنچه می‌خواهد در آینده محقق کند که برخی از این اقدامات در بالا اشاره شد.

در کنار اشتباهات مذکور می‌توان موارد دیگری را نیز برشمرد. اما آنچه واضح است آن است که نیروی سیاسی باید نسبت به تبعات تصمیم خود مطلع باشد. شرکت کردن یا نکردن در انتخابات هریک تبعاتی دارد که به قدر کافی در مورد آن اندیشیده نشده است. یکی از تفاوت‌های مهم یک نیروی سیاسی با دیگران آن است که نیروی سیاسی نمی‌تواند بگوید من در انتخابات منفعل هستم و کاری به آنچه بعد از انتخابات می‌افتد ندارم. یک نیروی سیاسی حتی اگر تصمیم به انفعال می‌گیرد، باید بداند متناسب با آن تصمیمش چه برنامه‌ای برای آینده دارد. انفعال انتخاباتی اصلاح‌طلبان نمی‌تواند تصمیم مناسبی برای آینده باشد چرا که ظاهرا آن‌ها همچنان قصد مشارکت در آینده سیاسی کشور را دارند.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 0 =